ما در اينجا گرد آمديم تا به كمك پروردگار، حركت و جرياني كه در شش دهه قبل با هوشمندي و موقعيت شناسي و شجاعت چند تن از رهبران دلسوز، پايه گذاري شد را به اقتضاي موقعيت جهان ادامه دهيم و به آن جان تازه اي بخشيم.,اسلام به ما آموخته كه انسانها با وجود ناهمگوني
نسخه مناسب چاپ

بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمد لله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي الرّسول الأعظم الأمين و علي ءاله الطّاهرين و صحبه المنتجبين و علي جميع الأنبياء و المرسلين.

به شما ميهمانان گرامي، سران و هيئتهاي نمايندگي كشورهاي جنبش عدم تعهد و نيز ديگر شركت كنندگان در اين اجلاس بزرگ بين المللي خوشامد ميگويم.

ما در اينجا گرد آمده ايم تا به هدايت و كمك پروردگار، حركت و جرياني را كه در شش دهه ي قبل با هوشمندي و موقعيت شناسي و شجاعت چند تن از رهبران سياسيِ دلسوز و مسئوليت پذير پايه گذاري شد، به اقتضاي موقعيتها و نيازهاي امروز جهان ادامه دهيم و بلكه به آن جاني تازه و تحركي دوباره ببخشيم.

ميهمانان ما از مناطق جغرافيائي دور و نزديك در اينجا گرد آمده و متعلق به مليتها و نژادهاي گوناگون و داراي تعلقات اعتقادي و فرهنگي و تاريخي و وراثتيِ متنوعند؛ ولي همان طور كه «احمد سوكارنو» يكي از بنيانگذاران اين جنبش در كنفرانس معروفِ باندونگ در سال ۱۹۵۵ گفت، مبناي تشكيل عدم تعهد، نه وحدت جغرافيائي يا نژادي و ديني، بلكه وحدت نياز است. آن روز كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد، به پيوندي كه بتواند آنها را از سيطره ي شبكه هاي اقتدارگرا و مستكبر و سيري ناپذير مصون بدارد، نيازمند بوده اند؛ امروز با پيشرفت و گسترش ابزارهاي سلطه گري، اين نياز همچنان پابرجا است.

من ميخواهم حقيقت ديگري را مطرح كنم:
اسلام به ما آموخته است كه انسانها با وجود ناهمگونيهاي نژادي و زباني و فرهنگي، فطرت همساني دارند كه آنها را به پاكي و عدالت و نيكوكاري و همدردي و همكاري فرا ميخواند و همين سرشت همگاني است كه اگر از انگيزه هاي گمراه كننده به سلامت عبور كند، انسانها را به توحيد و معرفت ذات متعالي خداوند رهنمون ميگردد.

اين حقيقت تابناك داراي چنان ظرفيتي است كه قادر است پايه و پشتوانه ي تشكيل جوامع آزاد و سرافراز و برخوردار از پيشرفت و عدالت - توأماً - گردد و شعاع معنويت را بر همه ي فعاليتهاي مادّي و دنيائي انسانها نفوذ دهد و بهشتي دنيائي - پيش از بهشت اخرويِ موعود اديان الهي - براي آنان فراهم آورد. و نيز همين حقيقت مشترك و همگاني است كه ميتواند شالوده ريز همكاريهاي برادرانه ي ملتهائي باشد كه از نظر شكل ظاهري و سابقه ي تاريخي و منطقه ي جغرافيائي، شباهتي به يكديگر ندارند.

همكاريهاي بين المللي هرگاه بر چنين شالوده اي استوار باشد، دولتها ارتباطات ميان خود را نه بر اساس ترس و تهديد يا افزون طلبي و منافع يكجانبه يا واسطه گريِ افراد خائن و خودفروش، بلكه بر پايه ي منافع سالم و مشترك، و برتر از آن، منافع انسانيت بنا ميكنند و وجدان بيدار خود و خاطر ملتهاي خود را از دغدغه ها آسوده ميسازند.
اين نظم آرماني در نقطه ي مقابل نظام سلطه قرار دارد، كه در قرنهاي اخير قدرتهاي سلطه گر غربي، و امروز دولت زورگو و متجاوز آمريكا، مدعي و مبلّغ و پيشقراول آن بوده و هستند.

ميهمانان عزيز!
امروز آرمانهاي اصلي جنبش عدم تعهد با گذشت شش دهه همچنان زنده و پابرجاست؛ آرمانهائي مانند استعمارزدائي ، استقلال سياسي و اقتصادي و فرهنگي، عدم تعهد به قطبهاي قدرت و ارتقاء همبستگي و همكاري ميان كشورهاي عضو. واقعيتهاي امروز جهان با آن آرمانها داراي فاصله است؛ ولي اراده ي جمعي و تلاش همه جانبه براي عبور از واقعيتها و دست يافتن به آرمانها، هرچند پُر چالش، ليك اميدآفرين و ثمربخش است.

ما در گذشته ي نزديك، شاهد شكست سياستهاي دوران جنگ سرد و نيز يكجانبه گرائيِ پس از آن بوده ايم. جهان با عبرت آموزي از اين تجربه ي تاريخي، در حال گذار به نظام بين المللي جديدي است و جنبش عدم تعهد ميتواند و بايد نقش نويني ايفاء نمايد. اين نظام بايد بر پايه ي مشاركت همگاني و برابري حقوق ملتها استوار باشد؛ و همبستگي ما كشورهاي عضو اين جنبش براي شكل گيري اين نظم نوين، از ضرورتهاي بارز عصر كنوني است.

خوشبختانه چشم انداز تحولات جهاني، نويدبخش يك نظام چند وجهي است كه در آن، قطبهاي سنتي قدرت جاي خود را به مجموعه اي از كشورها و فرهنگها و تمدنهاي متنوع و با خاستگاههاي گوناگون اقتصادي و اجتماعي و سياسي ميدهند. اتفاقات شگرفي كه در سه دهه ي اخير شاهد آن بوده ايم، آشكارا نشان ميدهد كه برآمدن قدرتهاي جديد با بروز ضعف در قدرتهاي قديمي همراه بوده است. اين جابه جائي تدريجي قدرت، به كشورهاي عدم تعهد فرصت ميدهد تا نقش مؤثر و شايسته اي را در عرصه ي جهاني بر عهده بگيرند و زمينه ي يك مديريت عادلانه و واقعاً مشاركتي را در پهنه ي گيتي فراهم آورند. ما كشورهاي عضو اين جنبش توانسته ايم در يك دوران طولاني، با وجود تنوع ديدگاهها و گرايشها، همبستگي و پيوند خود را در چهارچوب آرمانهاي مشترك حفظ كنيم؛ و اين دستاورد ساده و كوچكي نيست. اين پيوند ميتواند دستمايه ي گذار به نظمي عادلانه و انساني قرار گيرد.

شرائط كنوني جهان فرصتي شايد تكرارنشدني براي جنبش عدم تعهد است. سخن ما آن است كه اتاق فرمان جهان نبايد با ديكتاتوري چند كشور غربي اداره شود. بايد بتوان يك مشاركت دموكراتيك جهاني را در عرصه ي مديريت بين المللي شكل داد و تضمين كرد. اين است نياز همه ي كشورهائي كه مستقيم يا غيرمستقيم از دست اندازي چند كشور زورگو و سلطه طلب زيان ديده اند و مي بينند.

شوراي امنيت سازمان ملل داراي ساختار و سازوكاري غيرمنطقي، ناعادلانه و كاملاً غير دموكراتيك است؛ اين يك ديكتاتوريِ آشكار و يك وضعيت كهنه و منسوخ و تاريخ مصرف گذشته است. با سوء استفاده از همين سازوكار غلط است كه آمريكا و همدستانش توانسته اند زورگوئيهاي خود را در لباس مفاهيم شريف بر دنيا تحميل كنند. آنها ميگويند «حقوق بشر»، و منافع غرب را اراده ميكنند؛ ميگويند «دموكراسي»، و دخالت نظامي در كشورها را به جاي آن مي نشانند؛ ميگويند «مبارزه با تروريسم»، و مردم بي دفاع روستاها و شهرها را آماج بمبها و سلاحهاي خود ميسازند. در نگاه آنها، بشريت به شهروندان درجه ي يك و دو و سه تقسيم ميشوند. جان انسان در آسيا و آفريقا و آمريكاي لاتين ارزان، و در آمريكا و غرب اروپا گران قيمت گذاري ميشود. امنيت آمريكا و اروپا مهم، و امنيت بقيه ي بشريت بي اهميت دانسته ميشود. شكنجه و ترور اگر به دست آمريكائي و صهيونيست و دست نشاندگان آنها صورت گيرد، مُجاز و كاملاً قابل چشم پوشي است. زندانهاي مخفي آنها كه در نقاط متعددي در قاره هاي گوناگون شاهد زشت ترين و نفرت انگيزترين رفتارها با زندانيان بي دفاع و بي وكيل و بي محاكمه است، وجدان آنان را نمي آزارد. بد و خوب، كاملاً گزينشي و يكطرفه تعريف ميشود. منافع خود را به نام «قوانين بين المللي»، و سخنان تحكم آميز و غيرقانوني خود را به نام «جامعه ي جهاني» بر ملتها تحميل ميكنند و با شبكه ي رسانه ايِ انحصاريِ سازمان يافته، دروغهاي خود را راست، و باطل خود را حق، و ظلم خود را عدالت طلبي وانمود ميكنند و در مقابل، هر سخن حقي را كه افشاگر فريب آنها است، دروغ، و هر مطالبه ي برحقّي را ياغيگري مينامند.

دوستان! اين وضعيت معيوب و پر زيان، غيرقابل ادامه است. همه از اين هندسه ي غلط بين المللي خسته شده اند. جنبش ۹۹ درصدي مردم در آمريكا بر ضدّ كانونهاي ثروت و قدرت در آن كشور، و اعتراض عمومي در كشورهاي اروپاي غربي به سياستهاي اقتصادي دولتهاشان نيز نشان لبريز شدن پيمانه ي صبر و تحمل ملتها از اين وضعيت است. بايد اين وضعيت نامعقول را علاج كرد.
پيوند مستحكم و منطقي و همه جانبه ي كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد ميتواند در يافتن و پيمودن راه علاج، تأثيرات عميقي بر جاي بگذارد.

حضار محترم!
صلح و امنيت بين المللي از جمله ي مسائل حادّ جهان امروز ما است و خلع سلاحهاي كشتار جمعي و فاجعه بار، يك ضرورت فوري و يك مطالبه ي همگاني است. در دنياي امروز، امنيت، پديده اي مشترك و غيرقابل تبعيض است. آنها كه سلاحهاي ضد بشريت را در زرادخانه هاي خود انبار ميكنند، حق ندارند خود را پرچمدار امنيت جهاني قلمداد كنند. اين - بي شك - نخواهد توانست نيز امنيت را براي خود آنها به ارمغان آورد. امروز با تأسفِ فراوان ديده ميشود كه كشورهاي دارنده ي بيشترين تسليحات هسته اي، اراده اي جدّي و واقعي براي حذف اين ابزارهاي مرگبار از دكترين نظامي خود ندارند و آن را همچنان عامل رفع تهديد و شاخصي مهم در تعريف جايگاه سياسي و بين المللي خود ميدانند. اين تصور، به كلّي مردود و مطرود است.

سلاح هسته اي نه تأمين كننده ي امنيت و نه مايه ي تحكيم قدرت سياسي است، بلكه تهديدي براي اين هر دو است. حوادث دهه ي ۹۰ قرن بيستم نشان داد كه داشتن اين تسليحات نميتواند رژيمي همانند شوروي سابق را هم حفظ كند. امروز نيز كشورهائي را ميشناسيم كه با داشتن بمب اتم، در معرض امواج ناامني هاي مهلكند.

جمهوري اسلامي ايران استفاده از سلاح هسته اي و شيميائي و نظائر آن را گناهي بزرگ و نابخشودني ميداند. ما شعار «خاورميانه ي عاري از سلاح هسته اي» را مطرح كرده ايم و به آن پايبنديم. اين به معني چشم پوشي از حق بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي و توليد سوخت هسته اي نيست. استفاده ي صلح آميز از اين انرژي، بر اساس قوانين بين المللي، حق همه ي كشورها است. همه بايد بتوانند از اين انرژي سالم در مصارف گوناگونِ حياتي كشور و ملتشان استفاده كنند و در اِعمال اين حق، وابسته به ديگران نباشند. چند كشور غربي كه خود دارنده ي سلاح هسته اي و مرتكب اين كار غيرقانوني اند، مايلند توان توليد سوخت هسته اي را نيز در انحصار خود نگه دارند. حركتي مرموز در حال شكل گيري است تا انحصار توليد و فروش سوخت هسته اي را در مراكزي با نام بين المللي ولي در واقع در پنجه ي چند كشور معدود غربي، تثبيت و دائمي كنند.

طنز تلخ روزگار ما آن است كه دولت آمريكا كه دارنده ي بيشترين و مرگبارترين سلاحهاي هسته اي و ديگر سلاحهاي كشتار جمعي و تنها مرتكبِ به كارگيري آن است، امروز ميخواهد پرچم مخالفت با اشاعه ي هسته اي را به دوش بگيرد! آنها و شركاي غربي شان رژيم صهيونيستيِ غاصب را به سلاحهاي هسته اي مجهز كرده و براي اين منطقه ي حساس، تهديدي بزرگ فراهم كرده اند؛ اما همين مجموعه ي فريبگر، استفاده ي صلح آميز از انرژي هسته اي را براي كشورهاي مستقل برنميتابند و حتّي با توليد سوخت هسته اي براي راديوداروها و ديگر مصارف صلح آميز انساني، با هرچه در توان دارند، ستيزه گري ميكنند. بهانه ي دروغين آنان، بيم از توليد سلاح هسته اي است. در مورد جمهوري اسلامي ايران، آنان خود ميدانند كه دروغ ميگويند؛ اما سياست ورزي، آنگاه كه كمترين اثري از معنويت در آن نباشد، دروغ را هم مجاز ميشمرد. آيا آن كه در قرن بيست ويكم زبان به تهديد اتمي ميگشايد و شرم نميكند، از دروغگوئي پرهيز و شرم خواهد كرد؟!

من تأكيد ميكنم كه جمهوري اسلامي هرگز در پي تسليحات هسته اي نيست، و نيز هرگز از حق ملّت خود در استفاده ي صلح آميز از انرژي هسته اي چشم پوشي نخواهد كرد. شعار ما «انرژي هسته اي براي همه، و سلاح هسته اي براي هيچكس» است. ما بر اين هر دو سخن پاي خواهيم فشرد و ميدانيم كه شكستن انحصار چند كشور غربي در توليد انرژي هسته اي در چهارچوب معاهده ي عدم اشاعه، به سود همه ي كشورهاي مستقل و از جمله كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد است.

تجربه ي سه دهه ايستادگيِ موفقيت آميز در برابر زورگوئي ها و فشارهاي همه جانبه ي آمريكا و متحدانش، جمهوري اسلامي را به اين باور قطعي رسانده است كه مقاومت يك ملت متحد و داراي عزم راسخ، قادر است بر همه ي خصومتها و عنادها فائق آيد و راه افتخارآميز به سوي هدفهاي بلند خود را بگشايد. پيشرفتهاي همه جانبه ي كشور ما در دو دهه ي اخير واقعيتي است كه در برابر چشم همگان قرار دارد و رصدكنندگان رسمي بين المللي مكرراً بدان اذعان كرده اند؛ و اين همه در شرائط تحريمها و فشارهاي اقتصادي و تهاجم تبليغاتي شبكه هاي وابسته به آمريكا و صهيونيسم اتفاق افتاده است. تحريمهائي كه ياوه گويان، آن را فلج كننده ناميدند، نه تنها ما را فلج نكرده است و نخواهد كرد، بلكه گامهاي ما را محكمتر، و همت ما را بلندتر، و اطمينان ما را به درستي تحليلهاي خود و نيز به توانائي درون زاي ملتمان راسختر كرده است. ما ياري خداوند را در اين چالشها بارها و بارها به چشم ديده ايم.

ميهمانان گرامي!
لازم ميدانم در اينجا از يك مسئله ي بسيار مهم سخن بگويم؛ كه اگرچه مربوط به منطقه ي ما است، ولي ابعاد گسترده ي آن از اين منطقه فراتر رفته و سياستهاي جهاني را در طول چندين دهه تحت تأثير قرار داده است و آن، مسئله ي دردآور فلسطين است. خلاصه ي اين ماجرا آن است كه يك كشور مستقل و داراي شناسنامه ي روشنِ تاريخي به نام «فلسطين»، بر اساس يك توطئه ي وحشتناك غربي با سردمداري انگليس در دهه ي ۴۰ قرن بيستم، از ملت آن، غصب و به زور سلاح و كشتار و فريب، به جماعتي كه عمدتاً از كشورهاي اروپائي مهاجرت داده شده اند، واگذار گرديده است. اين غصب بزرگ كه در آغاز با كشتارهاي جمعيِ مردم بي دفاع در شهرها و روستاها و راندن مردم از خانه و كاشانه ي خود به كشورهاي هم مرز همراه بود، در طول بيش از شش دهه همچنان با همين جنايتها ادامه يافته است و امروز هم ادامه دارد. اين، يكي از مهمترين مسائل جامعه ي بشريت است. سران سياسي و نظامي رژيم غاصب صهيونيست، در اين مدت از هيچ جنايتي پرهيز نكرده اند؛ از كشتار مردم و ويران كردن خانه ها و مزارع آنان و دستگيري و شكنجه ي مردان و زنان و حتّي كودكان آنان، تا تحقير و توهين به كرامت اين ملت و سعي در نابودي و هضم آن در معده ي حرامخوار رژيم صهيونيستي، و تا حمله به اردوگاههاي آنان در خود فلسطين و در كشورهاي همسايه كه ميليونها آواره را در خود جاي ميداده است. نامهاي «صبرا» و «شتيلا» و «قانا» و «دير ياسين» و امثال اينها با خون مردم مظلوم فلسطين در تاريخ منطقه ي ما ثبت شده است. اكنون نيز پس از شصت و پنج سال، هنوز همچنان همين جنايتها در رفتار گرگان درنده ي صهيونيست با باقي ماندگان در سرزمينهاي اشغالي ادامه دارد. آنها پي درپي جنايتهاي جديدي مي آفرينند و منطقه را با بحران تازه اي روبه رو ميكنند. كمتر روزي است كه خبري از قتل و جرح و زنداني كردن جوانهائي مخابره نشود كه به دفاع از وطن و كرامت خود برخاسته و به ويرانگري مزارع و خانه هاي خود اعتراض كرده اند. رژيم صهيونيستي كه با به راه انداختن جنگهاي فاجعه بار و كشتار مردم و اشغال سرزمينهاي عربي و سازماندهي تروريسم دولتي در منطقه و جهان، دهها سال ترور و جنگ و شرارت به راه انداخته، ملت فلسطين را كه براي احقاق حق خود به پا خاسته و مبارزه ميكنند، تروريست مينامد و شبكه ي رسانه هاي متعلق به صهيونيزم و بسياري از رسانه هاي غربي و مزدور نيز با زير پا گذاشتن تعهّد اخلاقي و رسانه اي، اين دروغ بزرگ را تكرار ميكنند. سردمداران سياسيِ مدعي حقوق بشر نيز چشم بر اين همه جنايت بسته و بدون شرم و پروا، از آن رژيم فاجعه آفرين حمايت كرده و در نقش وكيل مدافع آن ظاهر ميشوند.

سخن ما آن است كه فلسطين متعلق به فلسطيني ها است و ادامه ي اشغال آن، ظلمي بزرگ، تحمل ناپذير و خطري عمده براي صلح و امنيت جهاني است. همه ي راههائي كه غربيها و وابستگان آنها براي «حل مسئله ي فلسطين» پيشنهاد كرده و پيموده اند، غلط و ناموفق بوده است و در آينده نيز چنين خواهد بود. ما راه حلي عادلانه و كاملاً دموكراتيك را پيشنهاد كرده ايم: همه ي فلسطيني ها، چه ساكنان كنوني آن، و چه كساني كه به كشورهاي ديگر رانده شده و هويت فلسطيني خود را حفظ كرده اند، اعم از مسلمان و مسيحي و يهودي، در يك همه پرسيِ عمومي، با نظارتي دقيق و اطمينان بخش شركت كنند و ساختار نظام سياسي اين كشور را انتخاب نمايند و همه ي فلسطينياني كه سالها رنج آوارگي را تحمل كرده اند، به كشور خود باز گردند و در اين همه پرسي و سپس تدوين قانون اساسي و انتخابات، شركت نمايند. آنگاه صلح برقرار خواهد شد.

در اينجا مايلم پندي خيرخواهانه به سياستمداران آمريكائي كه تاكنون همواره به عنوان مدافع و پشتيبان رژيم صهيونيستي در صحنه حاضر شده اند، بدهم: اين رژيم تاكنون براي شما دردسرهاي بيشمار داشته است؛ چهره ي شما را در ميان ملتهاي منطقه، منفور و شما را در چشم آنان شريك جنايات صهيونيستهاي غاصب معرفي كرده است؛ هزينه هاي مادي و معنوي كه در طول سالهاي متمادي از اين رهگذر به دولت و ملت آمريكا تحميل شده است، سرسام آور است؛ و احتمالاً در آينده اگر همين روش ادامه يابد، هزينه هاي شما سنگين تر هم خواهد شد. بيائيد به پيشنهاد جمهوري اسلامي درباره ي همه پرسي بينديشيد و با تصميمي شجاعانه، خود را از گره ناگشودني كنوني نجات دهيد. بي شك مردم منطقه و همه ي آزادانديشان گيتي از اين اقدام استقبال خواهند كرد.

ميهمانان محترم!
اكنون به سخن آغازين باز ميگردم. شرائط گيتي حساس و جهان در حال گذار از يك پيچ تاريخيِ بسيار مهم است. انتظار ميرود كه نظمي نوين در حال تولد يافتن باشد. مجموعه ي غيرمتعهدها حدود دو سوم اعضاء جامعه ي جهاني را در خود جاي داده است و ميتواند در شكل دهي آينده نقشي بزرگ ايفاء كند. تشكيل اين اجلاس بزرگ در تهران نيز خود حادثه اي پرمعنا است كه بايد در محاسبات به كار آيد. ما اعضاء اين جنبش با هم افزائي امكانات و ظرفيتهاي گسترده ي خود ميتوانيم براي نجات جهان از ناامني و جنگ و سلطه گري، نقشي تاريخي و ماندگار بيافرينيم.

اين مقصود فقط با همكاريهاي همه جانبه ي ما با يكديگر امكان پذير است. در ميان ما، كشورهاي بسيار ثروتمند و نيز كشورهاي داراي نفوذ بين المللي كم نيستند. علاج مشكلات با همكاريهاي اقتصادي و رسانه اي و انتقال تجربه هاي پيشبرنده و تعالي بخش، كاملاً امكان پذير است. بايد عزمهامان را راسخ كنيم؛ به هدفها وفادار بمانيم؛ از اخم قدرتهاي زورگو نترسيم و به لبخند آنان دل خوش نكنيم؛ اراده ي الهي و قوانين آفرينش را پشتيبان خود بدانيم؛ به شكست تجربه ي اردوگاه كمونيستي در دو دهه پيش، و شكست سياستهاي به اصطلاح ليبرال دموكراسي غربي در حال حاضر - كه نشانه هاي آن را در خيابانهاي كشورهاي اروپائي و آمريكايي و گره هاي ناگشودني اقتصاد اين كشورها همه مي بينند - با چشم عبرت بنگريم. و بالاخره سقوط ديكتاتورهاي وابسته به آمريكا و همدست رژيم صهيونيستي در شمال آفريقا و بيداري اسلامي در كشورهاي منطقه را فرصتي بزرگ بشماريم. ما ميتوانيم به ارتقاء «بهره وري سياسي جنبش عدم تعهد» در مديريت جهاني بينديشيم؛ ميتوانيم براي تحول در اين مديريت، سندي تاريخي تهيه كنيم و ابزارهاي اجرائي آن را فراهم نمائيم؛ ميتوانيم حركت به سمت همكاريهاي مؤثر اقتصادي را طراحي و الگوهاي ارتباط فرهنگي ميان خود را تعريف كنيم. بي شك تشكيل دبيرخانه ي فعال و پرانگيزه اي براي اين تشكيلات، خواهد توانست به حصول اين مقاصد كمكي بزرگ و پر تأثير تقديم كند.

متشكرم

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.