دل نوشته قرائت شده يكي از جوانان جهادي اردوهاي هجرت بسيج سازندگي در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي دامت بركاته

به نام خداوند مهرباني كه باب جهاد را به روي ما گشود.
دل نوشته قرائت شده يكي از جوانان جهادي اردوهاي هجرت بسيج سازندگي در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي دامت بركاته
پنجشنبه, 07/01/1389 - 14:43
دوستان! يادتان هست زماني كه روستائيان مي فهميدند بدون هيچ حقوقي فقط به فرمان رهبري از جان عزيزترمان به مناطق محروم ميآييم، ما را سفيران رهبري فرزانه انقلاب دانسته و و دائما ميگفتند: هروقت آقا را ديديد سلام ما را هم برسانيد و بگوييد جوانان و مردان و زنان
دل نوشته قرائت شده يكي از جوانان جهادي اردوهاي هجرت بسيج سازندگي  در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامي دامت بركاته
دوستان! يادتان هست زماني كه روستائيان مي¬فهميدند بدون هيچ حقوقي فقط به فرمان رهبري از جان عزيزترمان
به مناطق محروم مي¬آييم، ما را سفيران رهبري فرزانه انقلاب دانسته و و دائما مي¬گفتند: هروقت آقا را ديديد سلام
ما را هم برسانيد و بگوييد جوانان و مردان و زنان روستايي منتظر قدوم پربركت شما هستند. و ما نيز امانت سنگين ابراز محبت اهالي را تا امروز به دوش كشيديم امّا عجب زيبا آرزوهايمان برآورده شد.
عزيزان جهادي! باورتان مي¬آيد؟! چشم را باز كنيد ديگر خواب نيست، آقايمان سيّد علي ما را به حضور طلبيده ...
يادتان هست آن لحظه كه كوه¬هاي صعب العبور، ادامه مسير را محال مي¬نمود، آن هنگام كه روزها، بچه¬ها
از خوردن آب رودخانه مريض مي¬شدند تنها آرزوي ديدار يار و وصال دلدار، سختي¬ها را شيرين مي¬نمود
البته خيلي¬هايمان، همان شبها كه از فرط خستگي همچون جنازه¬اي بي جان خوابمان مي¬برد لبخند رضايت
سيد و مقتدايمان بود كه توان مضاعف بچه¬هاي جهادي بود؛ همين چند هفته پيش در اردوي آخر چهار نفر از بچه¬ها، روياي صادقانه¬شان را با اشك تعريف مي¬كردند و همانجا بود كه فهميديم بزودي به محضر وليّ امرمان
شرفياب خواهيم شد.
سلام گرم هزاران هزار مرد و زن روستايي و درود و ارادت قلبي برخاسته از زمين ضمير وجودي صدها هزار دانش¬آموز و دانشجو و معلم و طلبه و پزشك و مهندس جهادي به ذريّه پاك نبّوي، عزيز دل فاطمي، امام حكومت عدل علوي، وارث ابهّت و جلالت حسيني، ادامه دهنده نهضت خونبار حسيني، شه ملك سبز رضوي، نايب برحقّ حضرت مهدي عج، شاگرد برجسته مكتب خميني حضرت آيه اله العظمي المام سيّد علي خامنه اي دامت بركاته.
*******************************



رهبرا! همواره اين سئوال ذهن همه دلسوزان را به خود مشغول نموده بود كه چرا جهاد سازندگي، آن يادگار امام
راحل عظيم الشان جليل القدر بزرگوارمان، منحل شد؟ تا اينكه تدبير حكيمانه از لسان مبارك حضرتعالي،
دستور تاسيس بسيج سازندگي را چون انوار درخشان حق و حقيقت بر سراسر كشور پهناورمان به پرواز درآورد
و قلوب پاك نوجوانان و جوانان اين مرز پرگهر را تسخير نمود و اردوهاي سازندگي نقطه عطفي شد
براي تداوم گمنامي و بي نام و نشاني دانش آموختگان مدرسه عشق و اينگونه، گروه¬ها يكي پس از ديگري
وضوي عشق ساخته و در محراب خدمت، نماز بندگي را ادا نمودند. خوب يادم هست 30 روز در گرماي طاقت فرساي تابستان مشغول كندن زمين كه نه، دل كندن از زمين براي كانال كشي آب روستا بوديم كه مسئولي سرزده
به اردويمان آمد. پس از گپ و گفتي صميمانه، گفت : بچه ها! با من كاري نداريد؟ « يكي از جوانان بهشتي گروه¬مان با تمام وجود فرياد زد: برادر! 2 روز ديگر كارمان تمام مي¬شود، آمادگي داريم در روستايي دورتر و محرومتر با خدماتي بيشتر، كاري سنگين¬تر را انجام بدهيم و يك ماه ديگر هم بمانيم چون ما كار براي خدا را دوست داريم. »
اجازه دهيد خاطره اي هم از ايلام برايتان بگويم. روز اوّل با مشاهده كوه¬هاي سر به فلك كشيده آن ديار،
به خود گفتيم صعود به اين ارتفاعات محال است چه رسد به آبخيزداري. به قول روحاني جوان گروه آن دست پنهاني كه همواره ياري¬گر بچه¬هاي جهادي بوده و قايت و نهايت خدمت جهادگران، بسترسازي ظهور آن مطلع كل مي¬باشد، فرزندان دلبندتان را چنان ياري نمود كه والله زبان قاصر از توصيف و دستان عاجز از قلمراني هستند؛ وصف جواناني
كه سنگ¬هاي عظيم الجثه را در آن ارتفاعات جابجا مي¬كردند به دور از دوربين¬هاي صدا و سيما و برنامه مردان آهنين!
آنجا بود كه قوي¬ترين مردان پولادين را مشاهده كردم كه با قوتي ناچيز و بدون امكانات اوليه، روزهاي سخت دنيا
را به عشق تحقق مطالبات بحق رهبري سپري مي¬كردند.
اي سيّد ما! اجازه دهيد حامل سلام بسياري از بچّه¬هاي جهادي باشم كه هم اكنون در اردو هستند و با چشماني گريان گفتند : سلام ما را هم به آقا برسانيد و بگوييد: پدرجان! دعا كن تا ما نيز به كاروان اسلاف گرانقدرمان
شهيدان عرصه خدمت رساني همچون نورعلي شوشتري بپيونديم.
سبز باد جاي خالي مهاجر آسماني، والي دلهاي مردم بشاگرد، حاج عبدالله والي.
اي مقتداي ما! اگر چه امروز از جهاد سازندگي، آن يادگار بي بديل امام امّت، خبري نيست، ليك پس از گذشت
يك دهه از فعاليت بسيج سازندگي، اين ميراث جاودانه و ماندگار، در محضر نايب المهدي ( عج )،
عهد مي¬بنديم هيچگاه نخواهيم گذاشت پرچم پرعزّت و افتخار جهادي بسيج سازندگي از قلّه¬هاي قلوب سربازانتان
به زير آيد و در اين راه، جان ناقابلمان را فدا خواهيم كرد.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.