اولين كنگره اخلاق پرستاري مبتني بر مباني اسلامي

آيت ا... خاتمي نايب رئيس مجلس خبرگان
اولين كنگره اخلاق پرستاري مبتني بر مباني اسلامي
شنبه, 12/07/1389 - 14:43
اولين كنگره اخلاق پرستاري مبتني بر مباني اسلامي
آيت ا... خاتمي نايب رئيس مجلس خبرگان در اولين كنگره اخلاق پرستاري مبتني بر مباني اسلامي كه به همت سازمان بسيج جامعه پزشكي تهران بزرگ با همكاري دانشگاه بهزيستي و توانبخشي و دانشگاه علوم پزشكي تهران با حداكثر امتياز باز آموزي از تاريخ 16 الي 17 بهمن ماه در مركز همايش هاي بين المللي رازي برگزار شد سخناني در خصوص پرستاري ايرادكردند .
سلامت آرامش روحي جامعه نشست مباركي است و در راستاي تحقق رهنمودهاي مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي است همايش ها و نشست ها دونوع است در اين كشور ،يكي همايشهايي است كه صرفا تشريفات است و افراد شركت كننده هم به همين انگيزه مي آيند، نوع دوم همايشهاي كاري است كه بار ارزشي ، علمي معنوي دارد اميدوارم اين همايشها از نوع دوم همايشهاي باشد ، هم در عرصه كاري پرستاران گرامي هم در عرصه علمي ، بنده در كتابخانه ام نگاه كردم ديدم با اين كه در موضوعات مختلف كتابهاي متعددي دارم ، حتي در باب اخلاق پزشكي ديدم چهار كتاب نفيس است ، ارزش اين شغل شريف و جايگاه بلند اين كار به نظر مي رسد در اين زمينه كم كار شده ، اگر حاصل اين همايشها خلق آثار نفيس در اين رابطه باشد در اين صورت مي توان گفت كه همايش ، همايش مباركي است به هر حال چند نكته از روايات ائمه عصمت و طهارت يادداشت كردم در رابطه با پرستاري كه به نظرم مي رسد نكات كليدي است، سعي مي كنم به اختصار اين نكاتي را كه يادداشت كردم محضرتان عرض كنم ، نكته اول اين است دو نگاه به پرستاري مي توان داشت يك نگاه ، نگاه شغلي است و يك نگاه ، نگاه معنوي است ، نگاه شغلي معناش روشن است ، انسان مي خواهد زندگي بكند و اين زندگي نياز به منبع درآمد دارد اين نگاه به اصطلاح طلبه گي ما يك نگاه مباح است اشكالي در اين نگاه نيست لكن نگاه دوم نگاه معنوي است البته اين دو نگاه در كار تاثير دارد كسي كه نگاهش نگاه شغلي است وقتي مي بينه درآمدش اون درآمدي كه مي خواهد نيست دق و دلش را سر مريض در مي آورد ، ميگه كه حالا وظيفه خودشون رو انجام نمي دهند و حقوق ما را درست نمي دهند يكجا بايد اين عقده را خالي كنيم اين كار كار ضد انساني است كه انسان بياد عقده خودش رو سر مريض بيچاره اي خالي كنه كه بر تخت بيماري است نگاه شغلي پيامد هاي اينچنين دارد اما نگاه معنوي نگاه عشقه.
خانم پرستار يا آقاي پرستار احساس عبادت مي كند با كارش ، درآمدش زياد باشه يا درآمدش كم باشد، اون انگيزه معنوي كار خودش رو دارد ، در روايات ما تاكيد بر اين انگيزه معنوي است ، پرستاران محترم بايد به اين انگيزه معنوي توجه داشته باشند .
سه تا روايت اينجا يادداشت كردم براتون بخونم روايت اول از كتاب شريف فروع كافي است ،جلد 4 صفحه 549 راوي مي گويد ، كه همسفر محمد ابن المصادف شدم از دوستان امام صادق ، تا رسيديم به مدينه من مريض شدم و افتادم او مي رفت به مسجد و مرا تو خونه تنها مي گذاشت ، از طريقي به امام صادق رسوندم كه اين همسفر با من اينچنين رفتار مي كند ، امام كسي را فرستاد سراغش كه به او اين جمله را بگو، پرستاران محترم به اين جمله عنايت كنند ،فرمود : اينكه شما پيش بيمار بنشينيد ثوابش از نماز خواندن در مسجد بيشتر است ، به اين مي گوييم نگاه معنوي .
نشستن پيش بيمار ثوابش از نماز خواندن در مسجدالنبي بيشتر است. نماز خواندن در مسجدالنبي ثوابش يك به هزار است و نماز خواندن در مسجدالحرام ا به 10000 است ، اينكه پرستار محترم بنشينه پيش بيمار ثوابش از 1000 ركعت نمازي كه تو مسجدالنبي خوانده مي شود بيشتر است.
روايت ديگر از كتاب بحارالانوار جلد 81 ص 225 ، كسي كه يك شبانه روز بر سر يك بيماري صبوري پيشه كند خداوند او را با پيامبر بزرگ خدا حضرت ابراهيم محشور مي كند. صراط پلي است در قيامت كه از وسط جهنم مي گذره از مو باريك تر و از شمشير تيزتر است كسي كه اين خدمت رو داشته باشد مثل برق از پل صراط خواهد گذشت .
اما روايت سوم : كسي كه براي مريضي كار كنه تلاش كنه براي اينكه درمانش رو تهيه كنه چه موفق بشه و چه موفق نشه از گناهانش خارج مي شه مانند روزي كه از مادر زاييده شده است معناي اين روايت اين نيست كه اگر اين كارها رو انجام بدهيم هر گناهي كه داريم بخشيده مي شود ، معناي اين روايت اين است كه ثواب بسيار زيادي دارد عين اين تعبير رو نكته مهمي مي خوام محضرتون بگم ، عين اين تعبير رو ما در باب حاجي داريم ، وقتي حاجي حجش را انجام مي دهد و لباس احرام مي پوشد از گناهانش خارج مي شود، مثل اون روزي كه از مادرش متولد شده باشد ، يعني ارزش پرستاري ارزش حج خانه خدارادارد . اين نگاه به پرستاري سبب مي شود كه همه سختي ها آسان شود و همه كمبودها را انسان با اين ارزش معنوي جبران كند. نكته دوم اين است كه پرستاري شغلي است كه مرزش انسانيت است ، حتي دين هم مرزش نيست، بيمار كه آمد انسان است هر كس كه باشد بايد تحويلش گرفت بايد كمكش كرد اگر چه مجرم باشد ،ولو مفسد باشد اگر پايش به بيمارستان كشيده شد ، مرز انسانيت ميگه كه بايد به اون كمك كرد.
امام صادق (ع) فرمود: گروهي دزد را آوردند ، پيش امير المومنان براي اينكه انگشت دزد قطع بشه ،شرايطي هست يكي اينكه دوتا شاهد بر دزدي او شهادت داده باشند و خودش هم اقرار كرده باشد ، حضرت دستور فرمود ، انگشتان دزدان را قطع كنند ،بعد حضرت دستور داد كه جراحت هاي اونها را درمان كنند و خوب از اونها پرستاري كنند خيلي نكته مهمي است ،مرز پرستاري انسانيت است ،انساني را كه آورند هر كسي كه هست نبايد مرز ديگري در اين عرصه مطرح بشود.
نكته سوم : پرستاري يكي از شغل هاي شريفي بوده كه در جنگ هاي پيامبر مطرح بوده و عمدتاً خانمها عهده دار اين مسئوليت بودند ، در تاريخ هست كه مردها هم عهده دار اين شغل بودند ، اما خانمها چون جهاد از اونها برداشته شده ، پيامبر اجازه ميداد كه به عنوان پرستار در نبردها حضور داشته باشند .
ام سلمه از همسران باوفاي رسول الله بود در حقيقت خديجه دوم بود ، در جنگ جمل نامه اي به امير المومنان نوشت: علي جان ، اگر خدا جهاد را از زنها برنمي داشت ، من مي آمدم و براي شما مي جنگيدم ،اما حالا كه خدا اين تكليف را برداشته ،پسرم را فرستادم كه در ركاب شما باشد و به او امر كردم كه تحت فرمان شما باشد و ذره اي هم كوتاهي نكند ام سلمه مي گويد: كه به پيامبر اكرم (ص) گفتم يا رسول الله اجازه ميدهيد با شما به جنگ بيايم ، رسول فرمود تكليف جهاد بر بانوان نيست گفتم يا رسول ا... من مي توانم مجروحين را درمان كنم و تخصصي در بيماريهاي چشمي دارم مي توانم آب رساني كنم براي رزمندگان رسول فرمود: اگر به انگيزه انجام اين كارها ميخواهي به جنگ بيايي مشكل ندارد.
خانمي به نام ام عطيه انصاري ميگويد : در هفت جنگ از جنگهاي پيامبر ، در ركاب حضرت بودم يكي از كارهاي من اين بود كه مجروحين جنگ را درمان و پرستاري ميكردم ( عاطفه و احساس ) اين ويژگي در خانمها بيشتر از آقايون است و برعكس در جريان قضاوت ، كه قاطعيت ميخواهد و اين قاطعيت در مردها بيشتر است لذا اين كار را به مردها سپردند ، البته شغل قضاوت به قول ما طلبه ها حكمت گفتن است و الا مقدمات قضا اختصاصي به مردها ندارد ،اما در قضيه بيمار به شدت نياز با عاطفه و احساس و محبت دارد اين در بانوان بيشتر از آقايان است ، ولي بايد ضوابط شرعي را رعايت كنند ،لمس نامحرم در هر صورت حرام است ، مگر اضطرار در كار باشد ، يعني در مواقع غير اضطرار بيمار مرد بايد به پزشك مرد و بيمار زن بايد به پزشك زن رجوع كند ، اگر خانمي مريض باشد و جز پزشك مرد در دسترس نباشد اين جزء عسر و حرج مي باشد. چون ضرر باشد ، اينجا مرد بايد بيايد و در مان را انجام بدهد . اما برعكس تا وقتي كه اضطرار نباشد يك منطق نادرستي است ،كه بين خانم ها باب شده كه ميگن پزشك محرم است. اين سخن صد در صد اشتباهي است. كي گفته پزشك محرم است؟ اگر اضطرار بود اين حرمت برداشته مي شود ، چرا كه جان يك انسان در كار است و مثل اين مي ماند كه خانمي در دريا در حال غرق شدن است و مرد بگويد چون نامحرم ، من نمي توانم نجاتش دهم نه بايد مرد اين خانم را از مرگ نجات بدهد. در زمان پيامبر از خانم ها به عنوان پرستار استفاده مي شد.
و اما نكته چهارم دعا براي بيمار است پيامبر وقتي به عيادت مريض ، مي نشست كنار سر بيمار و هفت مرتبه اين دعا را مي خواند، از خداي بزرگ مي خواهم خداوند شفايت بدهد ، اگر عجلش نرسيده باشد خداوند شفايش مي دهد.
البته اين دعاها تاثيرش همراه با باور است ، كسي كه باور نداشته باشد بي فايده است ، نقل مي كنن كه مرحوم سيد مرتضي ديد يكي از شاگرداش هر روز دير سر كلاس درس مي ايد گفت چرا دير مي آيي؟ گفت : استاد محترم من بايد هر روز از نهر آبي بگذرم تا پيش شما بيايم به همين خاطر درس دير مي شود استاد بهش گفت : من يك نسخه ايي برات مي نويسم هر وقت كه مي خواهي از آنجا رد بشي اصلا با اين دعا از روي آب عبور خواهي كرد.
يك كاغذي نوشت و به او داد ، شاگرد رفت و ديد كه مي تونه از آب عبور كنه با خودش گفت بذار ببينم اين چه دعايي هست كه من را از آب عبور مي دهد ، بازش كرد و ديد كه نوشته شده بود بسم الله الرحمن الرحيم ، تا ديد گفت اين كه همون بسم الله الرحمن الرحيم خودمونه يك دفعه افتاد توي آب ، اگر كسي باور داشته باشد اون باور تاثيرش را مي گذارد.
نكته پنجم : احساس مسئوليت است ، اين يك ادب اخلاقي و يك ادب ديني است.
احساس مسئوليت در برابر بيمار ، اين روايت براي دكترهاست ولي شامل پرستاران هم مي شود. از امام صادق(ع) نقل شده است كه : كسي مي تواند مجروحي را درمان كند ولي انجام ندهد ، شريك كسي است كه ان بيمار را مجروح كرده است . مثلا اون كسي كه چاقو زده و مي خواسته اين طرف رو معيوب كنه، اون كسي هم كه درمانش نمي كنه ، نمي خواد اون شخص خوب بشه ، پرستار محترم هم همينه اگر در اين عرصه كوتاهي كند ، شريك كسي است كه اين جنايت را مرتكب شده است .
ششمين نكته ، از نكاتي كه در درمان بسيار اثر دارد ، اميدوار كردن بيمار است ، نشاط يكي از رموز سلامتي است ،آدم سالم و با نشاط ، سالم تر مي شود و آدم مريض با بي نشاطي كسل تر مي شود ، بايستي بيمار رو اميدوار به فضل خدا كرد ، اميدوار به لطف خدا كرد ، حضرت علي(ع) مي فرمايد: گاهي نااميدي سبب مرگ آدم مي شود.
فردي مكه بوده بيمار مي شود و مي رود بيمارستان مكه ، دكترهاي سعودي معاينه اش مي كنن و بهش ميگن شما سرطان خون داريد تا گفتن سرطان خون همانجا شخص خودشو باخت ديگه نتونست اعمال رو انجام بده و او را آوردن ايران. استاد بزرگوار ما آيت الله شيخ جواد تبريزي سرطان خون داشت و با سرطان خون از دنيا رفت. شيخ رفت به عيادتش گفت چته؟ فرد گفت : دست از سرم بردار ، من سرطان خون دارم گفت : خوب 2 ساله كه منم دارم به ترتيب طبيعي درمان را انجام مي دهيم ، چون اجل دست خداست . تو 25 روز فهميدي من 2 سال فهميدم. آقا شيخ جواد 10 سال را با سرطان خون زندگي كرد اون آقا يك ماهه مرد. آخرين نكته: باز تقوي است كه در حقيقت اولين نكته است.
تقوي هر كسي متناسب با خودش است. تقوي يك روحاني يك گونه است، تقوي يك بازاري يك گونه ديگر و تقوي اداري هم يك جورديگر است . تقوي پرستاري دلسوزي كامل بيمار ، نهايت مهر را به بيمار داشتن و نهايت تلاش در جهت درمان بيمارانجام دادن است.
حضرت علي (ع) فرمود: آن كسي كه شغل طبابت دارد (در راس شخص طبيب است ) و خوب باقي امور جزء مقدمات است تقوي داشته باشد. دلسوزي و خيرخواهي داشته باشد و تمام توانش را به كار ببندد . اين بضاعتي است كه از اهل بيت عصمت و طهارت بود كه خدمتتون عرض كردم.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.