حسين موسويان يكي از بهترين ديپلمات هاي ايراني است!!!

"وال استريت ژورنال" به نقل از مقامات آمريكايي:
حسين موسويان يكي از بهترين ديپلمات هاي ايراني است!!!
شنبه, 12/07/1389 - 14:43
"حسين موسويان"به دليل همكاري در تعليق برنامه هسته اي ايران "يكي از بهترين ديپلمات هاي ايراني" است
حسين موسويان يكي از بهترين ديپلمات هاي ايراني است!!!
به گزارش «نسيم» به نقل از برهان، «جي سولومان»، روزنامه نگار و تحليل گر آمريكايي درباره ي «حسين موسويان» در نشريه ي آمريكايي «وال استريت ژورنال» اين گونه مي نويسد: «سيدحسين موسويان ديپلمات اسبق و مذاكره كننده ي هسته اي ايراني كه به آمريكا رفته كم تر از يك سال است كه در دانشگاه پرينستون مشغول به كار و هم چنين نوشتن مقالات سياسي اجتماعي در رابطه با ايران شده است. ديپلمات ايراني در آمريكا، پنجره اي از اطلاعات درباره تهران گشوده است.»

موسويان فردي است كه طبق اظهارنظر مقامات مختلف آمريكا، يكي از «به مراتب بهترين ديپلمات هاي ايراني» است؛ چراكه همراهي وي براي تعليق غني سازي اورانيوم توسط ايران، به عنوان «يكي از پيشرفت هايي تلقي مي شد كه مي توانست به عادي سازي مناسبات ميان ايران و غرب منجر شود.» اين در حالي است كه تيم مذاكره كننده ي هسته اي موسويان به دليل دستور مقام معظم رهبري مبني بر توقف تعليق غني سازي؛ بركنار شد و 3 سال پيش، به اتهام جاسوسي عليه نظام تحت محاكمه و پي گرد قرار گرفت.

آن چه در زير مي آيد، ترجمه نخستين بخش از مقاله اي است كه از سوي موسويان-كه هم اكنون در آمريكا به سر مي برد- در سايت «ايران ري ويو» منتشر شده است.

برنامه ي هسته­اي ايران حداقل در طي 6 سال گذشته، جزو صدر اخبار بين اللملي بوده است. هم چنين علي رغم توقف ديپلماسي و تلاش براي ايجاد توافقي صلح­آميز ميان ايران و 1+5، پرونده ي ايران هم چنان از اولويت­هاي آمريكا و اروپا محسوب مي شود و هنوز احتمالاتي براي بهبود وضعيت وجود دارد.

صرف نظر از اين كه چه كسي حكومت ايران را در اختيار دارد؛ حقوق ايران در برنامه ي هسته­اي و چرخه ي سوخت به يك موضوع غيرقابل مذاكره بدل شده است؛ هيچ فرد ايراني، چه مقام هاي ايراني و چه چهره­هاي اپوزسيون قادر نيستند با حقوق هسته­اي ايران مخالفت كرده و يا برنامه ي غير نظامي ايران را متوقف كنند، البته تاكتيك­هاي مذاكره براي دست­يابي به روش­هايي جهت حل مسأله متفاوت است، همان طور كه تاكتيك مذاكره ها طي دوران رياست جمهوري خاتمي با ساير دوران ها، تفاوت عمده­اي داشته است.

موسويان فردي است كه طبق اظهارنظر مقامات مختلف آمريكا، يكي از «به مراتب بهترين ديپلمات هاي ايراني» است؛ چراكه همراهي وي براي تعليق غني سازي اورانيوم توسط ايران، به عنوان يكي از پيشرفت هايي تلقي مي شد كه مي توانست به عادي سازي مناسبات ميان ايران و غرب منجر شود.

براي دست­يابي به راه­حلي كه از سوي طرفين قابل قبول باشد، نگراني­هايي جامعه ي بين­المللي- به خصوص دغدغه­هاي كشورهاي غربي- و ملت ايران بايد لحاظ شود. تاكنون، رسانه­هاي بين­المللي تنها بر دغدغه­هاي غرب متمركز شده؛ در نتيجه نگراني­هاي ايران از ديد افكار عمومي غرب پنهان مانده بود. براي اين كه به توافقي صلح­آميز و منصفانه برسيم؛ نكات كليدي دغدغه­هاي ايرانيان را به صورت زير خلاصه­وار درج نموده­ام.

الف) نوشته­هاي مهم تاريخي درباره­ي برنامه ي هسته­اي ايران قبل از انقلاب اسلامي 1979

1.ايالت متحده اساس برنامه ي هسته­اي در ايران را با انعقاد قراردادي به نام «انرژي اتمي صلح­آميز» در دهه ي 60 ميلادي بنيان نهاد. در سال 1967 راكتور تحقيقاتي تهران از سوي آمريكايي­ها و با تجهيزات آمريكا، ساخته شد. واشنگتن به ايران پيشنهاد داد كه قبل از سال 2000 بايد 23 نيروگاه هسته­اي داشته باشد. ايران پيشنهاد ايالات متحده را پذيرفت و قرارداد بين دو كشور به امضا رسيد.

2.آلمان طي قراردادي با ايران، ساخت دو نيروگاه هسته­اي در بوشهر را با ظرفيتي معادل 2300 مگا وات قبول كرد و متعهد شد ساخت اين دو نيروگاه تا سال 1981 پايان مي­يابد.

3.شركت تحقيقاتي مشتركي به نام «سوفي ديت» از سوي ايران (40 درصد) و فرانسه (60 درصد) در سال 1975 براي غني سازي اورانيوم تأسيس شد؛ ايران 10 درصد سهام فرانسه را به نام يوروديت خريد و در مقابل يك ميليون دلار در سال 1975 و 185 ميليون دلار در سال 1977 به فرانسه پرداخت كرد.

4.در سال 1976، جرالد فورد، پس از او رييس جمهور ايالت متحده، رهنمودي را براي طي چرخه ي هسته اي ايران امضا نمودند، استراتژي فورد مي­گفت: «توليد انرژي هسته­اي تأمين نيازهاي رو به رشد اقتصادي ايران باشد و نفت باقي مانده براي صادرات و يا تبديل به محصولات پتروشيمي، استفاده شود.

5.در گزارشي كه در 1974 منتشر شد؛ CIA به وضوح اعلام كرد: «اگر شاه در اوايل دهه­ي 80 زنده بود ... و اگر كشورهاي ديگر (به خصوص هند) به گسترش تسليحات ادامه مي­داد، شكي نبود كه ايران به خوبي از قراردادها پيروي مي­كرد.»

6.هم چنان ايران با آفريقاي جنوبي قراردادي را امضا كرده كه طبق آن آفريقاي جنوبي موظف بود تا غني سازي اورانيوم را براي ايران انجام دهد.

وقايع نام برده شده تنها بخشي از زمينه­هاي برنامه ي هسته­اي ايران در دهه ي 60 و 70 است كه براي تحليل وضعيت فعلي بسيار ضروري به نظر مي­رسد.

ب) گسترش پيشرفت­ها بعد از انقلاب 1979

1. هرچند آلمان حدود 8 ميليون پزوي آرژانتين كه معادل كل قراردادش با ايران بود را دريافت كرد و 90درصد از نخستين نيروگاه­هاي هسته­اي 196 مگاواتي را برا ي شان به اتمام رساند، اما تنها 50 درصد نيروگاه دوم را انجام داده و از اتمام پروژه خودداري نمود.

2. ايران هزينه ي 60 تن از (UF6) نيروگاه بوشهر را به اروپا پرداخت كرد اما پس از انقلاب انتقال (UF6) متوقف شد و به ايران تحويل داده نشد.

3. طبق قردادي كه ايران با ايالات متحده منعقد كرده، آمريكا موظف شده بود تا سوخت هسته­اي را براي راكتور تحقيقاتي تهران تأمين كند. اما پس از انقلاب، واشنگتن سوخت را تحويل نداد و علي‏رغم اين كه ايران هزينه­ي سوخت را به ايالات متحده پرداخت نموده بود اما آمريكا حتي از بازپرداخت هزينه ي پرداخت شده نيز خودداري كرد.

4.فرانسه نيز تمامي قراردادها را نقض كرد.

5. به دليل اعمال فشار ايالات متحده، كشورهاي ديگر نظير چين و آرژانتين از انجام منعقدات خود سرباز زدند و پس از انقلاب تمامي همكاري­هاي شان با ايران متوقف شد.

پس از انقلاب اسلامي، ايران به تعهدات (NPT) پاي بند ماند و پس از تغيير رژيم، غرب تمامي تعهدات خود را كه طي قراردادهاي دو جانبه متعهد شده بود، رد كرد. اين نخستين اشتباه غرب در قبال ايران بود و ايران را به سوي خودكفايي سوق داد.

از سال 1990 تا 1997 به عنوان سفير ايران در آلمان حضور داشتم و تمامي تلاش خود را كردم تا تعهدات شان را براي تكميل نيروگاه بوشهر به انجام برسانند هرچند كاملاً غيررسمي و محرمانه به من گفتند كه تحت فشار ايالات متحده، آلمان قادر به اجراي تعهدات خود نيست.

6. در 1980، صدام حسين به ايران حمله كرد و در مقابل چشمان شگفت زده ي مردم جهان، غرب، يعني اروپا از او حمايت كردند و پشتيباني هاي مالي، نظامي و سياسي خود را از عراق انجام داده و در مقابل، ايران را تحريم كردند. در اين حين، عراق عليه غيرنظاميان ايران، بمب شيميايي استفاده كرد و كشورهاي غربي تسليحات شيميايي را در اختيار عراق گذاشت و قوانين بين المللي را نقض كرد. اين نخستين استفاده از سلاح هاي كشتار جمعي پس از جنگ جهاني دوم بود.

پ)پس از اين مقدمه ي كوتاه ولي مهم، به اشتباهات غرب مي پردازيم

1- بند 4 معاهده ي (NPT) ذكر كرده كه همه ي امضاكنندگان بايد معاهده ي تجهيزات، مواد و اطلاعات علمي و تكنولوژيكي را بپذيرند و براي استفاده ي صلح آميز انرژي هسته اي از سوي اعضا همكاري كنند. ايران در 1986 معاهده ي (NPT) را پذيرفت و مجلس ايران نيز آن را تصويب كرد.

پس از انقلاب اسلامي، ايران به تعهدات (NPT) پاي بند ماند و پس از تغيير رژيم، غرب تمامي تعهدات خود را كه طي قراردادهاي دو جانبه متعهد شده بود، رد كرد. اين نخستين اشتباه غرب در قبال ايران بود و ايران را به سوي خودكفايي سوق داد.

2- حمايت همه جانبه از ديكتاتور عراق در 8 سال جنگ عليه ايران و حمايت هاي مستقيم و غيرمستقيم استفاده از سلاح هاي شيميايي عليه ملت ايران دومين اشتباه استراتژيك غرب بود كه موجب شد ايران به يقين برسد غرب مخالف سلاح هاي كشتار جمعي، نيست.

3- پس از پايان جنگ و انتخاب هاشمي رفسنجاني، دوران بازسازي و تشنج زدايي آغاز شد. گروگان گيري غرب در لبنان زمينه ي كاهش تنش ها ميان روابط ايران و غرب را فراهم ساخت. رييس جمهور آمريكا و وزير كشور، پيام هاي متعددي ارسال نمودند. حسن نيت ايران موجب آزادي گروگان هاي غرب شد اما در مقابل، ايالات متحده تحريم هاي اقتصادي عليه ايران را افزايش داد.

اين سومين اشتباه استراتژيكي غرب بود و هرگونه احتمال آشتي با ايران پس از تجاوز عراق را، از بين برد و ايران را مصمم كرد تا در زمينه ي نظامي و تكنولوژي هسته اي صلح آميز خودكفا شود.

4- در سال هاي 94 و95(م)، غرب تلاش كرد ايران را متقاعد كند، قرارداد سلاح هاي شيميايي را تصويب كند. در اين مدت سفير ايران در آلمان بود و آلمان بهترين رابطه با ايران نسبت به ساير كشورهاي اروپايي را داشت. صدر اعظم آلمان مرا فراخواند و نامه ي مهر و موم شده اي را به من سپرد تا به رييس جمهور ايران برسانم. در اين نامه وي تأكيد كرده بود كه اين اقدام، بازكردن در صادرات فن آوري شيميايي به ايران است. ايران نيز منع سلاح هاي شيميايي را تصويب كرد اما نه آلمان و نه هيچ كشور غربي ديگري به تعهدات خود جامه ي عمل نپوشاندند؛ هرچند اين قرارداد آن ها را ملزم مي كرد اقدام هاي گفته شده را انجام دهند. اين اقدام نيز چهارمين اشتباه غرب بود كه به ملت و سياست مداران ايران آموخت:

نخست اين كه ايران بايد علي رغم تمامي تحريم ها، نظارت ها و بازرسي ها به قرارداد منع سلاح شيميايي پاي بند باشد.

دوم اين كه ايران با تعهد منع سلاح شيميايي از فن آوري صلح آميز، محروم خواهد شد.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.