وجود ايرادها ما را در صحت راه مردد نكند و در درستي كار، ما را متزلزل نكند.,تدوين سند ملي نخبگان كار بسيار مهمي است و براي من خبر خوشي بود.,وقتي كسي حائز عنوان «نخبه» ميشود، تازه كار او شروع ميشود.,يكي از مهمترين تأثيرات فكر كردن نخبگان جوان، فضاسازي و گف
نسخه مناسب چاپ

هر انسان دلسوز و علاقه مند به سرنوشت كشور بايد از اين كه خدا امثال شما نخبگان جوان را به كشور و به ما داده، از خداي متعال تشكر كند.

الحمدللَّه ما جوانهاي خوب، مؤمن، بااستعداد، آماده ي به كار، زنده و پرطراوت داريم؛ ديگر بيش از اين، يك ملت براي پيشرفت چه ميخواهد؟

ملت ما امروز دارد يك ديكته ي سنگيني را مينويسد؛ مسئولين، دولت، ملت، راه دشواري را دارند طي ميكنند. يك جاهائي سكندري خوردن، لغزش پيدا كردن، زمين خوردن، طبيعي است. يك جا يك قدري خسته شدن، عقب ماندن، هيچ نبايستي ما را متوحش كند كه چرا اينجوري شد.

مبادا تصور شود كه گفتن ايرادها ايراد دارد؛ ليكن مهم اين است كه وجود ايرادها ما را در صحت راه مردد نكند و در درستي كار، ما را متزلزل نكند.

بمجردي كه يكي از همراهان فرضاً خسته شد، يا نشست، يا خواست ذره اي آب بخورد، يا برايش اشكالي پيش آمد، فراموش نكنيم كه كجا داريم ميرويم. هميشه قله را در مقابل چشم داشته باشيم.

تدوين سند ملي نخبگان كار بسيار مهمي است و براي من خبر خوشي بود.

اول شناسائي استعداد برتر است، بعد مسير اين صاحب استعداد برتر به سمت نخبه شدن، بعد رسيدن به نقطه ي ثمردهي كه در واقع همان نقطه ي نخبه شدن است و بعد از آن، ادامه ي كار نخبه.

نقطه ي ثمردهي كه در واقع همان نقطه ي نخبه شدن است، معمولاً در مقطع تحصيلات تكميليِ كارشناسي ارشد و دكتري يك چنين چيزي پيش مي آيد.

وقتي كسي حائز عنوان «نخبه» ميشود، تازه كار او شروع ميشود.

اينكه نسبت با مسئولين تأثيراتي بگذارد بر روي گزينش، سوادِ بيشتر پيدا كردن و ...، خيلي چيز بدي است و بايد جلويش را گرفت.

حتماً حضور جوانها در بعضي از بخشها تأثير ميگذارد و اينجور نيست كه در همه ي بخشهاي گوناگون، حضور جوان مثبت باشد.

در يك بخشهاي نامحدودي حضور جوان تأثيرات بسيار مثبت، سازنده و پيشبرنده اي دارد و فضا و افق جديدي را در مقابل چشم همه باز ميكند، اما همه جا اينجور نيست.

يكي از مهمترين تأثيرات فكر كردن نخبگان جوان، فضاسازي و گفتمان سازي است.

آن كرسي هاي آزادانديشي را كه من صد بار تأكيد كردم، راه بيندازيد و فكرتان را آنجا بگوئيد، اين ميشود يك فضا.

وقتي يك فضاي گفتماني به وجود آمد، همه در آن فضا فكر ميكنند، جهتگيري پيدا ميكنند و كار ميكنند، اين همان چيزي است كه شما نخبگان جوان ميخواهيد.

من يك روزي مسئله ي «توليد علم» را مطرح كردم، بعضي جاها گفتند كه علم قابل توليد نيست! اما امروز توليد علم به صورت يك گفتمان قطعي در آمده است

علوم پايه در مقايسه ي با علوم كاربردي اي كه ما داريم، مثل يك ذخيره ي بانكي است در مقابل پولي كه شما توي جيبتان ميگذاريد.

علوم پايه مثل يك ذخيره ي بانكي و پشتوانه ي كار، مايه ي اميد و منشأ درآمدها است

مايه و ريشه ي اصلي علوم كاربردي، علوم پايه است.

علوم انساني روح دانش است.

حقيقتاً همه ي دانشها و تحركات برتر در يك جامعه، مثل يك كالبد است كه روح آن، علوم انساني است.

علوم انساني جهت ميدهد و مشخص ميكند كه ما كدام طرف داريم ميرويم، دانش ما دنبال چيست.

وقتي علوم انساني منحرف شد و بر پايه ها و جهان بيني هاي غلط استوار شد، نتيجه اين ميشود كه همه ي تحركات جامعه به سمت يك گرايش انحرافي پيش ميرود.

امروز دانشي كه غرب دارد، يك پديده ي بي نظير تاريخي است، اما اين دانش در طول سالهاي متمادي در راه استعمار، برده داري و برده گيري، ظلم، بالاكشيدن ثروت ملتها به كار رفته كه بر اثر فكر، نگاه، بينش و جهتگيري غلط است

خود علم يك چيز شريف و يك پديده ي عزيز و كريمي است

كشور نياز دارد به دانشمنداني كه عاشق كشور، مردم، هويت خود و سرنوشت ملت خودشان باشند، بدون اين احساس دلبستگي، كار پيش نميرود.

آن دانشمندي كه دانش برايش ابزاري است براي پول درآوردن و اينها، نميتواند خيلي به سرنوشت كشورش كمك كند.

در طول زمان و امروزه بيشتر، دنيا يك مصاف، يك محل درگيري و يك عرصه ي معارضه و مبارزه ي انسانها بوده است به خاطر طبيعت انسانها.

در دنيا هر كسي كه احساس قوّت كرد، پنجه مي اندازد در آن فرد ضعيف و ترحمي وجود ندارد، مگر اينكه مهار و زمام دين و اعتقاد ديني وجود داشته باشد.

سرداران صدر اسلام وارد كشورها كه ميشدند، هرچند آن ملتهاي مغلوب نهايت سختگيري را با آنها كرده بودند، اما با اخلاق وارد ميشدند و رفتار دينمدارانه ميكردند.

در جنگ هاي صليبي وقتي مسيحي ها كه از اروپا آمده و وارد بيت المقدس ميشدند، مسلمانها را قتل عام ميكردند، ولي وقتي مسلمانها غالب ميشدند، بعكس؛ نسبت به آنها محبت ميكردند.

در صدر اسلام، در همين منطقه ي شامات كه متعلق به امپراتوري روم شرقي بود، يك اقليت يهودي وجود داشتند؛ وقتي مسلمانها آمدند، اينها قسم ميخوردند و ميگفتند به تورات قسم، شماها بهترين مردماني هستيد كه تا حالا اينجا بر ما حكومت كرده ايد.

دين كه نبود، يك ملت غالب، ملت مغلوب را ميفشرد و دين، فرهنگ، اخلاق، حيثيت و غرورش را نابود و افتخاراتش را محو ميكند.

برخي دولتهاي غالب و آمريكا و غرب كه ظلم و جنايت ميكنند، آنقدر وحشيگري كردند كه بعد از گذشت سالهاي متمادي، از خواندن آن وقايع و از شدت قساوتي كه اينها به خرج دادند، مو بر تن انسان راست مي ايستد.

ملتي كه ميخواهد قدرت خودش را حفظ كند و مانع شود از اين كه به او هجوم بياورند؛ چه هجوم ظاهري، مادي، نظامي و امنيتي، چه هجوم نرم افزاري، اخلاقي، فرهنگي و تحقير فرهنگي؛ بايد سياستمدار و دانشمندش از خود فداكاري نشان بدهند.

در دهه هاي اخير هجوم نرم افزاري، اخلاقي و فرهنگي و تحقير فرهنگي عليه ملت ها در دنيا باب شده است.

بدون دلبستگي هاي معنوي، يك مجموعه ي نخبه چه نخبه ي سياسي، چه نخبه ي علمي؛ نميتوانند كشورشان را حفظ كنند و نميتوانند به او قدرت بدهند.

اگر سياستمدار به فكر راحتي، جيب و شهوتراني خودش بود و نخواست بپردازد به آن همّ و غم اساسي و اصلي كه به طور طبيعي آسايش خودش را تحت تأثير قرار ميدهد، اين كشور شكست خواهد خورد؛ نشانه اش شكست سلسله هاي پادشاهيِ متماديِ پشت سر هم است.

صفويه يك دولت مقتدر بود كه با اقتدار و ايمان سر كار آمد؛ بعد به خاطر اينكه سياستمدارانش به فكر خود بودند، كارش به آنجا رسيد كه ميدانيد. قاجاريه بدتر از آنها، پهلوي از همه شان بدتر.

اگر دانشمندِ علاقه مند به سرنوشت كشور و آماده ي فداكاري در اين راه در يك كشوري وجود داشت، آن كشور رشد ميكند.

بهترين چيزي كه ميتواند نيروي رشد و پيشرفت را به وجود بياورد، ايمان است.

اگر ايمان بود، كشور پيشرفت ميكند.

پيشرفتهاي علمي اي كه امروز در كشورمان وجود دارد، ارزش و قيمت ذاتي اش از پيشرفتهاي متعارف علمي در دنيا بمراتب بيشتر است. چون ما از تبادل علمي، از استفاده ي علمي، از كمك علمي ديگران محروم بوديم.

در پيشرفتهاي علمي اي كه امروز در كشورمان وجود دارد، شخصيتهاي برجسته اي همچون «شهيد شهرياري» پيدا شدند، كه البته ده ها و صدها نفر در رشته هاي مختلف پيدا شدند كه اينها كارهاي برجسته اي كردند و هيچ استفاده اي هم از دانشگاه ها و پژوهشگاه هاي غرب و از اساتيد غربي نكردند. البته از دستاوردهاي غرب حتماً استفاده كردند؛ بايد هم بكنيم.

اين كه گاهي ميگوئيم بيگانه ستيزي يا بيگانه گريزي، معنايش اين نيست كه ما از دانش و دستاورد او خودمان را محروم كنيم.

ما كاملاً حاضريم شاگردي كنيم، براي اينكه ياد بگيريم؛ منتها هميشه نبايد شاگرد بمانيم.

ملت ما ميتواند به جائي برسد كه ديگران بيايند شاگردي او را بكنند.

براي مجموعه ي علمي، تلاش و همت مخلصانه و خالصانه لازم است تا بتوانند كار كنند.

شما نخبگان جوان ميتوانيد عزت اين ملت را برگردانيد.

بيش از ده ها سال، عزت، غرور و افتخار ملت ما پامال شد. انقلاب، ما را به خود آورد و متوجه به خودمان كرد.

كشور ما داراي سابقه ي تاريخي و علمي، ذخائر عظيم علمي و فكري، بزرگان علمي اي كه كشور در دوران جهالت بشريت و غفلت دنيا تربيت كرده و براي قرون وسطي است كه هيچ خبري و فروغي از دانش در دنيا نبود، مي باشد.

ايكه سياستمداران به خاطر ضعفهاي خودشان، ضعفها را بر ملت تحميل كنند، ملت تحقير ميشود و اين بي عرضگي و عقب افتادگي است.

به مسئولين دولتي بگويم كه سرمايه گذاري در توليد علم و نوآوري علمي، براي كشور و ملت ما سود مضاعف داشته؛ اين راه را رها نكنيد.

سرمايه گذاري براي توليد علم، نوآوري هاي علمي و براي پيشرفت علمي بايستي روزبه روز بيشتر شود و نبايد كم شود.

امروز حتّي به اندازه اي كه مثلاً كشور انگليس يا ايتاليا يا فرانسه در آن اوائل ورودشان در عالم صنعت و علم، سرمايه گذاري ميكردند، ما آنقدر سرمايه گذاري نميكنيم؛ سرمايه گذاري مان كمتر است.

هرچه ممكن است، بايستي سرمايه گذاري علمي بيشتر شود.

به مسئولين محترم دولتي تأكيد ميكنم كه سرمايه گذاري هاي علمي بايد با ارتقاء مديريت هم همراه باشد

اگر ما براي علم منابع مالي را افزايش بدهيم، توزيع، سرريز و پخش هم بكنيم، اما ارتقاء مديريت در اين بخش وجود نداشته باشد، منابع مالي هدر خواهد رفت.

در دانشگاه ها، مجموعه ي علمي كشور، معاونت علمي رئيس جمهور، ارتقاء مديريت لازم است.

اين مراكز دولتي اي كه با مسئله ي علم و دانشگاه ارتباط پيدا ميكند، حتماً بايد ارتقاء مديريتي پيدا كند و البته سرمايه گذاري هم بكند.

مسئله ي ارتباط صنعت و دانشگاه يك مسئله ي قديمي است.

صنايع ما اگر بخواهند از رقابتهاي بازار عقب نمانند، به پيشرفت علمي و نوآوري احتياج دارند.

نوآوري براي صنايع، زمينه اش در دانشگاه ها، پژوهشكده ها و پژوهشگاه هاي ما كاملاً فراهم است.

اين پژوهشگاه هائي كه چند بار توصيه شد كه در كنار و وابسته ي به دانشگاه ها به وجود بيايد، ميتواند يك بخشي را در اختيار صنايع بگذارد كه آنها در اين پژوهشگاه ها شركت كنند و از ناحيه ي آنها نيازهاي خودشان را برطرف كنند. اين كاري است كه هماهنگي اش در همين بخش دولتي ميسر است.

اين پژوهشگاه هائي كه توصيه شد در كنار و وابسته ي به دانشگاه ها به وجود بيايد، هم براي صنعت و هم براي دانشگاه خوب است.

دانشگاه وقتي ناظر به نياز جامعه و نياز بازار و بازار كار بود، طبعاً جهت خودش را پيدا و شور و نشاط بيشتري هم پيدا ميكند؛ البته براي دانشگاه ها درآمدزا هم هست.

صنعت وقتي متكي بود به نگاه و فكر نو و توليد علم و فناوري كه در دانشگاه ها تحقق پيدا ميكند، طبعاً پيشرفت پيدا ميكند.

خوشبختانه ما در كشور و در بخشهاي مختلف، محصولات كيفي داريم.

قسمت عمده اي از توليدات كشور، مصرف كننده اش دستگاه هاي دولتي ما هستند.

دستگاه هاي دولتي بايستي جزم و عزم داشته باشند بر اين كه در آن مواردي كه توليد داخلي وجود دارد، جز توليدات داخلي، هيچ چيز ديگر مصرف نكنند.

آقاي رئيس جمهور به دستگاه هاي دولتي دستور بدهد كه واقعاً در محصولاتي كه مشابه داخلي دارد، مطلقاً ممنوع بشوند كه از خارج چيزي وارد نكنند، ما اين را تجربه كرده و ممكن است.

اگر مديران ما عزم را جزم كنند براي اينكه محصول و توليد ايراني را به كار بگيرند، موجب ميشود كه در توليدات داخلي كيفيت بالا برود.

دستگاه ها و بانكها و اينها حمايتشان از توليدات داخلي ضعيف است و يك جاهائي آن توليدكننده ها به خاطر عدم حمايت، به ورشكستگي كشيده ميشوند. با اين مسئله بايستي حتماً در خود دولت مقابله و دستور داده بشود.

گاهي اوقات در معاملاتي كه دستگاه دولتي با توليدكننده ي داخلي ميكنند، بدحسابي هست؛ در حالي كه وقتي اين معامله را با يك صنعتگر خارجي ميكنند، پول را نقد ميدهند؛ اما اين را همين طور كش ميدهند و طلب او را هم نميپردازند. بايد جلوي اينها گرفته شود.

توليد مقاله هدف نيست، اولاً كيفيت مقاله مهم است و از اين مهمتر، جهت مقاله است.

اين افزايش تعداد مقالات بايد خودش را در بازار كار، توليد و زندگي واقعي ما نشان بدهد.

مقاله بايد بر طبق نياز كشور نوشته بشود، اين خيلي مهم است.

هم مسئله ي كيفيت مقاله ها مهم است، هم اينكه مقاله بايد براي رفع يك نيازي در كشور تهيه بشود.

مقاله اگر به نفع كشور و به نفع يك جهتي است، به هر شكلي باشد، خوب است؛ اما صرف اينكه يك مقاله اي نوشته بشود، اين هدف نيست.

رشد ميزان مقاله، هدف نيست بلكه در صنايع و در بازار بايد خودش را نشان بدهد.

كشاورزي از بخشهائي است كه در همه ي دنيا مورد حمايت ويژه ي دولتي قرار ميگيرد. اين بخش بايد حتماً مورد توجه باشد.

اميدواريم خداوند متعال به شما نخبگان جوان توفيق بدهد و كمك كند و فرداي كشور با دست شما جوانان عزيز ان شاءاللَّه به آنچه كه هدفهاي متعالي اين انقلاب است، هرچه نزديكتر باشد.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.