نسخه مناسب چاپ

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم

و الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا محمّد و آله الطّاهرين و علي آله الطّيّبين الطّاهرين المعصومين سيّما بقيّةالله في الارضين.



 عيدتان مبارك؛ روز ارتش مبارك؛ سال نو مبارك؛ عيد مبعث در بيست‌وهفتم رجب و عيد ولادت مولا در سيزدهم رجب بر شما و همچنين بر خانواده‌هاي محترمتان، فرزندانتان، همسرانتان مبارك باد، كه در واقع خانواده‌ها و همسران، هم‌رزمان شما هستند در عرصه‌هاي دشوار زندگي كه يك سرباز به‌معناي واقعي كلمه زندگي‌اش سرشار از سختي‌ها و فشارها و مجاهدتها و مانند اينها است؛ همسرانتان و فرزندانتان كه در چنين شرايطي با شما همدلي و همراهي ميكنند، حقيقتاً هم‌سنگران و هم‌رزمان شما هستند.



 يكي از بهترين و هوشمندانه‌ترين كارهاي بزرگ امام عزيزمان، تعيين روز ارتش بود؛ اين كار همچنان‌كه پايه‌ي ارتش را محكم كرد، ريشه‌ي ارتش را در [اين] سرزمين مستحكم كرد، خيلي از توطئه‌گران و خيال‌پردازان را مأيوس كرد؛ آنها فكرهاي ديگري كرده بودند. تعيين روز ارتش از طرف امام به اين معنا بود كه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي، ارتش را با همين هويّت، با همين مجموعه قبول دارد و تأييد ميكند. خب، آن هويّت از لحاظ مردم‌شناسي، انسان‌شناسي و تشكيلات‌شناسي قابل تأمّل بود؛ يعني يك بدنه‌ي مسلمان و مؤمن مثل بقيّه‌ي مردم و يك رأس نامطمئن و احياناً خُلَل‌وفُرَجي در درون سازمان؛ اين‌جوري بود. امّا امام براي اينكه هرگونه توطئه‌اي را در مورد نيروهاي مسلّح و ارتش جمهوري اسلامي خنثي بكند، روز ارتش را معيّن كرد؛ يعني من همين ارتش را، با همين خصوصيّاتش قبول دارم و نظام اسلامي [هم] قبول دارد. حالا بنده كه ده‌ها بار، ده‌ها جلسه در خصوصيّات ارتش با امام (رضوان‌الله‌عليه) صحبت خصوصي كرده بودم -يا دو به دو يا با حضور بعضي ديگر- ميدانم اين فكر قلبي و عميق امام بود كه بايد ارتش را حمايت كرد، بايد ارتش را حفظ كرد، بايد ارتش را تقويت كرد كه انصافاً فكر درستي بود.



 همين ارتش در همه‌ي قضاياي بعد از انقلاب درخشيد؛ حالا [اگر] انسان بخواهد يكي يكي بعضي از قضايا را بيان كند دشوار ميشود. مثلاً در مقابل توطئه‌هاي درون‌ارتشي، بيش از همه، خود ارتش ايستاد؛ اين خيلي مهم است. خيلي‌ها بودند -الان هم هستند- كه در سازمانهاي وابسته‌ي به نظام جمهوري اسلامي از درون ميخواهند اختلال به وجود بياورند؛ خب آن روز بيشتر هم بود؛ هم انگيزه‌ها بيشتر بود، هم تلاشها بيشتر بود. ميخواستند از درونِ ارتش، براي ارتش مشكل درست كنند؛ يعني از ارتش يك هويّتي ناسازگار با نظام اسلامي بسازند؛ كساني ميخواستند اين كار را بكنند. آن كسي كه بيش از همه با اين انگيزه، با اين اخلال مواجه شد و مقابله كرد، خود ارتش بود! هيچ نيروي بيرون ارتشي -چه نيروي اطّلاعاتي، چه نيروي نظامي- نميتوانست با يك‌چنين توطئه‌اي در مقابل نيروهاي مسلّح مقابله كند؛ خود ارتش ميتوانست، خود ارتش هم ايستاد. حالا اين يك نمونه؛ ازاين‌قبيل فراوان است.



 تجربه‌ي ارتش در دوران دفاع مقدّس، تجربه‌ي انصافاً افتخار‌آميزي است. اين را بنده كه از نزديك شاهد بودم، دارم به شما ميگويم. خيلي‌ از شما جوانيد و آن دوران را درك نكرديد -يا در ارتش نبوديد، [حتّي] بعضي‌هايتان متولّد نشده بوديد- ما خب از نزديك ميديديم؛ ارتش نقشهاي خوبي ايفا كرد و جلوه‌هاي خوبي نشان داد؛ حالا غير از نقش ايفا كردن در زمينه‌ي نبرد و رزم و كارهاي جنگي، يك‌ چيزهاي شيريني از خود نشان داد. مثلاً باز از باب مثال اگر عرض كنم، افرادي از ارتش نشان دادند كه در يك سطوح بالاي معنوي و اخلاقي قرار دارند؛ اين را عملاً نشان دادند. خب در مقام حرف همه‌مان حرف ميزنيم؛ بنده را هم كه از خدا و قيامت و بهشت و جهنّم اين‌همه ميگويم، بايد در هنگام حادثه امتحان كرد، تجربه كرد و ديد چقدر واقعاً از خدا ميترسم، چقدر ملاحظه ميكنم، چقدر از جهنّم [ميترسم]؛ اين است ديگر؛ بايد در عمل مشاهده كرد.



 ما آدمهايي را در ارتش داشتيم و داريم كه اينها در عمل نشان دادند كه در سطوح بالاي معنويّتند؛ يكي‌اش همين صيّاد شيرازي، يكي‌اش همين بابايي. ازاين‌قبيل كم نداريم؛ حالا اين افراد معروف و نامدار را من اسم آوردم؛ ازاين‌قبيل زياد داريم. بنده نمونه‌هايش را در خود اهواز كه مدّتي آنجا بوديم ديدم و از نزديك مشاهده كردم. من بارها گفته‌ام اينها را كه نيمه‌ي شب بود، بنده از يك تيپي در اهواز -كه به‌قدر يك گردان بيشتر استعداد نداشت- داشتم بازديد ميكردم، پهلوي تانك، نظاميِ مسئول تانك ايستاده بود نماز شب ميخواند. چه كسي در آن بيابان، در آن هواي سرد به اين فكر مي‌افتاد؛ نيمه‌ي شب، وسط زمستان ايستاده بود و نماز شب ميخواند. آن‌وقت‌ها هنوز اين حرفهايي كه حالا رايج است، گريه‌ها و بچّه‌هاي بسيجي و مانند اينها، خيلي باب نشده بود كه ما اينها را از نزديك ديديم. يا به‌نظرم آن سرگردي يا سرهنگ دوّمي بود كه آمد پيش من با حال تأثّر و نزديك به گريه، كه بنده خيال كردم ميخواهد از من درخواست كند كه به او مرخّصي بدهيم؛ مثلاً نگراني دارد و ميخواهد مرخّصي بگيرد و از اهواز برود. آمده بود و درخواستش اين بود كه شماها يك كاري بكنيد كه شبها كه اين جوانهاي داوطلب با آقاي چمران ميروند براي به قول خودشان شكار تانك، من هم با اينها بروم. ميشد فكرش را بكنيد؟ يك افسرِ ارشد -حالا درجه‌اش درست يادم نيست؛ بگوييد سرهنگ دوّمي بود، در همين حدودها- مي‌آيد و داوطلبانه ميخواهد با جوانهاي بسيجي كه از تهران آمده‌اند و ميخواهند شبها بروند در تاريكي يا با استفاده‌ي از تاريكي، ضربه‌هاي نقطه‌اي به دشمن بزنند -آن‌وقت اين‌جوري بود، اوايل جنگ اين‌جوري بود- همكاري [كند] و ازاين‌قبيل.



 خب، ارتش هويّت خودش را نشان داد. من ميخواهم به شما اين را عرض بكنم، امروز ارتش ما يك ارتش فكري، يك ارتش معنوي و يك ارتش داراي انگيزه‌هاي پاك و مقدّس است؛ اين خيلي باارزش است. [اگر] شما نگاه كنيد به نيروي نظامي خيلي از اين كشورها، [مي‌بينيد كه] درندگي و وحشي‌گري و سبعيّت كأنّه جزو ذاتشان است. نيروي نظامي كه از او توقّع آن‌جور برخوردها ميرود، بتواند در ميان خود، افراد اخلاقي، افراد پاك، افراد والا، جوانهاي مؤمن، انگيزه‌هاي پاك، در بخشهاي مختلف ارتش تربيت كند، [خيلي باارزش است] كه اين را امروز ما داريم مشاهده ميكنيم. اين به نظر من يكي از مهم‌ترين آثار كاري بود كه امام بزرگوار در تعيين روز ارتش كرد.



 خب، پيام من به همه‌ي آحاد ارتش اين است كه قدر اين موقعيّت را بدانند، قدر اين‌جور خدمت كردن را بدانند. خدمت رزمي ميكنيد در يك سازمان رزم، حضور فعّال داريد، خداي متعال [هم] اين را پاي شما به‌عنوان حسنه مينويسد و ثواب ميكنيد؛ اين خيلي چيز باارزشي است، قدر اين را بدانيد؛ اين حالت را حفظ كنيد. آمادگي‌هاي معنوي و روحي و انگيزه‌ايِ خودتان و عناصر زيردستتان را روزبه‌روز افزايش بدهيد.



 امنيّت براي يك كشور خيلي مهم است. گاهي در يك كشوري نان نيست، قحطي است، مشكلات هست، ناامني [هم] هست؛ اگر به مردم بگويند نان ميخواهيد يا امنيّت، قطعاً امنيّت را ترجيح ميدهند؛ يعني همان چيزي كه دخالت ابرقدرت‌ها در منطقه‌ي ما و خيلي از مناطق ديگر موجب شده است كه ضعيف شده. يعني فرض بفرماييد اتوبوسي كه حركت ميكند از يك جا به جاي ديگر، خاطرجمع نيست كه ساكنان آن و كساني كه در آن سوار هستند، بتوانند بسلامت به مقصد برسند و مورد تهاجم دشمن قرار نگيرند؛ در خيابانها همين‌جور، داخل منازل همين‌جور؛ اينها مهم است. امنيّت خيلي مهم است. نقش نيروهاي مسلّح در ايجاد امنيّت نقش مهمّي است. ارتش ممكن است هيچ تحرّكي هم از لحاظ امنيّتي نداشته باشد، امّا هرچه شما مقتدرتر و قوي‌تر باشيد، نفْس اقتدارِ ارتش در كشور ايجاد امنيّت ميكند. امنيّتِ كشور را نيروهاي مسلّح و اقتدار آنها و توانايي‌هاي آنها و پُرانگيزگي آنها تأمين ميكند. اين ازجمله‌ي مسائل مهم است.



 پيغام من به همه‌ي عناصر ارتشي اين است كه هرچه ميتوانند، اين توانايي‌ها را افزايش بدهند؛ هركسي در هرجا كه هست. حتّي يك نگهبان ساده‌اي هم كه يك پُست نگهباني دارد، ميتواند در تقويت ارتش مؤثّر باشد. يعني وقتي خوب نگهباني داد، دچار كسالت نشد، چشمانش را تيز در جايي كه بايد بچرخانَد چرخاند، اين به همان اندازه دارد كمك ميكند به تقويت سازمان مسلّح؛ چه ارتش باشد، چه سپاه باشد، چه هر سازمان ديگري باشد؛ تا برسد به فرماند‌هان، تا برسد به سازندگان، تا برسد به نگه‌دارندگان، تا برسد به انبارداران، تا برسد به توليدكنندگان، و تا برسد به طرّاحان و راهبردسازان و مانند اينها. اينها همه ميتوانند تأثير داشته باشند در تقويت سازمان نظامي. بنابراين اين را قدر بدانيد كه هركدامتان هر حركتي را در اين جهت انجام بدهيد، كاري مطابق رضاي الهي و يك حسنه‌اي انجام داده‌ايد.



 و انسانهاي برجسته‌اي را كه ميتوانند الگو باشند، در بين خودتان افزايش بدهيد؛ يعني همه سعي كنند. يعني واقعاً شهيد بابايي الگو است؛ يك الگوي اخلاقي و نه صرفاً يك الگوي نظامي، يك انسان مقدّس است؛ شهيد صيّاد همين‌جور؛ و خيلي‌هاي ديگر از اينهايي كه حالا اسم بعضي‌شان را هم انسان به ياد نمي‌آورد و بعضي را اصلاً نمي‌شناسيم، فراوان در ارتش وجود داشته‌اند و حضور داشته‌اند. اين نمونه‌ها را روزبه‌روز در داخل اين سازمان مُعظَم و محترم و داراي شوكت مادّي و معنوي افزايش بدهيد.



 خب، گفته شد كه [لشكريان] حصار اَمنند؛ حُصونُ الرَّعيّة. اين نكته مهم است كه بدانيم حصنِ رعيّت و حصارِ رعيّت فقط نيروهاي مسلّح نيستند، نيروهاي مسلّح ازجمله‌ي مهم‌ترين حصارهاي امنيّتِ رعيّتند؛ كه اين هم به‌اذن‌الله [است]؛ فَالجُنودُ بِاِذنِ اللهِ حُصونُ الرَّعيَّة.(۲) دستگا‌ه‌هاي مختلف همه ميتوانند در اين جهت با ارتش همراه و همگام باشند؛ دستگا‌ه‌هاي اقتصادي، دستگاه‌هاي فرهنگي، دستگاه‌هاي آموزشي، دستگاه‌هاي تحقيقاتي؛ مجموعه‌ي كشور. آنچه ما از دستگاه‌هاي مختلف انتظار داريم، همين است؛ همه سعي كنند مانند حِصن و حصاري، مانند يك حاجب(۳) در مقابل تهاجمات دشمن براي كشورشان و براي ملّتشان عمل كنند، كار كنند، فعّاليّت كنند؛ چه مجموعه‌ي اقتصادي، چه مجموعه‌ي فرهنگي، چه مجموعه‌هاي علمي و تحقيقاتي، و چه مجموعه‌هاي نظامي؛ هدف همه اين باشد. كارها مختلف است امّا هدف يكي است. بنابراين اگر هدف، حفظ و حراست از امنيّت ملّي، از عزّت ملّي، از توسعه و پيشرفت كشور، از حفاظت كشور از شرّ دشمنان باشد، آن‌وقت سازمانهاي نظامي و سازمانهاي دانشگاهي و سازمانهاي تحقيقاتي و سازمانهاي فرهنگي و سازمانهاي اقتصادي، همه‌و‌همه درواقع نيروهاي عظيمي هستند كه دارند با هم كار ميكنند؛ به يكديگر كمك ميكنند، همديگر را تكميل ميكنند، به چشم رقابت به هم نگاه نميكنند، به چشم حسادت به هم نگاه نميكنند. [در اين صورت] در كشور يك چنين انسجامي به وجود مي‌آيد. اين آن چيزي است كه ما روي آن تكيه ميكنيم.



 بنده شعارهاي اقتصادي را در اين دو سه سال اخير برجسته كرده‌ام، براي اينكه احساس كردم دشمن از اين ناحيه ميخواهد ضربه بزند به اين مجموعه‌ي عظيم ملّي. وقتي ما مشكل اقتصادي داشته باشيم، بخشهاي مختلف نخواهند توانست كارهاي درست خودشان را انجام بدهند، لذا بايد ببينيم در اين مجموعه‌ي وظايفي كه بر عهده‌ي مسئولان كشور، دولت، قواي سه‌گانه و سازمانهاي مختلف است، آن نقطه‌ي حسّاس و كليدي، امروز چيست؟ ممكن است امروز يك نقطه‌ي كليدي باشد، فردا نقطه‌ي ديگري نقطه‌ي كليدي‌ باشد. امروز تقويت اقتصادي در كشور، يك نقطه‌ي كليدي و داراي اولويّت است؛ لذاست كه بنده روي اين تكيه ميكنم، روي معيشت مردم تكيه ميكنم، روي معيشت كاركنان دستگاه‌هاي مختلف تكيه ميكنم، روي معيشت كاركنان نيروهاي مسلّح تكيه ميكنم؛ اينها بايد دنبال بشود، اينها بايد با جدّيّت دنبال بشود؛ اين به عهده‌ي مسئولين است. مسئولان اگر انگيزه‌هاي دشمن را نگاه كنند، انگيزه‌ي بيشتري براي اين كار پيدا ميكنند. ما وقتي حرفهاي دشمنانمان را مطالعه ميكنيم يا گوش ميكنيم، مي‌بينيم كه آنها اتّفاقاً روي همين نكته تكيه دارند ميكنند تا بلكه بتوانند از نقطه‌ضعف اقتصادي و كمبودهاي اقتصادي براي تخريب، براي اخلال استفاده كنند. خب، وقتي انسان اين را ميفهمد، انگيزه‌اش بيشتر ميشود براي اينكه مسئله را جدّي بگيرد.



 اقتصاد مقاومتي كه ما مطرح كرديم -كه يك مجموعه‌ي كار است، يك مجموعه‌ي حركت و اقدام است- چند نقطه‌ي كليدي براي امروز و فرداي نزديك ما دارد كه همان مسئله‌ي اشتغال است و مسئله‌ي توليد است. بنده به مسئولين هم، از نزديك، به‌طور خصوصي، به‌طور مشروح، اينها را بيان كردم؛ اينها حرفهاي من نيست؛ من كه اقتصاددان نيستم؛ اين حرف كارشناسان اقتصادي است، اين حرف افراد زبده و برجسته‌اي است كه در اين زمينه فعّالند و به ما مشورت ميدهند؛ بنده هم نگاه ميكنم سطح كشور را، ميبينم اين اولويّت است. دشمن راه‌هاي طمعش را پيدا ميكند. ما بايد نگاه كنيم ببينيم انگيزه‌ي دشمن چيست، آن نقطه‌ي ضعفي كه ممكن است دشمن از آن به ما ضربه بزند كجا است، آن را مسدود كنيم، آن را ببنديم؛ توقّع بنده از مسئولين گوناگون بخشهاي مختلف اين است. مسئله‌ي اقتصاد ازاين‌جهت جزو مسائل با اولويّت درجه‌ي يك است.



 البتّه ما نقطه‌ي قوّت خيلي داريم. نقطه قوّتهاي نظام جمهوري اسلامي و ملّت ايران ازلحاظ كيفيّت و كمّيّت، به‌طور مضاعف بيش از نقاط مشكل‌دار و نقاط ضعف است. خيلي نقطه‌هاي قوّت عجيب و فراواني در ما هست كه همين نقاط قوّت، موجب شده است كه كشور و نظام اسلامي با وجود دشمني‌هاي عجيب‌و‌غريب كه با آن شده است و ميشود و خواهد شد، بتواند سربلند و با عزّت بِايستد و در مقابل دشمنان تسليم نشود.



 ببينيد! شگرد كار ابرقدرت‌ها و قدرتهاي بزرگ متجاوز تشر زدن است؛ اين را بارها ما گفته‌ايم. قدرتهاي متجاوزي كه ميخواهند در همه‌جا دست دراز كنند و همه‌جا دخالت كنند و به همه‌ي كشورها كار داشته باشند و در همه‌ي كشورها براي خودشان منافع تعريف كنند و اگرچنانچه آن منافع به هم خورد، بگويند فلان دولت، فلان كشور، فلان نظام با منافع ما برخورد كرده -يعني در هر كشوري، در هر منطقه‌اي براي خودشان منافع تعريف ميكنند بدون حق، بدون منطق، بدون يك استدلال صحيح؛ ابرقدرت‌ها اين‌جوري هستند-، براي اينكه بتوانند اين منافع را تأمين كنند و دولتهاي هر منطقه‌اي را بتوانند وادار به اطاعت كنند، از خودشان بزرگ‌نمايي ميكنند، تشر ميزنند، اخم ميكنند. يادتان هست اخمهايي كه بعضي از دولتهاي قبلي آمريكا ميكردند، حالا هم يك‌جور ديگر.



 براي يك كشور بدترين موقعيّت اين است كه مسئولين كشور از اخم و تهديد و تشر دشمن بترسند؛ اگر ترسيدند، در واقع در را براي ورود او و دخول او و تجاوز و تعرّض او باز كرده‌اند. كار را با عقل و با منطق و با حكمت بايد انجام داد، در اين ترديدي نيست، امّا با شجاعت بايد انجام داد؛ با ترسيدن، با دلهره، با تحت تأثير تشر و بداخلاقي و اخم و گرهِ ابروان قدرتمندان صاحب قدرت در دنيا قرار گرفتن، تحت تأثير اينها واقع شدن، اوّل بدبختي است. خب كسي ميخواهد بترسد، بترسد امّا از طرف مردم نترسد؛ به حساب مردم نترسد. ملّت ايستاده‌اند. اگر ملّت ايستاده نبود، از سال ۱۳۵۷ تا امروز كه حدود چهل سال دارد ميگذرد و انواع و اقسام توطئه‌ها عليه ما به كار گرفته شده است و پول خرج شده و سلاح توليد شده و تهديد و سياست و مانند اينها؛ اگر بنا بود كه جمهوري اسلامي از اينها ملاحظه ميكرد، ميترسيد، عقب‌نشيني ميكرد، بايد اثر و نشاني از ايران و ايراني باقي نميماند. دشمن -چه آمريكا و چه بزرگ‌تر از آمريكا- در مقابل نظامي كه با مردم خود متّصل است، مردم خود و ملّت خود را دوست ميدارد و ملّتش او را دوست ميدارند، در مقابل يك چنين نظامي و يك ‌چنين مردمي كه در مقابل دشمن مقاومند، هيچ غلطي نميتواند بكند.



 البتّه در دشمني اينها هيچ ترديدي نيست؛ در اينكه تدبير ميكنند، فكر ميكنند، دشمني ميكنند، دستگاه‌هاي مختلفشان را به كار مي‌اندازند؛ در تمام اين مدّت قريب چهل سال، اين دشمني‌ها بوده؛ هر دولتي سر كار بوده، اين دشمني‌ها را كرده‌اند. اينكه بگوييم با فلان آدم موافقند، با فلان آدم مخالفند، از فلان آدم ملاحظه ميكنند، نخير. زمان امام (رضوان‌الله‌عليه) همين دشمني‌ها بود، بعد از رحلت امام كه بنده مسئوليّتي پيدا كردم، همين دشمني‌ها بود، تا امروز هم هست. دولتهاي مختلف با مذاقهاي مختلف، با سليقه‌هاي مختلف آمدند، رفتند، و در همه‌ي اين احوال اين دشمني‌ها بوده. آن چيزي كه جلوي اين دشمني‌ها را توانسته است بگيرد، اقتدار ملّت ايران، ايستادگي ملّت ايران، تأثيرناپذيري ملّت ايران از تشر ابرقدرتانه‌ي آمريكا و امثال آمريكا و بعضي كشورهاي اروپايي و مانند اينها بوده؛ اين بايد ادامه پيدا كند؛ و اين اگر بنا شد ادامه پيدا كند -كه بايد اين حالت، اين روحيه، اين اقتدار ادامه پيدا كند- يك بخش مهمّش به ‌عهده‌ي شما است كه ارتش جمهوري اسلامي هستيد، بخش عمده‌اي مربوط به اقتصاديّون است، بخش عمده‌اي مربوط به عناصر مربوط به فرهنگ و آموزش و مانند اينها است، بخش بسيار مهمّي مربوط است به كساني كه متصدّي كارهاي علمي و تحقيقات و علم و پيشرفت علمي و مانند اينها در كشور هستند. همه بايد دست به دست هم بدهند؛ خداي متعال هم كمك خواهد كرد، همچنان‌كه تا امروز كمك كرده.



 رحمت خدا بر شهيدان عزيز ما. امروز خانواده‌هاي بعضي از شهداي عزيز ارتش هم اينجا حضور دارند. اين شهيدان هرگز از ياد ما نخواهند رفت؛ شهيدان از ياد ملّت ايران نخواهند رفت و مردم عزيز ايران، ملّت بزرگ ايران با روحيه‌ي ارادت به شهيدان و گرايش به شهيدان، فعّاليّت خواهند كرد.



 خب، الحمدلله به يك نحوي گردونه‌ي انتخابات هم به راه افتاده است؛ اگرچه هنوز به قسمت اصلي انتخابات نرسيده‌ايم امّا مقدّمات انتخابات شروع شده. انتخابات يكي از افتخارات ملّت ايران است. اين انتخابات مايه‌ي عزّت و سربلندي و روسفيدي ملّت ايران در دنيا پيش ملّتها است. همه‌ي بدخواهان و دشمنان اسلام سعي ميكردند دين و اسلام و معنويّت را نقطه‌ي مقابل مردم‌سالاري نشان بدهند؛ جمهوري اسلامي نشان داد كه نخير، ما چيزي داريم به نام «مردم‌سالاري اسلامي»؛ مردم‌سالاري است و درعين‌حال اسلامي است و از هم تفكيك‌پذير هم نيست. اين انتخابات نشان‌دهنده‌ي اين است: مردم‌سالاري اسلامي. مايه‌ي افتخار است، مايه‌ي روسفيدي است، مايه‌ي عزّت است، مايه‌ي قدرت است؛ ملّت هم در انتخابات احساس ميكنند كه كليد كارهاي كشور دست خودشان است. احساس ميكنند آنها هستند كه ميتوانند معيّن كنند عناصر اصلي كشور را؛ اين خيلي مهم است.



 البتّه تا روز انتخابات مجال هست و اگر زنده بوديم باز عرايضي عرض خواهم كرد به‌مناسبت‌هاي ديگر، [امّا] آنچه امروز عرض ميكنم اين است: همه بايد قدر انتخابات را بدانند؛ دولتي‌ها بدانند، نامزدهاي انتخاباتي بدانند، مردم بدانند، دست‌اندركاران خود انتخابات بدانند؛ قدر انتخابات را بدانند. انتخابات را گرامي بداريم. انتخابات بايد سالم، با امنيّت، با سلامت و با گستردگي انجام بگيرد. اگرچنانچه اين اتّفاق افتاد كه ان‌شاءالله به توفيق الهي همين‌جور هم خواهد شد علي‌رغم دشمناني كه دائم وسوسه ميكنند، دائم زمزمه ميكنند -كساني كه اين راديوهاي بيگانه و رسانه‌هاي بيگانه را مي‌بينند كه امروز ديگر راديو در مقابل گستره‌ي رسانه‌ها چيز كوچكي است، ميدانند كه دشمنان چطور دارند وسوسه ميكنند كه يك‌جوري انتخابات را خراب كنند- و ملّت ايران ان‌شاءالله با همين بيداري، با همين هوشياري كه هميشه نشان داده‌اند در مقابل اين حركت خصمانه، همين‌جور ان‌شاءالله پيش بروند و يك انتخابات گسترده، بانشاط، با شور و شوق و سالم و همراه با امنيّت ان‌شا‌ءالله اتّفاق بيفتد، اين براي كشور يك ذخيره‌اي خواهد بود و خود اين، كشور را مصونيّت بسياري خواهد داد كه اميدواريم ان‌شاءالله همين‌جور هم بشود.



والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته





۱) در ابتداي اين ديدار، امير سرلشكر عطاءالله صالحي (فرمانده ارتش جمهوري اسلامي ايران) گزارشي ارائه كرد.

۲) نهج‌البلاغه، نامه‌ي ۵۳

۳) نگهبان، دربان

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.