بيانات در ديدار نيروهاي مسلح منطقه ي شمال كشور و خانواده هاي آنان ۱۳۹۱/۰۶/۲۸

بيانات در ديدار نيروهاي مسلح منطقه ي شمال كشور و خانواده هاي آنان ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
سه شنبه, 12/22/1391 - 10:43
نظام اسلامي نوين زمينه ساز تمدن نوين اسلامي است,نيروهاي مسلح در بناي رفيع و باشكوه نظام اسلامي، نقش حساسي دارند كه ايفاي اين نقش مهم، بدون همراهي، قدرشناسي و احساس افتخار خانواده هاي آنان، ممكن نيست,ملت ضمن بي اعتنايي به اين سياه نمايي ها، آگاه است كه برا
بيانات در ديدار نيروهاي مسلح منطقه ي شمال كشور و خانواده هاي آنان ۱۳۹۱/۰۶/۲۸
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم در جمع شما برادران و خواهران عزيز احساس آمادگي براي كارهاي بزرگ در هر انساني زنده ميشود. جمع جوانان، كاركنان، زحمتكشان نيروهاي مسلح و همسران و فرزندان آنها، يك نمونه ي گلچين شده اي از ملت ايران است كه در احساسات او، در دل او، در انديشه ي او، آرمانهاي بلند موج ميزند. خوشوقتم از اينكه امشب اين توفيق را خداي متعال به من داد كه در جمع شما حضور پيدا كنم و از خداي متعال، رحمت او، بركات او، عافيت او را براي همه ي شما مسئلت ميكنم. برنامه اي كه اين جوانان عزيز ما، دانشجويان اين دانشگاه اجرا كردند، برنامه ي خوبي بود؛ آيات اميدبخش قرآن كريم و تأكيد بر اينكه هر سختي اي همراه خود و در كنار خود يك گشايش و آسايش را دارد. اين يك فكر عظيم كارسازي است براي همه ي جوامع كه من مختصري در اين زمينه توضيح عرض خواهم كرد. من به شما عرض ميكنم، به همه هم اين را ميگويم و گفته ام و تكرار ميكنم؛ مبادا آن صفاتي، خصالي، مناقبي كه متناسب با وجود ولي عصر (ارواحنا فداه) هست، اينها را تنزل بدهيم در سطح انسانهاي كوچك و ناقصي مثل اين حقير و امثال اين حقير. ايني كه گفته ميشود كساني كه در اين سفينه سوارند، غم طوفان ندارند: چه غم ديوار امت را كه دارد چون تو پشتيبان چه باك از موج بحر آن را كه باشد نوح كشتيبان(1) اين نوح امام زمان است، اما با يك نگاه عمومي به طول تاريخ اسلام وقتي نگاه كنيم - كه سعدي هم با همان نگاه اين شعر را گفته است - وجود مقدس خاتم الانبياء (صلي الله عليه وآله) نوحِ كشتيبان اين امت است. بله، اين امت در طول تاريخ خود فراز و نشيبهائي داشته؛ گاهي به گل نشسته، گاهي دچار ذلت شده، گاهي با مشكلات غيرقابل توصيفي مواجه شده، دست به گريبان شده؛ اين ناشي از اين است كه سوار كشتي نشده. اگر واقعاً متمسك بشويم، متوسل بشويم بر كشتي نجات اسلام، همراه پيغمبر باشيم، مسلماً پيروزي نصيب ماست. البته دربا طوفان دارد، سختي دارد، مشكلات دارد، گاهي هراسهاي بزرگ دارد، اما وقتي كشتيبان بنده ي برگزيده ي خداست، معصوم است، آن وقت ديگر بيمي وجود ندارد. اين آن نكته ي كوتاهي بود كه خواستم عرض بكنم؛ اين صفات را مخصوص بدانيد به آن بزرگواران. نوحِ اين كشتي اوست، پشتيبان اين امت اوست، واسطه ي فيض الهي به يكايك آحاد ما، به دلهاي ما، به جانهاي ما، به ذهنهاي ما، به جسمهاي ما، به حيات فردي و اجتماعي، وجود مقدس خاتم الاوصياء و در رتبه ي قبل از او، وجود مقدس خاتم الانبياء (صلي الله عليه وآله) است. و اما حرف اصلي، به مناسبت اينكه شما آحادتان جزو صف كشيدگان در خطوط مقدم يك حركت اجتماعي ملت ايران هستيد؛ خانواده ها يك جور، اشخاص و افراد جور ديگر. حرف اصلي اين است كه كشور ما، ملت ما به بركت بيداري اسلامي كه پيش از ملتهاي ديگر به اين بيداري دست يافت، در يك راه پرافتخاري، خوش عاقبتي در حال حركت است. هر كس اين را انكار كند، انكار واضحات را كرده است. ما يك ملتي بوديم كه با وجود استعداد خوب، با وجود پيشينه ي تاريخيِ موجب سرافرازي، با وجود امكانات طبيعي فراوان، در دنيا جزو ملتهاي عقب افتاده و بي تأثير در همه ي تحولات جهاني، و خود متأثر از اراده ي قدرتهاي مداخله گر بين المللي بوديم. نيروهاي مسلح ما، دانش ما، مسائل اجتماعي ما، سياستمداران ما، هيأت حاكمه ي ما در طول سالهاي متمادي تحت تأثير دخالتهاي دشمنان اين ملت و كينه ورزان به آرمانهاي اين ملت، در وضع تأسفباري قرار داشتند. البته جرقه هائي در طول تاريخ، بخصوص در دورانهاي اخير ميزد، شعله هائي روشن ميشد، لكن فضا آن قدر سنگين بود كه اين جرقه ها نميتوانست راه را براي مردم روشن كند. تا انقلاب اسلامي به وجود آمد، تا مبارزات اسلامي آغاز شد. دوران مبارزات، دوران دشواري بود؛ اميد به اينكه اين مبارزات به پيروزي برسد، پيش بعضي ها صفر بود، پيش بعضي اندكي بالاتر از صفر؛ اميد زيادي وجود نداشت. امام بزرگوار ما با شخصيت خداداده ي نسبت به زمان ما استثنائي، توانست اين راه را ادامه بدهد. با نفس گرم خود، با حكمت او، با اخلاص و دينداري او، با خداباوري او، اين راه ادامه پيدا كرد. صدها بار كساني كه تو آن راه بودند، دچار ترديد ميشدند، دچار تزلزل ميشدند، اما وقتي نفس گرم آن مرد خدائي به آنها ميرسيد، دوباره همه چيز از نو شكوفا ميشد. خدا به او كمك ميكرد، زمينه ي آماده اي در وجود او، شخصيت او بود، و خداي متعال هم به او پاداش ميداد، به او الهام ميكرد، او را هدايت ميكرد، دست او را ميگرفت و به او كمك ميكرد، تا رسيد به مقطع انقلاب اسلامي، و با ناباوري همه ي عالم، اين انقلاب پيروز شد. و من به شما عرض بكنم، امروز در تعدادي از كشورهاي دنياي اسلام، بيداري اسلامي دارد خودش را نشان ميدهد و خيلي هم چيز مباركي است و ما هم از اول از آن استقبال كرديم؛ اما فرقها زياد است. در انقلاب ما، در حركت عمومي ملت ما، در سرتاسر اين كشور بزرگ شايد روستائي نبود، شهر كوچكي نبود كه در او شعبه اي از اين شعله ي مقدس چشمها را خيره نكند. همه جا، سرتاسر كشور يك شعار، يك مطالبه، يك همت بر همه ي دلها و ذهنها حاكم بود. مردم به معناي واقعي كلمه اين بار سنگين را با جسمهاي خودشان، با روحهاي خودشان، با دلهاي خودشان بلند كردند. توي خيابانها مردم با جسم خودشان در مقابله ي با طاغوت حاضر شدند؛ در دنيا هم چنين چيزي سابقه نداشت. يكي از رهبران معروف دنيا كه نميخواهم اسم بياورم، آمد ايران. من براي او تشريح كردم كه چگونه انقلاب اسلامي پيروز شد؛ نه كودتاي نظامي شد، نه افسران جواني آن طور كه در دنيا معمول بود آمدند ميدان كه رژيم طاغوت را سرنگون كنند، نه احزاب سياسي فعاليتي ميتوانستند بكنند يا كردند، نه نخبگان نقش مهمي داشتند، نقش مال توده ي مردم بود، آن هم نه با سلاح. شما امروز نگاه كنيد توي بعضي از اين كشورها، توده ي مردم براي پيشبرد كارهاشان سلاح دستشان است؛ دست ملت ايران سلاح نبود. با دست خالي، با جسم خودشان آمدند وسط ميدان. دل خودشان را، قلب خودشان را، خون خودشان را كف دست گرفتند آمدند ميدان. خب اين بدون ايمان نميشود؛ اين بدون يك ايمان عميق امكان ندارد. اين ايمان عميق در بين مردم گسترده شد، آمدند وسط ميدان، و خون بر شمشير پيروز شد و اين طبيعتِ همه جاست؛ همه جا همين جور است. هرجا ملتها حاضر به فداكاري باشند، جانشان را كف دست بگيرند، بيايند، هيچ قدرتي در مقابل آنها ياراي مقاومت ندارد. هميشه خون بر شمشير پيروز ميشود، وقتي ملتها بيايند وسط. من وقتي براي آن رهبر آفريقائي پيروزي انقلاب اسلامي را تشريح كردم، براش خيلي جالب بود، خيلي تازه بود. رفت، بعد از اندكي ديدم در داخل كشور خودش همين حركت مردمي راه افتاد، احساس كردم الهام گرفته ي از رفتار امام بزرگوار ماست، رفتار ملت ايران است و پيروز هم شد. او بر يكي از قدرتهاي بزرگ زورگوي مسلط خبيث عالم توانست پيروز بشود و كشورش را نجات داد. اين وضعيت ملت ايران بود؛ همه آمدند توي ميدان. براي همين هم از روز اول مسئولين كشور احساس نكردند كه مجبورند حرف زيادي و توقع زيادي قدرتهاي بزرگ را قبول بكنند. شما خيال نكنيد ايني كه حالا فلان كشوري كه تازه انقلاب كرده، آمريكائي ها فشار مي آورند، غربيها فشار مي آورند، مسئولينشان را وادار به يك موضعگيريهائي ميكنند، اين در ايران نبود؛ چرا، اين جا هم بود. اين جا هم همين فشارها وجود داشت، كسي به اين فشارها اعتنا نميكرد، احتياج نداشت. مسئولين كشور متكي بودند به اراده ي مردم، به ايمان مردم، خاطرشان جمع بود كه اين ميدان پر از انسانهاي با عزم و اراده و همراه با شعور كامل است. اين بود، احتياجي نبود. تا امروز هم همين است. امروز هم نظام جمهوري اسلامي به حول و قوّه ي الهي، خودش را مجبور نمي بيند كه حرف هيچ ابرقدرتي را، خواست هيچ قدرت سلطه گر و مداخله گري را قبول بكند. هرچه كه به صلاحش بود، آن را ميپذيرد و عمل ميكند، هرچه به صلاحش نبود، آن را به يك كناري مي اندازد، ولو همه ي قدرتهاي عالم عصباني بشوند، خشمگين بشوند؛ سياست اين است. اين، به خاطر اتكا به ايمان مردم است. ...(2) از روز اول انقلاب تا امروز، آرمانهاي انقلاب براي آحاد مردم ما روشن تر شده است. آن روز گفتيم جمهوري اسلامي، آن روز گفتيم پيشرفت اسلامي، بتدريج در طول اين سالها، اين واژه ها معناي خودش را براي ما روشن كرده. ميدانيم كه جمهوري اسلامي يعني چه. مردم سالاري اسلامي، تكيه ي نظام بر آراء مردم، انتخاب مردم، خواست مردم يعني چه. ميدانيم ايني كه گفتيم «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي»، استقلال يعني چه. آن روز اين واژه ها به صورت سربسته به عنوان يك آرمان براي ما مطرح بود، گذشت زمان مردم ما را، نخبگان ما را، سياسيون ما را، جوانان ما را نسبت به ابعاد گوناگون استقلال روشن كرده. ميدانيم كه استقلال چيست، خطراتش چيست، امتيازهاش كدام است، راه دستيابي به آن چيست، راه گذشت از خطرات چگونه است، پيش رفتيم. اين مهمترين پيشرفت است. پيشرفت نشانه ي واضحي دارد، پيشرفت در ريشه دار شدن و استحكام نظام جمهوري اسلامي است. يك درخت سالم و ماندگار اگر پنجاه سال از عمرش گذشت، شما به ريشه ي او و به تنه ي او وقتي مراجعه كنيد و آزمايش كنيد، دچار پوكي نشده. بعضي درختها سرحالند، بانشاطند، شادابند؛ ده سال، بيست سال، سي سال بيشتر عمر نميكنند، بعد پوك ميشوند. پوك كه شدند، احتياج ندارد كه كسي زحمت بكشد براي انداختن آنها، يك باد تندي كه بيايد، سرنگون ميشوند، از كمر ميشكنند؛ اما درختي كه استعداد ماندن دارد، داراي اين قدرت و ظرفيت هست كه بماند، شما مي بينيد دو قرن، سه قرن از عمر اين درخت ميگذرد، سرسبزي او از روز اولي كه برگ كرده، بيشتر است و كمتر نيست، نشاط او در بهار، درختهاي ديگر را هم تحت تأثير قرار ميدهد. «تؤتي اكلها كلّ حين باذن ربّها».(3) يكي از پيشرفتهاي يك نظام اين است كه هرچه زمان ميگذرد، ريشه ي او مستحكمتر بشود، شاخ و برگ او گسترده تر بشود، بدنه ي آن استحكام بيشتري پيدا كند. امروز بدنه ي نظام جمهوري اسلامي، استحكامش از سال 59 و 60 و 61 و آن سالهاي اوليه بيشتر است. آن روز دشمنان ما احتمال بيشتري ميدادند كه بتوانند نظام را سرنگون كنند. امروز اميدهاي آنها بمراتب ضعيف شده است و در موارد بسياري اين اميدها تبديل به يأس شده. اين استحكام نظام را نشان ميدهد. ...(4) خب، اين يك بحث ديگري است كه اين استحكام از كجا مي آيد، ناشي از چيست؟ اين استحكام روزافزون، اين ريشه دار شدن پي درپي، ناشي از چيست؟ ناشي از ايمانهاي عميق است؟ ناشي از معرفت عميق است؟ ناشي از نفوذ ايمان در دلهاست؟ ناشي از سلامت شعارهاست؟ ناشي از نفس گرم آن بنيانگذار بزرگ و به معناي حقيقي كلمه عظيم، امام بزرگوار است؟ ناشي از چيست؟ اينها البته يك بحثهاي مهمي است كه جوانهاي ما، دانشوران ما در حوزه و دانشگاه اين بحثها را كردند، ميكنند، باز هم بايد بكنند، من به اين بحثها كاري ندارم، آنچه كه وجود دارد، اين حركت، رو به جلو و پيشرفت است. اين پيشرفت حاصل شده. اين، اصل قضيه است. آن وقت وارد شاخه ها كه ميشويد، باز نشانه ي پيشرفت را مي بينيد. مثلاً در علم ما پيشرفت كرديم، در فناوري برخاسته ي از علم پيشرفت كرديم. من همين دانشگاه علوم دريائي را بيست سال، بيست و چهار سال، بيست و پنج سال قبل آمده ام بازديد كردم. البته از آن وقت تا حالا، بارها بازديد كردم. آن وقتِ اين دانشگاه را هم ديدم، امروزِ اين دانشگاه را هم دارم مي بينم، قابل مقايسه نيستند. رشد انگيزه ها كه دنبال خود، رشد حركت علمي را دارد، يك پديده ي شگفت آور است كه انسان را واقعاً دچار خرسندي عميق ميكند؛ آدمي را كه آگاه هست، دچار شگفتي ميكند. البته در همه جا همين جور است؛ در دانشگاه هاي كشور همين جور است، در پژوهشگاه هاي كشور همين جور است، در مراكز علمي اي كه نبوده است و توليد شده است و به وجود آمده است، همين طور است، اميد دانشمندان ما همين جور است. دانشمندان نسلهاي گذشته ي ما كه وجودشان هم خيلي براي ما محترم است و ما از هر كسي كه در راه دانش زحمتي كشيده تقدير ميكنيم و احترام برايش قائليم، چون مال يك مرتبه ي ديگري بودند، پيشرفتهاي علميِ نسل جوان را سرِ همين قضيه ي پيشرفتهاي صنعت هسته اي باور نميكردند! من اين را شايد يك بار دو بار ديگر هم گفته ام. وقتي اين پيشرفتها حاصل شده بود، چند نفر از دانشمندان برجسته ي ما كه من اينها را ميشناختم، هم از لحاظ علمي برجسته اند، هم از لحاظ نيت، انسانهاي صادق النيّه اي هستند، به من نامه نوشتند، گفتند آقا باور نكنيدها، باور نكنيد! ايني كه ميگويند، اين نميشود، نشده! هم پيشرفتهاي هسته اي را، هم آن پيشرفتهاي مربوط به سلولهاي بنيادي را كه جزو جلودارهاي اين حركت علميِ جديدِ چندين ساله ي اخير بود. باور نميكردند، اما اتفاق افتاده بود و بود. گذشت زمان هم بيشتر نشان داد كه بله، اين پيشرفتها واقع شده. يعني حركت علمي، حركتي است كه براي آن نسل گذشته ي ما كه گفتم هم دانششان، هم خيرخواهي و نيت صادقانه شان براي ما معلوم است، قابل باور نبود. و من امروز به شما عرض ميكنم اين جوانهاي ما كارهائي دارند در زمينه هاي علمي و پيشرفتهاي علمي و اكتشافات و ساخت و سازهاي علمي ميكنند كه باز شايد براي بعضي نسلهاي متوسط ما هم قابل باور نباشد، اگرچه حالا يواش يواش ديگر همه اين پيشرفت را باور كردند. مراكز جهاني اعلام ميكنند كه رشد علمي ايران گاهي يازده برابر، گاهي سيزده برابر در آمارهاي گوناگون، نسبت به رشد علمي متوسط دنيا جلو است! البته معنايش اين نيست كه ما از لحاظ علمي جلوتر از همه ي مراكز دنيا هستيم؛ نه، ما عقب ماندگي مان زياد است، رشدمان سريع است. اگر به اين رشد با همين سرعت ادامه بدهيم، بله ممكن است در سالهاي آينده، ده سال ديگر، پانزده سال ديگر در رتبه هاي اول دنيا قرار بگيريم در همه ي بخشهاي دانش و فناوري، اما الان هنوز نه، الان وسط راهيم، داريم حركت ميكنيم. اين، بخش علمي. عين همين قضيه در زمينه هاي سياسي است، عين همين قضيه در حضور بين المللي است، عين همين قضيه در نهادهاي اجتماعي است، و در بخشهاي مختلف، پيشرفتهاي گوناگون در سطوح مختلف داريم كه يك جاهائي پيشرفتها برجسته تر و نمايان تر است، يك جاهائي كمتر است. كشور در حال پيشرفت است. خب، اين پيشرفت بايد ادامه پيدا كند. حرف من اين است: هر كسي كه در بناي ايران جديد كه زير پرچم اسلام، اين كشور دارد حركت ميكند و به آرمانها نزديك ميشود، سهمي دارد، وجودش ارزشمند است. هر كسي اين سهمش مؤثرتر است، يا همراه با خطرهاي بيشتر است، يا جزو پيشروان قافله است، سهمش از اين افتخارات و اين سرافرازيها از ديگران بيشتر است. هيچ وقت هم نبايد خسته بشويم. شنفتيد آيه ي قرآن را «فاذا فرغت فانصب»؛(5) وقتي از كار فراغت پيدا كردي، يعني كارت تمام شد، تازه قامت راست كن، يعني شروع كن به كار بعدي؛ توقف وجود ندارد. «فاذا فرغت فانصب. و الي ربّك فارغب»؛(6) با هر حركت خوبي كه به سمت آرمانهاي پذيرفته شده و اعلام شده ي اسلام حركت كنيد، اين، رغبت الي اللّه است. البته معنويت، ارتباط دلي با خدا، نقش اساسي اي دارد. اين را بايد همه بدانند. خب، حالا ميرسيم به خانواده ها. خانواده هاي عزيزِ رزمندگان ما، چه رزمندگان ارتش، چه سپاه، چه بسيج، چه نيروي انتظامي، چه كاركنان وزارت دفاع - همينهائي كه فرمانده ي محترم اسم آوردند - و همسران آنها بدانند كه به كي دارند كمك ميكنند، شريك زندگيشان كيه. شريك زندگي شما جزو كساني است كه در اين بناي رفيع و باشكوه، نقشهاي حساس دارد؛ نيروهاي مسلح اين جورند ديگر. به تعبير اميرالمؤمنين: «حصون الرعيّة»؛(7) حصارهاي رعيتند، حصارهاي ملتند، حصارهاي معنوي كشورند. وجود نيروهاي مسلح مستقل، آگاه، مبتكر، شجاع، فداكار، بدون اينكه گلوله اي هم شليك بكنند، براي يك كشور امنيت آور است؛ دشمنان را سر جاي خودشان مي نشاند. يك چنين اهميتي دارند نيروهاي مسلح. شما همسرانِ اينها هستيد. بله، فرمانده ي محترم از قول من نقل كردند - من هم تا حالا شايد ده بار يا بيشتر گفته ام - كه شما مردها هر فضيلتي را كه ميتوانيد در ميدان مجاهدات عمومي و بزرگ به دست بياوريد، نصفش مال اين خانمي است كه با شما شريك زندگي است، با شما دارد زندگي ميكند. اگر همسر يك كسي كه وارد ميدان است - وارد ميدان مجاهدت و كار و تلاش - با او همراه نباشد - يا نق بزند يا مزاحمت كند يا زندگي با او را سخت بداند، همراهي نكند با او - او نميتواند كار بكند. اگر خوب ميتوانيد كار كنيد، ناشي از بركاتِ وجود اين همسر خوب و مهربان است. اين را خودِ همسران، اول تشخيص بدهند. خود شما قدر بدانيد همسريِ مردي را كه زحمت ميكشد و نصف اجرش مال شماست. مردي را كه در بناي رفيع نظام جمهوري اسلامي و نظام اسلاميِ نوين - كه ان شاءاللّه زمينه ساز تمدن نوين اسلامي است - نقش دارد، شما قدر بدانيد. اين مردي كه همسر شماست، با اين هويت پيش شما شناخته بشود. فرزندان هم همين جور. بچه ها و فرزندان كاركنان نيروهاي مسلح بايد افتخار كنند، ببالند به پدرانشان. همين جا من لازم ميدانم احترام كنم و سلام عرض كنم به خانواده هاي معزز شهيدان و صلوات بفرستم بر روح مطهر آنها؛ شهيدي كه همه ي هستيِ خود را، وجود خود را، يعني سرمايه ي اصلي اش را آورده در راه خدا، در معرض هزينه شدن در راه خدا قرار داده، خداي متعال هم از او قبول كرده. خيلي ها البته رفتند كه هزينه بشوند، قبول نشد، ديگر حالا به دلائل مختلف؛ بعضي را خداي متعال لايق ندانست، بعضي را هم خداي متعال نگه داشت براي مسئوليتها و كارهاي لازم ديگر. حالا آنهائي كه لايق بودند و رفتند، اينها خيلي ارزششان بالاست، خيلي. شهدا حقيقتاً انوار تابناكي هستند كه جامعه را، آينده را، تاريخ را روشن ميكنند. خانواده هاي آنها هم صبر كردند؛ صبر بر مجاهدت آنها، صبر بر رفتن آنها به سوي ميدانهاي خطر. به زبان آسان مي آيد: خانمي كه مي بيند شوهرش دارد ميرود طرف ميداني كه اين ميدان، خطري است و او تحمل ميكند، كار او پرارزش است، كار اين خانم هم پرارزش؛ بعد هم كه او به شهادت ميرسد، اين شهادت را هم تحمل ميكند، صبر ميكند. و من عرض بكنم اگر تحمل خانواده هاي شهدا نبود، جريان شهادت با اين شكفتگي و نشاط در جامعه ي ما مواجه نميشد و تلقي نميشد. اين خانواده هاي شهدا هستند كه اين منت بزرگ را بر سر جامعه ي ما دارند كه شهادت اين قدر شيرين است در چشمها. به هر حال، احترام و سلام و تكريم ما نثار آنها باد. هم فرزندان آنها، هم فرزندان شما كاركنان، افتخار بايد بكنند، بايد ببالند به اينكه پدرانشان در اين راه حركت ميكنند. و من اين را هم عرض بكنم كه افق، روشن است. البته از فلان تلويزيونِ مزدورِ فلان دولت مستكبر، انتظار نيست كه بيايد همين حقايق را براي من و شما بيان كند؛ نه، آنها فضا را تاريك نشان ميدهند. آنها ميدانند كه يكي از راه هاي متوقف كردن اين ملت اين است كه اميد را از آنها بگيرند. لذا هي تاريك نمائي، هي سياه نمائي ...(9) (خداوند شما را حفظ كند. اجازه بدهيد، اجازه بدهيد عرايضمان را عرض بكنيم.) مثلث شر و فساد را خود شما ديگر اسم آورديد. حالا ما نگفتيم، اما شما گفتيد؛ آمريكا و صهيونيسم و انگليسِ خبيث، و واقعاً اينها اين جوريند ديگر. دستگاه هاي تبليغاتيِ اينها، روز و شب در تلاشند كه روي ذهن ملت ايران اثر بگذارند و همين طور كه من چندي پيش گفتم، محاسبات مردم را و محاسبات نخبگان را عوض كنند كه الحمدللّه هرچي هم تلاش ميكنند، بيفايده است، آينده، آينده ي روشني است؛ افق، افق خوبي است، منتها اين به معناي اين نيست كه ما يك بالش نرمي زير سر خودمان بگذاريم و دل به خواب بدهيم، نه، بايد كار كرد، بايد تلاش كرد. تلاش زمان نمي شناسد، مدت و سرآمد نمي شناسد، بازنشستگي نمي شناسد. در همه ي دورانها در زندگي انسان، امكان تلاش وجود دارد، بايد اين امكان را پيدا كنيم و عزم و همت كنيم بر تلاش، و با جد حركت كنيم. «قوّ علي خدمتك جوارحي و اشدد علي العزيمة جوانحي»؛ از خداي متعال در دعاي كميل، اميرالمؤمنين ميخواهد، به ما ياد ميدهد كه عرض كنيم پروردگارا! جوارح ما را، جسم ما را، بدن ما را، براي انجام خدمات لازم قوي كن، عزم ما را هم راسخ كن. دنبالش: «و هب لي الجدّ في خشيتك»؛ در مقابل خداي متعال بجد دچار خشيت و ملاحظه باشيم. خدا را حاضر و ناظر بدانيم و اين احساس يك احساس جدي باشد؛ لقلقه ي زبان نباشد. «و الدّوام في الاتّصال بخدمتك»؛ خدمت را هم قطعه قطعه نكنيم؛ متصل، اين خط خدمت را پيش برويم. ان شاءاللّه جوانها ما از جمله جوانهاي اين دانشگاه و ديگر جوانها، بسيجيان عزيز، جوانهاي مؤمن، فداكار، دانشجويان مختلف، دختر و پسر، در بخشهاي مختلف دانشجوئي، طلاب جوان عزيز، جوانها در قشرهاي مختلف، با حركت خودشان، با كار خودشان، با تلاش خودشان، به ما پيرها هم نيرو و نشاط خواهند داد و ياد خواهند داد كه چگونه حركت كنيم. پروردگارا! بركات و رحمت خودت را بر اين جمع نازل كن؛ بركات و رحمت خودت را بر ملت ايران نازل كن. ملتهاي مسلمان را در هر نقطه ي عالم بر دشمنانشان پيروز قرار بده. عافيت دين و دنيا را به همه ي ما به لطف خودت مرحمت بفرما. قلب مقدس ولي عصر را از ما راضي و خشنود كن؛ دعاي آن بزرگوار را شامل حال ما بفرما. روح مطهر امام بزرگوار و شهيدان عزيز را با اوليائشان محشور كن. والسّلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته 1) گلستان سعيد 2) تكبير 3) ابراهيم: 25 4) تكبير 5) شرح: 7 6) انشراح: 7 و 8 7) نهج البلاغه، نامه ي 53 8) شعارِ «مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل، مرگ بر انگليس» و «خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست»

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.