نسخه مناسب چاپ

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم
و الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي‌القاسم المصطفي محمّد و علي آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةالله في الارضين. اللّهمّ صلّ علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها عدد ما احاط به علمك، اللّهمّ صلّ علي وليّك عليّ بن موسي‌ الرّضا عدد ما احاط به علمك، صلاةً دائمةً بدوام ملكك و سلطانك، اللّهمّ سلّم علي وليّك عليّ بن موسي‌ الرّضا عدد ما احاط به علمك سلاماً دائماً بدوام مجدك و عظمتك و كبريائك. اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه في هذه السّاعة و في كلّ ساعة وليّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتّي تسكنه ارضك طوعاً و تمتّعه فيها طويلا.

 يك سال ديگر و يك بار ديگر خداي متعال اين توفيق را به ما داد كه در زير سايه‌ي بقعه‌ي مباركه‌ي عليّ بن موسي الرّضا (عليه‌السّلام) در جمع شما برادران و خواهران حضور پيدا كنيم و ضمن همدلي و هم‌زباني با اين آحاد جمعيّت عظيم و مؤمن و پُرشور، مطالبي را در زمينه­‌ي مسائل كشور، مسائل انقلاب، مسائل اصلي و اساسي در ميان بگذاريم. خداي متعال را بر اين توفيق سپاسگزارم. جمع پُرشور متراكمي كه در اين رواق مطهّر(۲) و در اطراف اين محل، اعم از مجاوران مشهد مقدّس و زوّار محترمي كه به جاذبه‌ي [اين] امام بزرگوار، به اين منطقه و به اين استان و به اين شهر تشريف آورده‌اند، همه مايلند و همه مشتاقند كه سخن دل انقلاب و نظام را در زمينه­‌ي مسائل گوناگون بشنوند. بنده در فرصتي كه امروز هست، قهراً به بخشي از آنچه لازم است گفته بشود، ميتوانم بپردازم و اميدوارم مورد هدايت الهي و رضاي الهي و مقبول درگاه الهي باشد.

 برادران و خواهران عزيز! امسال سال مهمّي براي كشور است؛ هم به جهت نياز كشور به يك تحرّك مهمّ اقتصادي كه ان‌شاءالله مسئولين كشور به آن بينديشند و بپردازند، و هم از جهت در پيش بودن انتخابات رياست جمهوري و انتخابات شوراهاي شهر و روستا كه آن­‌هم در جاي خود بسيار مهم است.

 در سال ۹۵ -سال گذشته- با وجود اينكه كشور دچار مشكلات اقتصادي بود ولي ملّت ايران از دو جهت خوش درخشيد؛ هم از جهت پايبندي به مسائل انقلاب و ارزشهاي انقلاب و نظام اسلامي كه مظهر آن پُرشور بودن راه‌پيمايي عظيم بيست‌ودوّم بهمن و اجتماعات مردم در مورد مسائل مربوط به انقلاب بود كه نشان­دهنده­ي پايبندي و شور و هيجان و دل‌بستگي ملّت ايران به مسائل انقلاب بود؛ جهت دوّم، پايبندي مردم به مسائل ايماني و ديني بود. امسال به گزارش مورد اطميناني كه از سراسر كشور در ماه مبارك رمضان، در ماه محرّم و ماه صفر و بقيّه­ي مراسم ديني داده شد، شور و حضور و دل‌بستگي مردم به مسائل ايماني، از هميشه بيشتر بود. هم در قضاياي مربوط به انقلاب، هم در قضاياي مربوط به مسائل ديني و ايماني، حضور مردم و بُروز همّتهاي بلند مردم از هميشه بيشتر بود. اين خيلي مهم است از اين جهت كه اوّلاً سمت و سوي حركت ملّت ايران را و هويّت ملّت ايران را به رخ دوست و دشمن ميكشد. نه راهپيمايي بيست‌ودوّم بهمن مربوط به يك سليقه‌ي سياسي است و نه جلسات محرّم و ماه رمضان و اعتكاف و راه‌پيمايي اربعين مربوط به يك سليقه‌ي سياسي است، [بلكه] ‌مربوط به همه‌ي ملّت ايران و مربوط به همه‌ي سلايق گوناگون كشور است. پس اين نشان ميدهد كه سمت و سوي حركت ملّت ايران، سمت و سوي انقلابي و ديني است؛ مربوط به هر سليقه‌ي سياسي كه باشند. [پس] هويّت ملّت ايران را به رخ دوست و دشمن كشيد. اين يك. دوّم اينكه اجتماع عمومي مردم و وحدت ملّي را هم به همه نشان داد. وقتي شما اين سال ۹۵ را از آغاز تا انجام نگاه كنيد، همه‌ي قضايا اين دو نشانه‌ي مهم را نشان ميدهد: هم همبستگي مردم را در مسائل اساسي زندگي با وجود اختلاف‌نظرها در مسائل فرعي و سياسي گوناگون نشان ميدهد -امّا در جهت اصلي كه جهت نظام و جهت انقلاب است، مردم همسو و هم‌جهتند- اين يك، و بعد دل‌بستگي مردم را نشان ميدهد به انقلاب و به نظام و به مسائل دين و ايمان؛ اين در دنيا خود را نشان داده است، اين به رخ دشمن و دوست كشيده شده است؛ اين [مربوط به] سال ۹۵.

 البتّه حوادث تلخ در طول سال وجود داشت كه آخرينِ آن، قضيّه‌ي همين آتش‌نشانان جان‌باخته‌ي عزيز بود كه فداكاري كردند و حادثه‌ي تلخي بود. حوادث تلخ هميشه هست، عمده اين است كه همّت مردم و اراده‌ي مردم و جهت حركت مردم، مژده‌بخش و نشانه‌ي پيشرفت باشد كه اين بحمدالله وجود داشت.

 من عرض ميكنم كه اين نياز ملّي، امسال هم به قوّت خود باقي است. امسال هم ملّت ايران، هم بايد اتّحاد ملّي خود را نشان بدهند، هم بايد پايبندي خود به انقلاب و نظام و مباحث و مسائل ديني را نشان بدهند و اثبات كنند، هم بايد سمت و سوي حركت خود را به رخ دشمنان ايران و دشمنان جمهوري اسلامي و دشمنان ملّت ايران بكشند؛ به اين مناسبت بحث امروز را بنده انتخاب كرده‌ام.

 بحث امروز درباره‌ي دو موضوع است: يك مسئله راجع به مسائل اقتصادي كشور است كه البتّه دور از اصطلاحات اهل فن، آنچه را به نظر ميرسد مردم عزيزمان خوب است بدانند و به آن توجّه كنند و در آن جهت حركت كنند و مطالبه‌ي آنها از ما مسئولين باشد، در بحث اقتصادي عرض ميكنم؛ ان‌شاءالله در بحث مربوط به انتخابات هم -كه موضوع دوّم بحث امروز من است- مطالبي را به عرض خواهم رساند.

 برادران و خواهران عزيز! مسئله‌ي اقتصاد، مسئله‌ي اولويّت‌دار كشور است؛ نه­‌فقط امسال، كه چند سال است اين مسئله در رأس اولويّتهاي فوري كشور قرار دارد و نياز به تحرّك اقتصادي به شكل صحيح و با برنامه‌ريزي صحيح، در اين چند سال محسوس بوده است و كارهايي هم شده است كه من اشاره خواهم كرد. اولويّت امروز ملّت ايران، مسئله‌ي اقتصادي است و توجّه كنيد كه اولويّت دشمن هم مسئله‌ي اقتصادي است؛ يعني امروز دشمنان جمهوري اسلامي براي اينكه بتوانند اهداف خودشان را در مورد ايران و ايراني و جمهوري اسلامي محقّق كنند، دنبال راهكارهاي اقتصادي، و يا به تعبير درست‌تر، دنبال ضربه‌زدن اقتصادي به ملّت ايرانند. هدف دشمن اين است كه بتواند با فشار اقتصادي، ملّت ايران را نسبت به نظام اسلامي و جمهوري اسلامي دلسرد و دلزده كند و بين ملّت ايران و نظام اسلامي فاصله بيندازد و هدفهاي خودش را از اين راه دنبال كند. البتّه من به شما عرض كنم دشمنِ نادانِ بي‌ايمان ما سالها است كه اين تلاش را ميكند براي جدا كردن ملّت از نظام [ولي] موفّق نشده است؛ بعد از اين هم به حول و قوّه‌ي الهي موفّق نخواهد شد. خب، دشمن توفيق پيدا نميكند امّا ما موظّفيم اين بحث را طرح كنيم؛ براي اهمّيّت آن، براي توجّه مسئولان به آن، براي ايجاد پيوندها و ارتباطات همكاري ميان مردم و مسئولان در زمينه‌ي اقتصاد؛ چون مسئله‌ي اقتصاد، مسئله‌ي معيشت مردم، مسئله‌ي بسيار مهمّي‌ است و من مقداري در اين زمينه‌ها عرايضي خواهم كرد؛ [البتّه] به­‌طور اجمال در پيام اوّل سال، ديروز به عرض ملّت ايران رسانديم، امروز يك مقداري مسئله را باز ميكنم. امام سجّاد (عليه‌الصّلاةوالسّلام) در دعا به خداي متعال عرض ميكنند: وَ نَعوذُ بِكَ مِن تَناوُلِ الاِسرافِ وَ مِن فِقدانِ الكَفاف؛(۳) اين نشان‌دهنده‌ي اهمّيّت مسئله‌ي اقتصادي است كه امام سجّاد از خداي متعال درخواست ميكند و به خداي متعال پناه ميبرد. از اسراف و از اينكه منابع معيشتي، به قدر كافي در اختيار مردم وجود نداشته باشد، اين نشان‌دهنده‌ي اهمّيّت مسئله‌ي اقتصاد است. پس بايد در اين زمينه بحث كنيم.

 وليكن قبل از آنكه وارد بحث اصلي بشوم، دو نكته را مايلم حتماً مورد تأكيد قرار بدهم و به شما عزيزاني كه تشريف داريد و كساني كه اين صحبت را بعداً مي‌شنوند، اين دو نكته را يادآوري كنم:

 نكته‌ي اوّل؛ دشمن در تبليغات وسيع خود تلاش ميكند كه كمبود‌هاي معيشتي و اقتصادي كشور را به نظام اسلامي و به جمهوري اسلامي نسبت بدهد؛ اين نقشه‌ي دشمن است. آنها ميخواهند اين‌جور وانمود بكنند كه نظام اسلامي قادر نبوده است و قادر نيست مشكل اقتصادي ملّت ايران را و مشكلات اساسي ملّت ايران را حل كند و گره‌ها را باز كند؛ يك سوءاستفاده‌ي اين‌جوري ميخواهند بكنند براي كوبيدن نظام اسلامي. اين حرف ناشي از بغض و عداوت و كينه‌ي آنها به نظام اسلامي است. اين يك حرف خلاف واقع است، خدماتي كه نظام اسلامي و جمهوري اسلامي به ايران و ملّت ايران در اين مدّت كرده است، يك خدمات برجسته و فوق‌العاده است. اگر وضع ملّت را و وضع كشور را مقايسه كنيم با قبل از دوران اسلامي يعني در دوران طاغوت، آن‌وقت معلوم ميشود كه چه خدمات بزرگ و ارزشمندي را نظام اسلامي تقديم كرده است. بله، ضعفهايي وجود دارد؛ اين ضعفها مربوط به مديريّت ماها است، اين مربوط به كمبود‌ها و ناتوانايي‌هاي مديراني است كه در بخشهاي مختلف مشغول كار بوده‌اند؛ امّا نظام اسلامي توانايي‌هايي را در خود پرورش داده و مديراني را تربيت كرده است كه توانسته‌اند كارهاي بسيار بزرگي را در طول اين سي و چند سال براي كشور انجام بدهند؛ آن‌هم درحالي‌كه در اين سي و چند سال، ملّت از همه طرف در فشار تحريم و فشار اقتصادي دشمنان بوده است.

 من چند نمونه را عرض ميكنم. البتّه اينها فقط نمونه‌هايي است كه من ميگويم وَالّا آن فهرست خدمات نظام جمهوري اسلامي، يك فهرست بسيار طولاني‌تر از اين حرفها است. ببينيد! جمعيّت كشور از اوّل انقلاب تا امروز دو برابر شده است. يعني از حدود چهل ميليون به نزديك به هشتاد ميليون رسيده است، امّا آنچه اتّفاق افتاده و آن كارهايي كه در زمينه‌هاي مختلف انجام گرفته است، بحث دو برابر و سه برابر نيست، [بلكه] ارقام فوق‌العاده و بسيار چشمگيري است.

 در زمينه‌هاي زيرساختي، كارهايي در كشور شده است كه حقيقتاً از نظر معيار و مقياسي، [كه] انسان با كشورهاي ديگر مي‌سنجد، بسيار بزرگ و عظيم است. از باب مثال: راه‌هاي كشور در اين مدّت، شش برابر شده است؛ ظرفيّت بنادر كشور در اين مدّت، بيست برابر شده است؛ سدهاي مخزني كشور -كه آب شُرب و آب كشاورزي را تأمين ميكنند- سي برابر شده است؛ توليد برق كشور، چهارده برابر شده است؛ صادرات غير نفتي كشور، ۵۷ برابر شده است -قبل از انقلاب، [يعني] در دوران طاغوت، صادرات كشور تقريباً منحصر بود به نفت و يك مختصري اشياء توليدي ديگر كه در جنب صادرات نفتي، تقريباً هيچ بود؛ امروز صادرات غير نفتي ۵۷ برابر افزايش پيدا كرده است- توليد محصولات پتروشيمي سي برابر و توليد محصولات فولادي پانزده برابر [شده است]؛ اينها كارهاي زيرساختي است؛ هر كشوري بخواهد تحرّك پيدا كند، پيشرفت اقتصادي پيدا كند، به اين چيزها احتياج دارد؛ اين كارها در دوران انقلاب انجام گرفته است.

 در زمينه‌ي علم و فنّاوري، از اوّل انقلاب [تاكنون]، تعداد دانشجويان ۲۵ برابر شده است؛ اوّل انقلاب، همه‌ي دانشجويان كشور دويست‌و‌خرده‌اي هزار [نفر] بود، امروز نزديك پنج ميليون دانشجو در كشور مشغول تحصيل هستند؛ مقالات علمي شانزده برابر [شده]؛ و فعّاليّتهاي علمي و فنّاوري فراوان ديگر.

 در زمينه‌ي توسعه‌ي اجتماعي و انساني، شاخصها بسيار بالا است. در زمينه‌ي خدمات -خدمت‌رساني- به مردم -مثل برق و گاز و تلفن و آبادي روستاها- آمارها بسيار خوب و مژده‌بخش است. در زمينه‌ي فعّاليّتهاي نظامي، آمارها فوق‌العاده است؛ كشوري كه قبل از پيروزي انقلاب، از لحاظ نظامي وابسته‌ي محض به خارج از كشور بود -آن هم به دشمناني مثل آمريكا- امروز از لحاظ پيشرفتهاي نظامي، آن‌چنان چشمگير است كه چشم دشمن را هم ميزند، او را هم خشمگين و نگران و عصباني ميكند.

 اينها همه‌اش هنر نظام اسلامي است؛ اينها كارهايي است كه نظام اسلامي كرده است. عرض كردم كه اگر اين فهرست را بخواهم بگويم، يك فهرست بسيار طولاني است و كار از اينها برتر و بالاتر است. البتّه انقلاب متوقّف نميشود، پيشرفت متوقّف نميشود؛ كارهاي زيادي وجود دارد كه بايد انجام بگيرد و به حول و قوّه‌ي الهي انجام خواهد گرفت و در سياستهاي كلّي نظام اسلامي [هم] به آن كارهايي كه بايد در آينده انجام بگيرد، تصريح شده است و ذكر شده است كه چه كارهايي بايد انجام بگيرد.

 خب، ضعفهايي هم داشته‌ايم كه كم نبوده؛ بنده از ضعفهاي فعّاليّتهاي مسئولين كشور -از جمله خودِ اين حقير- در سطح عموم ملّت ايران و در طول سالها، آگاهم؛ ضعفهاي زيادي وجود داشته كه اين مربوط به مديريّتهاي ما است، مربوط به حركت عمومي نظام اسلامي نيست. ما هرجا يك مديريّت انقلابيِ فعّالِ پُرتحرّك داشتيم، كار پيش رفته است؛ هرجا مديريّتهاي ضعيف، بي‌حال، نااميد، غيرانقلابي، و بي‌تحرّك داشتيم؛ كارها يا متوقّف مانده است، يا انحراف پيدا كرده است. اين مسئله‌اي است كه وجود دارد؛ يك اشكالي و يك ضعفي است كه وجود دارد؛ بايد مديرانمان ان‌شاءالله پُرانگيزه‌تر باشند، كارآمدتر باشند، تلاش بيشتري را انجام بدهند، و به حول و قوّه‌ي الهي همين‌جور هم خواهد شد. من به­‌طور قاطع عرض ميكنم كه اگر مديريّت در بخشهاي مختلف كشور، متديّن باشد، انقلابي باشد و كارآمد باشد، همه‌ي مشكلات كشور حل خواهد شد؛ ما مشكل غيرقابل حلّي در كشور نداريم. يك نكته اين بود كه عرض شد.

 نكته‌ي دوّم اين است كه ظرفيّتهاي كشور بسيار بالا است؛ ما توانايي‌هايمان، استعدادمان در كشور خيلي زياد است؛ يعني اگر ما اميدواري‌هايي را به آينده ابراز ميكنيم و ميگوييم كه اين كارها بايد انجام بگيرد يا ميگوييم اين كارها انجام خواهد گرفت، اين با تكيه‌ي بر ظرفيّتها و توانايي‌هاي بالقوّه‌ي كشور است. ما كشورمان، هم از لحاظ نيروي انساني، هم از لحاظ نيروهاي طبيعي -نيروهاي زيرزميني، روي‌زميني و امكانات گوناگون- جزو كشورهاي ثروتمند محسوب ميشود. از لحاظ نيروي انساني -همين‌طور كه عرض كرديم- پنج ميليون دانشجو، يك ثروت عظيمي براي كشور است؛ علاوه‌ي بر اين، ما حدود ده ميليون فارغ‌التّحصيل دانشگاهي داريم كه اينها ميتوانند كارهاي مختلف را انجام بدهند. ما ۳۳ ميليون جواني كه در سنّ كار باشد -يعني بين پانزده سال و چهل سال سن داشته باشد- در كشور داريم؛ يعني يك كشور جوان [هستيم] كه داراي اين توانايي است كه بتواند كار كند. برطبق [عقيده­‌ي] اهل نظر و اهل فن، بهترين زمان [كارايي] انسانِ داراي توان كار -مرد و زن- بين پانزده سال و چهل سال است و ما از اين جهت، در كشور وضعمان بحمدالله بسيار خوب است و ۳۳ ميليون از جمعيّت كشور در اين سنين قرار دارند، كه ميتوانند كار كنند، ميتوانند بارهاي سنگين را بر دوش خودشان حمل كنند. در منابع زيرزميني [هم] در دنيا پيشرفته هستيم. من يك وقتي عرض كردم(۴) كه جمعيّت كشور در حدود يك صدم جمعيّت دنيا است امّا تقريباً همه­‌ي منابع اصلي ما از يك صدم بيشتر است؛ بعضي دو صدم است، بعضي سه صدم است، بعضي پنج صدم است؛ يعني ما از لحاظ منابع، دستمان باز است. در همين جلسه‌ي اوّل سال -يكي دو سال قبل-(۵) گفتم كه ما از لحاظ منابع نفت و گاز بر روي هم، در دنيا اوّليم؛ يعني بهترين كشور و ثروتمندترين كشور در همه‌ي دنيا از لحاظ منابع نفت و گاز بر روي هم [ما هستيم]، گفتم كه ما در درجه‌ي اوّل قرار داريم. اخيراً آماري به بنده دادند و معلوم شد كه ما از لحاظ تنها گاز هم در دنيا اوّليم، يعني هيچ كشوري به قدر كشور ما نفت و گاز ندارد، و درخصوص گاز، هيچ كشوري در دنيا به قدر ما گاز ندارد كه امروز يكي از منابع مهمّ انرژي است. خب اين كشور، كشور ثروتمندي است؛ بيخود نيست كه دشمنان ما -[يعني] قدرتهاي سلطه‌گر، آمريكا و امثال آن- چشم طمع دوخته­‌اند به اين كشور و ميخواهند اين كشور را زير سلطه دربياورند. البتّه اين آروزي هميشگي آنها است و اين آرزو برآورده نخواهد شد و اين آرزو را قطعاً به گور خواهند برد.

 خب، وارد بحث مربوط به اقتصاد بشويم، وقت محدود است و من بايد بتوانم همه‌ي آنچه را كه ميخواهم عرض بكنم، ولو كوتاه، عرض بكنم.

 ببينيد، ما براي كشورمان و براي ملّتمان چه ميخواهيم؟ ما ميخواهيم ملّت و كشور به كجا برسد؟ ما براي ملّت ايران امنيّت ملّي ميخواهيم، عزّت ملّي ميخواهيم، سلامت عمومي ميخواهيم، رفاه عمومي ميخواهيم؛ پيشرفت همه‌جانبه ميخواهيم، استقلال از قدرتهاي سلطه‌گر جهاني ميخواهيم، شكوفايي استعدادها ميخواهيم، رها شدن و نجات يافتن از آسيب‌هاي اجتماعي -مثل اعتياد و فساد و امثال اينها- ميخواهيم؛ اينها را براي كشور ميخواهيم؛ اينها چيزهايي است كه ما در زمينه‌ي مسائل مادّي براي كشورمان دنبال ميكنيم و ميخواهيم. آن ‌وقتي ملّت به آسايش خواهد رسيد كه اين مواد براي او در داخل كشور تأمين بشود. خب چگونه ميشود اينها را به دست آورد‌؟ عزّت ملّي، امنيّت ملّي، اقتدار ملّي، پيشرفت همه‌جانبه چه‌جور به دست مي‌آيد؟ من عرض ميكنم بدون اينكه كشور يك اقتصاد قوي‌ داشته باشد، اينها به دست نمي‌آيد. نياز ما اقتصاد قوي، توليد قوي، همراه با مديريّت قوي است؛ نيازمان اين است: يك اقتصاد قوي و مطمئن و متّكي به خود كه دستمان به سمت ديگران دراز نباشد، بتوانيم انتخاب كنيم، بتوانيم حركت كنيم، بتوانيم اقدام كنيم، بتوانيم روي قيمت نفت اثر بگذاريم، پول ملّي را ارزشمند كنيم، قدرت خريد مردم را بالا ببريم؛ بدون يك اقتصاد قويِ اين‌جوري، نه به يك عزّت مستمرّي خواهيم رسيد، نه به يك امنيّت مستمرّي خواهيم رسيد؛ اين چيزها را بايد تأمين كنيم. اهمّيّت اقتصاد اين است. و البتّه بدون اتّحاد ملّي هم به دست نمي‌آيد؛ بدون پيوند عمومي ملّت با نظام هم اين خواسته‌ها به دست نمي‌آيد؛ بدون فرهنگ انقلابي هم به دست نمي‌آيد؛ بدون مسئولان شجاع و فعّال و پُركار هم اين خواسته‌ها تأمين نخواهد شد. همه‌ي اينها را لازم داريم و بايد تأمين كنيم و ميتوانيم تأمين كنيم. [پس] يكي از مشكلات عمده‌ي كنوني ما مسئله‌ي اقتصاد است.

 خب، اقتصاد مقاومتي را مطرح كرديم و گفتيم؛ دوستان و فعّالان مسئول در قوّه‌ي مجريّه و بقيّه‌ي دستگاه‌هاي كشور، با علاقه اين مسئله را دنبال كردند و برنامه‌ريزي‌هايي كردند، كارهايي را انجام دادند. خب اين كارها خوب است و من به بعضي [از آنها] هم اشاره خواهم كرد لكن آنچه امروز براي ما مشهود است و مقابل چشممان مي­بينيم، [اين است كه] خلأهاي اقتصادي ما خلأهاي بزرگي است. يكي­ مسئله­‌ي بيكاري است؛ بخصوص بيكاري جوانان و بخصوص بيكاري جوانان تحصيل­‌كرده. اين يك خلأ است، يك حفره است. اين را بايد تأمين كرد. مسئله­‌ي معيشت طبقات ضعيف [مهم است]؛ ما اطّلاعات را دائماً دنبال ميكنيم و از وضع مردم در بخشهاي مختلف كشور مطّلع ميشويم؛ مردم از لحاظ معيشت دچار مشكلند. مسئله‌ي بيكاري هست، مسئله‌ي سختي معيشت هست؛ و مشكلات گوناگوني كه در زمينه‌ي فرهنگي و اجتماعي به دنبال اينها مي‌آيد.

 خب، عرض كرديم كه دشمن هم بر روي همينها تمركز ميكند و روي اينها تبليغات ميكند. صاحب‌‌نظران اقتصادي، آن كساني كه در زمينه‌ي مسائل اقتصادي صاحب‌نظرند، مشكل عمده را در ركود و بيكاري مي‌بينند؛ حق هم با آنها است. يكي مسئله‌ي بيكاري است، يكي مسئله‌ي ركود توليد و كمبود توليد در داخل كشور است. خب اينها در اقتصاد مقاومتي هست منتها اقتصاد مقاومتي يك مجموعه است. اگر ما بتوانيم اين مجموعه را تجزيه كنيم و در هر فرصتِ زماني، بر روي بخشي از مسائل مهمّ آن تكيه‌ي بيشتري در كشور انجام بگيرد، مطمئنّاً خواهيم توانست نتايج خوبي از آن بگيريم.

 در سال ۹۵ كارهاي خوبي انجام گرفت. حق اين است كه به تلاشهايي كه مسئولان محترم انجام داده‌اند بپردازيم و از آنها قدرداني بكنيم. در اوائل سال گذشته كه بنده در همين جلسه‌ي اوّل سال تأكيد زيادي بر روي كارگاه‌هاي كوچك و متوسّط كرده بودم، مسئولين تصميم گرفتند كه به كارگاه‌هاي كوچك و متوسّط كمك كنند؛ پانزده هزار ميليارد تومان بودجه گذاشتند براي اينكه مثلاً حدود بيست‌ هزار كارگاه كوچك را تحرّك ببخشند و فعّال كنند و از ركود خارج كنند؛ اقدام هم كردند، البتّه يك ‌قدري دير شد لكن بالاخره اقدام شروع شد و انجام گرفت. خب اين اقدام، اقدام خوبي بود منتها در هر كار خوبي، آنچه لازم است، نظارت و استمرار است. اگر چنانچه نظارت لازم و توجّه و دقّت لازم در ادامه‌ي كار انجام نگيرد، كار به سرانجام نميرسد؛ يا به سرانجامِ مطلوب نميرسد. من توضيح خواستم از كساني كه دست‌اندركار اين قضيّه بودند و از طُرق مختلف، از لحاظ ميداني تفحّص كردم، ]فهميدم] خب كار پيش رفته است منتها نه به آن اندازه‌اي كه هزينه شده. كار پيشرفت‌هايي داشته است منتها آن‌جوري كه مورد نظر است و بايد پيش ميرفت و انجام ميگرفت، انجام نگرفته است. بايد كاري كنيم كه تدابير مسئولان و سياستهاي اجراييِ مسئولان بتواند به نتايج نهايي برسد.

 امروز مشكلات ما در زمينه‌ي بخشي از شاخصها، مشكلات زيادي است. بعضي از شاخصها خوب است؛ فرض بفرماييد كه شاخص تورّم كاهش نشان ميدهد كه اين خوب است، امّا شاخص بيكاري افزايش نشان ميدهد يعني بيكاري بيشتر شده است. اينها آمارهاي رسمي خود مسئولين است. يا رشد اقتصادي، مثبت نشان ميدهد امّا رشد سرمايه‌گذاري، منفي است؛ كه اين يكي از عيوب اساسي و بزرگ است. يا مثلاً در بعضي از بخشها -مثل بخش نفت- پيشرفت داريم، [امّا] در بعضي از بخشهاي ديگر -مثل بخش معدن، مثل مسكن- عقب‌رفت داريم. يعني آمارهاي رسمي انسان را قانع نميكند به اينكه حركت عمومي به سمت رفع مشكلات اقتصادي است.

 خب، حالا از گذشته عبور كنيم، به آينده نگاه كنيم. آنچه بنده در مورد آينده به‌عنوان نقطه‌ي اولويّت‌‌دار و كليدي به آن نگاه ميكنم، عبارت است از توليد؛ توليد ملّي، توليد داخلي. توصيه‌ي بنده، خواسته‌ي بنده، مطالبه‌ي بنده، تكيه‌ي بر روي توليد داخلي است. توليد داخلي يك كليد‌واژه است. اينها را عرض ميكنيم تا اوّلاً چون در محضر ملّت ايران اين حرفها دارد گفته ميشود، مسئولين محترم به اين توجّه كنند و روي آن تكيه كنند، ثانياً افكار عمومي مردم هم در همين جهت مطالبه‌گر باشد؛ مطالبات مردم هدايت بشود به اين سمتي كه مورد توجّه و مورد تعرّضِ(۶) امروز ما است. من اين‌جور احساس ميكنم كه اساس كار فعلاً براي اين برهه‌ي از اقتصاد كشور، مسئله‌ي توليد ملّي و توليد داخلي است. اين يك كليد‌واژه است، سرفصل‌هاي متعدّدي از اين مسئله ناشي ميشود. اگر ما توانستيم توليد داخلي را رونق بدهيم، اشتغال به وجود مي‌آيد و مشكل بيكاري -كه يكي از مصيبت‌هاي امروز كشور ما بيكاري جوانان است و نرخ بيكاري، بالا است- برطرف خواهد شد يا كاهش پيدا خواهد كرد.

 من اينجا چند خصوصيّت را ذكر كرده‌ام كه البتّه اين چند مورد هركدام فصل مُشبعي(۷) بحث لازم دارد، من ناچارم فقط به [گفتن] فهرست اكتفا كنم. يكي از سرفصل‌ها اشتغال است. يكي از سرفصل‌هايي كه از توليد به دست مي‌آيد، شكوفايي استعدادها و ابتكار جوانها است. وقتي‌كه بازار توليد گرم باشد و رونق داشته باشد، استعداد جوانها شكوفا ميشود و ابتكارهايي را به ميدان مي‌آورند.

 سوّم، مصرف نشدن ارزِ بااهمّيّت؛ كه ارز كشور -كه داراي اهمّيّت است- براي كالاهاي مصرفي، مصرف نخواهد شد، هزينه نخواهد شد. بعد، به كار افتادن پس‌اندازهاي راكد [براي] آنهايي كه پس‌انداز دارند؛ اگر در كشور توليد رونق پيدا بكند، پس‌‌اندازهايي كه راكد هستند، به گردش مي‌افتند و خودشان براي كشور توليد ثروت ميكنند.

 جهش صادرات؛ اگر توليد باشد، صادرات هم جهش پيدا خواهد كرد و باز براي كشور ايجاد ثروت و توليد ثروت خواهد كرد. يك فايده‌ي ديگر، كم‌رنگ شدن مسابقه‌ي به رخ كشيدن ماركهاي خارجي [است]. امروز يكي از بلاهاي اجتماعي و اخلاقي بزرگ ما اين است كه ماركهاي خارجي را به رخ هم ميكشيم؛ اين لباس، اين كفش، اين كيف، اين محصول، مال فلان كارخانه‌ي معروف خارجي است. بنده به رخ ديگري ميكشم، او به رخ ديگري ميكشد؛ يك مسابقه‌اي در اين مورد به راه مي‌افتد؛ ما در‌واقع، اين بلاي فرهنگي و اين مشكل فرهنگي را به‌وسيله‌ي رونق توليد ميتوانيم در كشور كم كنيم يا جلويش را بگيريم.

 يكي از فوايد توليد، از بين رفتن يا كم شدن مشكلات و ناهنجاري‌هاي اجتماعي است؛ بيكاري موجب فساد است، موجب تأخير ازدواج است، موجب اعتياد است؛ اگر بيكاري وجود نداشته باشد، اينها هم از بين ميرود؛ توليد ميتواند علاج اينها هم محسوب بشود.

 ايجاد نشاط ملّي؛ خودِ توليد در كشور وقتي راه بيفتد، يك نشاط عمومي و ملّي به وجود مي‌آورد كه اين خودش يك عامل مهمّي در پيشرفت كشور است. ظرفيّتهاي معدني كشور -كه امروز متأسّفانه خيلي در اين زمينه عقب هستيم- به كار مي‌ا‌فتد و ميتوانيم از منابع خدادادي كه خداي متعال به اين ملّت بخشيده است، استفاده كنيم. اين چند عنوان و سرفصل است؛ اگر شما فكر كنيد، باز سرفصل‌هاي ديگري هم پيدا ميكنيد؛ اينها همه نتايج و آثار و فوايد رونقِ توليد در كشور است.

 خب، ما يك كلمه ميگوييم توليد -توليد ملّي، توليد داخلي- امّا خب امكاناتي لازم دارد؛ آيا ما اين امكانات را داريم يا ميتوانيم به دست بياوريم؟ جواب بنده اين است كه بله. ما اين امكانات را امروز هم داريم؛ بعضي را بالفعل داريم، بعضي را ميتوانيم به دست بياوريم. اين امكانات عمدتاً نيروي انساني است، مهارت است، سرمايه است و ابزارِ كارِ لازم و پيشرفته است؛ اينها چيزهايي است كه براي يك توليد موفّق در يك كشور مورد نياز است. من معتقدم كه ما بعضي‌ از اين وسايل و امكانات را الان بالفعل در كشور داريم، بعضي را هم ميتوانيم در كشور به وجود بياوريم، بدون اينكه دشواري زيادي داشته باشد.

 امّا نيروي انساني؛ عرض كرديم كه ۳۳ ميليون [نفر] از جمعيّت كشور در سنين كارند؛ يعني سنّشان از پانزده سال تا چهل سال است. البتّه آن كساني كه توانايي كار دارند بيشترند، يعني از پانزده سال تا ۶۵ سال -كه ۶۵ سال را مثلاً دوران ازكارافتادگي به‌حساب مي‌آورند- ۵۵ ميليون [نفر] جمعيّتند امّا آن كه جوان محسوب ميشود و ميتواند در ميدانِ كار فعّاليّت كند، لااقل ۳۳ ميليون نيروي كارند. ما ده ميليون تحصيل‌كرده‌ي دانشگاهي داريم، نزديك به پنج ميليون دانشجو داريم؛ اينها ثروت است براي كشور. كساني كه مطّلع بودند، به ما اطّلاع دادند كه تعداد متخصّصين مهندسي در كشور ما جزو اوّلين رديفهاي تعداد مهندسين در كشورهاي دنيا -حتّي در كشورهاي پيشرفته و بزرگ- است؛ يعني امكانات از لحاظ انساني، اين‌قدر بسيار است.

 سرمايه؛ يكي از چيزهايي كه براي توليد لازم است، سرمايه است. غالباً گفته ميشود كه ما سرمايه‌ي لازم براي اينكه توليدكننده را بتوانيم به توليد وادار كنيم نداريم؛ بنده اين را قبول ندارم. علاوه بر امكانات شخصي -كه اشخاص خودشان امكاناتي دارند- دولت توانسته است صندوق توسعه‌ي ملّي را به وجود بياورد. من يك توضيحي درباره‌ي صندوق توسعه‌ي ملّي بدهم: اين جزو سياستهايي بود كه از چند سال قبل از اين، در ضمن سياستهاي كلّي گنجانده شد و دولتها اجبار پيدا كردند كه صندوق توسعه‌ي ملّي را در برنامه‌هايشان بگنجانند. صندوق توسعه‌ي ملّي چيست؟ معناي صندوق توسعه‌ي ملّي اين است كه از درآمد نفت كشور -نفتي كه بدون اينكه ارزش افزوده‌اي توليد كند‌، از چاه درمي‌آوريم و ميفروشيم- هرسال يك درصدي كنار گذاشته بشود كه وابستگي اقتصاد كشور به نفت كم بشود. گفتيم اوّل بيست درصد، بعد بر اين بيست درصد، هر سال اندكي [يعني] سه درصد اضافه ميشود؛ اگر اين سه درصدها را تاكنون بنا بود اضافه بكنيم‌، امسال بايستي ۳۶ درصد از درآمد نفت، صرف صندوق توسعه‌ي ملّي ميشد يعني نگه‌داري ميشد در صندوق توسعه‌ي ملّي كه كشور از وابستگي به نفت به اين اندازه نجات پيدا ميكرد. و اين وقتي پيش برود، در ظرف چند سال ديگر، نفت بكلّي از اقتصاد كشور جدا خواهد شد كه اين براي كشور يك فرصت بزرگ و يك فوز عظيم است. يكي از بدبختي‌هاي كشور ما و بعضي از كشورهاي ديگر، اين است كه اقتصادشان وابسته‌ي به نفت است؛ اختيار نفت هم دست كشورهاي توليدكننده‌ي نفت نيست، دست مصرف‌كننده‌ها است، دست قدرتهاي جهاني است؛ آنها هستند كه قيمت ميگذارند، بالا ميبرند، پايين مي‌آورند؛ در واقع توليدكننده‌ي نفت در اين مورد، در مقابل قدرتها منفعل است. اگر كشوري بتواند اقتصاد خودش را از نفت جدا بكند و داراي نفت هم باشد، اين كشور قطعاً پيشرفت چندبرابر خواهد كرد. اين صندوق توسعه‌ي ملّي به اين منظور به وجود آمد. البتّه در سال ٩۴، مسئولين دولتي گفتند درآمدهاي نفتي كم شده است -هم فروش كم بوده، هم قيمت نازل بوده است- درخواست كردند، اظهار ضرورت كردند كه از اختيارات رهبري استفاده كنند كه آن بيست درصد اضافه نشود، فقط بيست درصد را بگيرند، ما هم قبول كرديم و اين اجازه را به دولت داديم كه بتوانند فقط بيست درصد را در صندوق ذخيره كنند. اين صندوق براي اين است كه به بخش خصوصي -يعني به توليدكننده‌ي داخلي- پول بدهد و به او توانايي بدهد تا بتواند كار توليد را راه بيندازد؛ اين شد سرمايه. يعني توانمند كردن بخش خصوصي از طريق صندوق توسعه‌ي ملّي، يك چيز خيلي لازمي است. صندوق توسعه‌ي ملّي را به‌عنوان يك فرصت براي كشور بايد به حساب آورد؛ اين فرصت ميتواند در خدمت توليد قرار بگيرد و بايد در خدمت توليد قرار بگيرد؛ يعني توليدكننده‌ي داخلي ميتواند از اين صندوق با سياستها و برنامه‌ريزي درست دولتها استفاده كند. نيروي انساني آن‌جور، سرمايه هم اين‌جور [تأمين ميشود].

 ابزار كار؛ بعضي ميگويند ما ابزارهاي مدرن نداريم، ابزارهاي پيشرفته نداريم؛ بنده عرض ميكنم: جوان ايراني كه ميتواند غني‌سازي اورانيوم را در ظرف مدّت كوتاهي از سه‌ونيم درصد به بيست درصد برساند -كه اين كار بسيار بزرگي بود كه در كشور انجام گرفت؛ و من اين را در سخنراني عمومي(۸) گفته‌ام كه عمده‌ي مشكل غني‌سازي اورانيوم، بين همان سه درصد يا سه‌ونيم درصد با بيست درصد است؛ وقتي كشوري اين توانايي را پيدا كرد كه غني‌سازي اورانيوم را به بيست درصد برساند، براحتي ميتواند تا ۹۹ درصد برود؛ عمده‌ي مشكل در اينجا است؛ اين قطعه‌ي مشكل كار را، جوانان دانشمند ما، در مدّت كوتاهي كه ما شاهد بوديم [گذراندند] و توانستند اين راه را طي كنند و غني‌سازي را از سه‌ونيم درصد به بيست درصد برسانند- آن جواني كه ميتواند اين‌جور حركت علمي عظيمي را انجام بدهد، يا ميتواند در ساخت موشك و هواپيما با وجود تحريمهاي بسيار سخت بين‌المللي كاري بكند كه افسر صهيونيست، مدير نظامي صهيونيست(۹) ميگويد من با ايراني‌ها دشمنم، امّا نميتوانم خودم را از تحسينِ كاري كه اينها كردند باز بدارم، [اينها] كار بزرگي انجام دادند؛ خب جواني كه ميتواند آن‌جور موشك درست كند، آن‌جور هواپيما درست كند، آن‌جور سلاح نظامي درست كند، سلاح پيشرفته درست كند، دشمن را بترساند، ميتواند غني‌سازي اورانيوم را از سه‌ونيم درصد به بيست درصد برساند، اين جوان نميتواند ماشين را براي توليد خودرو يا فلان موضوع ديگر پيشرفت بدهد و پيش ببرد؟ چرا نميتواند؟ جوان ما توانايي‌اش را دارد؛ نيروي انساني ما، مغز متفكّر و فعّال جوان باسواد و بااستعداد و تحصيل‌كرده‌ي ايراني، آماده است براي اين كارها؛ خيلي كارها را ميتوانيم انجام بدهيم. ميدان را باز كنيم براي جوانها، جوانها بسياري از گره‌هاي بزرگ و مشكل ما را ميتوانند حل كنند و باز كنند. دانشگاه‌هاي ما تشنه‌ي همكاري با دستگاه‌هاي صنعتي ما هستند. بنده از چند سال قبل، همكاري صنعت و دانشگاه را توصيه كردم، البتّه مقداري هم انجام گرفته؛ در بخشهاي نظامي خيلي خوب انجام گرفته است، در بعضي از بخشهاي ديگر همين‌جور. دانشگاه‌هاي ما ميتوانند كمك كنند؛ [اين] هم براي دانشگاه‌ها خوب است، هم براي پيشرفت علم خوب است، هم براي صنايع ما خوب است. بنابراين ما در توليد، مشكلي از لحاظ امكانات نداريم؛ هم نيروي انساني را داريم، هم ميتوانيم ابزار كار پيشرفته تهيّه كنيم، هم سرمايه‌گذاري ميتوانيم بكنيم به‌وسيله‌ي صندوق توسعه‌ي ملّي و امثال اينها و ثروتهاي خود مردم. بنابراين توليد، عملي است؛ امكانات توليد در كشور وجود دارد.

 امّا الزاماتي هم هست؛ يك وظايفي است كه همه‌ي ما بايد به عهده بگيريم. هم آحاد ملّت، هم مسئولين دولتي، هم مسئولين قضائي، هم مسئولين قوّه‌ي مقنّنه يك وظايفي دارند، الزاماتي دارند؛ اين الزامات را اگر انجام بدهند، توليد [رونق ميگيرد]. من حالا مقداري از اين الزامات را عرض ميكنم؛ من ميگويم، براي اينكه اين افكار عمومي مردم نسبت به اين مسئله آگاه بشوند و بدانند؛ ما بن‌بست نداريم؛ ما راهي كه نتوانيم حركت كنيم و پيش برويم نداريم؛ ما ميتوانيم پيش برويم، يك خرده بايستي به خودمان تحرّك ببخشيم. يكي از الزامات، مديريّت كارآمد و متعهّد و متديّن است. مسئولان بالاي كشور، براي بخشهايي كه به توليد ارتباط پيدا ميكند، مديريّتهاي كارآمد بگذارند؛ مديريّتهاي بانشاط، با حال؛ مديريّتهاي علاقه‌مند، پُرانگيزه، قوي. يكي از الزامات اين است كه [اين] دستِ مسئولان ارشد كشور است.

 يكي از كارها، دخالت دادن مردم در كار توليد است؛ مردم بايد در كار توليد [دخالت داده بشوند]. ما سياستهاي اصل ۴۴ را كه چند سال پيش ابلاغ كرديم، همه‌ي كساني‌كه در مسائل اقتصادي صاحب‌نظر بودند گفتند اين يك انقلاب در كار سياسي است؛ خب همين را دنبال كنند؛ مردم را دخالت بدهند. جمهوري اسلامي در كار جنگ و دفاع از كشور -كه معمولاً كار جنگ و دفاع از كشور و دفاع از مرزها كار دولتها است، كار مردم نيست؛ كار ارتشها است، كار دولتها است- با مديريّت درست و با گزينش‌هاي صحيح توانست مردم را بسيج كند، وارد اين ميدان كند و جنگ را ببَرد. وقتي مردم در كار دفاع از مرزها وارد ميدان شدند -كاري كه مربوط به دولتها و مربوط به ارتشها است- توانستند پيش بروند؛ بسياري‌ از برجستگان نظامي ما، مردمي و بسيجي‌اند؛ بسيجي بودند و بسيجي هم مبارزه كردند، بسيجي هم شهيد شدند؛ خب كار اقتصاد به طريق اوليٰ [همين‌طور است]. كار اقتصاد يك كار مردمي است؛ اگر در زمينه‌‌ي مسائل اقتصادي مردم را در ميدان وارد بكنيم و مردم نقش‌آفرين بشوند در ميدان اقتصاد و ميدان توليد، يقيناً پيش خواهد رفت. اين هم يكي ديگر از الزامات.

 يكي از الزامات، صادرات است كه مسئولين دولتي بايد فعّال بشوند. گزارشي به دست من رسيد از مسئولين دولتي كه متأسّفانه عمده‌ي صادرات كشور ما بلكه عمده‌ي معاملات تجاري ما از صادرات و واردات، با پنج يا شش كشور است؛ خب اين خطا است، اين خلاف اقتصاد مقاومتي است. ما در بندهاي اقتصاد مقاومتي روي اين هم تكيه كرده‌ايم. يكي از سياستهاي اقتصاد مقاومتي همين است؛ گسترش صادرات و گسترش طرفهاي صادراتي ما. اينكه ما به پنج كشور يا شش كشور اكتفا بكنيم و خودمان را محدود بكنيم [صحيح نيست]، اين تحرّك مسئولين را لازم دارد؛ چه در سياست خارجي، چه در بخشهاي ديگر.

 يكي ديگر، امنيّت سرمايه‌گذاري است؛ كه اين كار ضابطين قوّه‌ي قضائيّه و كار نيروهاي امنيّتي است؛ بايد كاري كنند كه امنيّت سرمايه‌گذاري محفوظ باشد. يكي از كارهاي مهم، ثبات سياستها است؛ قوانين، قوانين دائماً در تغيير نباشد؛ كه اين كار، كار مجلس شوراي اسلامي است. اوّلاً مقرّرات و زوائد دست‌وپاگير را بردارند، ثانياً ثبات در قوانين ايجاد كنند و هر روز يك قانون جديدي نياورند كه نتواند [سرمايه‌گذاري شود.[

 اين مسئله‌ي امنيّت اقتصادي و امنيّت سرمايه‌گذاري كه عرض كردم، خيلي مهم است. گاهي ما در اين زمينه‌ها كوتاهي كرده‌ايم. فرض بفرماييد در يك نقطه‌اي از كشور، يك سرمايه‌گذاري و يك سروصدايي به پا ميشود، صداوسيما هم وارد ميشود و تبليغات ميكنند، مردم [هم] مي‌آيند طلا و خانه و پول و همه‌چيزشان را خرج ميكنند و صرف سرمايه‌گذاري ميكنند، بعد معلوم ميشود در آن تقلّب بوده است! خب اين خلاف امنيّت اقتصادي است. بايستي امنيّت توليد را حفظ كرد. بنابراين اينها چيزهايي است كه جزو الزامات حتمي براي توليد است.

 يكي از مسائل بسيار مهم در مسئله‌ي توليد داخلي، احساس مسئوليّت آحاد مردم است. حالا بنده طرف مردمم، من خواسته‌هاي مردم و مطالبات مردم را عرض ميكنم امّا اين را هم مردم عزيز ما بدانند كه كار، فقط به عهده‌ي مسئولين نيست، ]بلكه] كار به عهده‌ي خود مردم هم هست. اينكه ما روي توليد داخلي تكيه ميكنيم، خب حتماً مصرف داخلي هم مورد توقّع است. چرا مردم به مصرف توليدات داخلي كم‌توجّهي ميكنند؟ البتّه خوشبختانه در اين اواخر يك كارهايي دارد انجام ميگيرد؛ بعضي از فروشگاه‌ها فقط توليد داخلي را عرضه ميكنند. مصرف‌كننده‌ي ايراني براي آن چيزهايي كه در داخل توليد ميشود، ارجحيّت قائل باشد و دنبال اسم خارجي و مارك خارجي و نام خارجي ندوند؛ يكي از توقّعات اين است.

 يكي از توقّعات اين است كه جوانهاي عزيز ما واقعاً دنبال كار باشند و بي‌حالي و بي‌مسئوليّتي وجود نداشته باشد. يكي از كارهايي كه واقعاً بر عهده‌ي عموم مردم است، همين مسئله‌ي احساس مسئوليّت است؛ بايد احساس مسئوليّت بكنند. يك نمونه از بي‌مسئوليّتي، اين است كه در كار برخي از اجناس و اقلام صادراتي -كه در اين زمينه به ما خبر ميرسد- بعضي از صادر‌كننده‌ها كاري ميكنند كه آن مشتريِ بيرونِ كشور را نسبت به توليد داخلي ما بدبين ميكنند؛ مثل اينكه فرض كنيد ما در جعبه‌ي پرتقال، آن [رديف] رو، پرتقال درشت و خوب بچينيم، آن زير پرتقال پوسيده و ريز بگذاريم. آنچه در صادراتِ ما انجام ميگيرد، بايستي نماينده و نمودار حُسن عمل و صحّت عمل ايراني باشد؛ اگرچنانچه اين‌جور عمل نكنيم، بي‌مسئوليّتي است. [وقتي] جنس نامرغوب را بفرستيم، خب معلوم است كه بازار صادراتي از بين خواهد رفت. بنده از كارآفرينان كشور دعوت ميكنم كه وارد ميدان توليد و كار بشوند و ان‌شاءﷲ در اين زمينه كار انجام بدهند.

 دو مسئله‌ي مهم در زمينه‌ي توليد وجود دارد: يكي مسئله‌ي واردات است، يكي مسئله‌ي قاچاق است. من قبلاً هم اين را گفته‌ام، تذكّر داده‌ام، الان هم مجدّداً عرض ميكنم. واردات كالاهايي كه در داخل به‌قدر كافي توليد ميشود، بايستي به‌صورت يك حرام شرعي و قانوني شناخته بشود؛ آنچه در داخل توليد ميشود، از خارج وارد نشود. اينكه ما نگاه كنيم ببينيم كالاهاي مصرفي ما، از خوراك گرفته تا پوشاك، تا وسايل منزل، تا كيف و كفش بعضي از بانوان، تا وسايل مدرسه و دفتر و قلم و امثال اينها از خارج بيايد، اين مايه‌ي‌ شرمندگي است! انسان احساس شرم ميكند؛ هم در مقابل توليدكننده‌ي داخلي احساس شرم ميكند، هم در مقابل آن كسي كه اين جنس را از بيرون براي ما ميفرستد. با اين امكاناتي كه در كشور هست، نگذاريم اين راه به اين شكل ادامه پيدا بكند، واقعاً جلوي واردات به‌معناي واقعي كلمه گرفته بشود. بعضي از اجناس اساسي هست كه در داخل قابليّت توليد دارد امّا درعين‌حال وارد ميشود، درحالي‌كه ميشود در اينجا توليدش كرد؛ ولو امروز نداريم و امروز توليد نميشود امّا قابل توليد كردن است. بنده چند سال قبل از اين شنيدم كه علوفه را وارد ميكنند. گفتيم خب علوفه كه واردكردني نيست، با اين‌همه مراتع و مزارع و مانند اينها؛ گفتند علوفه احتياج به فلان جنس دارد كه اين جنس در داخل كشور توليد نميشود. گفتيم خب توليد كنيد! يك جنس كشاورزي را -حالا بنده يادداشت دارم و اسمش هم مشخّص است، نميخواهم حالا بخصوص اسم بياورم- ميتوان توليد كرد و در داخل قابل توليد است، خب توليد كنيد كه مجبور نباشيد علوفه‌ي گوسفندان خودتان را از خارج وارد بكنيد. [پس] يكي مسئله‌ي واردات است كه خيلي مهم است.

 يكي [هم] مسئله‌ي قاچاق است. قاچاق كالاها بسيار مهم است. گفته ميشود ۱۵ ميليارد دلار صرف قاچاق ميشود؛ اين عدد، حدّاقلّي است كه امروز گفته ميشود؛ اين خيلي رقم بالايي است؛ تا ۲۰ ميليارد و ۲۵ ميليارد هم گفته ميشود! اينها ضربه‌ي به اقتصاد كشور است‌؛ جلوي قاچاق بايد گرفته بشود. البتّه آن كساني كه مسئول مبارزه‌ي با قاچاقند، سوراخ دعا را گم نكنند! ما ميگوييم برويد با باندهاي قاچاق مبارزه كنيد. من ميگويم از مبادي رسمي كشور كه جنس قاچاق وارد ميشود، آن كسي كه مأمور اين كار است، خيانت نميكند، ]بلكه] كوتاهي ميشود، خيانت نيست. به بنده گزارش دادند كه از فلان بندر -يك بندر مشخّصي- در روز مثلاً سه هزار تا پنج هزار كانتينر وارد كشور ميشود. از مجموع اين سه هزار يا پنج هزار، فقط ۱۵۰ كانتينر بازديد ميشود! خب چرا؟ بقيّه بازديد نميشود و مي‌آيد؛ وقتي داخل انبار رفت‌، معلوم ميشود كه جنس قاچاق است كه وارد شده است؛ [آن هم] از مبادي رسمي كشور! حالا آنچه از مرزهاي غيررسمي وارد ميشود كه بحث ديگري است؛ يا از مناطق آزاد همين‌جور؛ بايد جلوي اينها گرفته بشود؛ و ميتوانيم. من به رئيس‌جمهور محترم همين را گفتم و تذكّر دادم كه آن كساني كه صاحب‌نظر و مطّلعند، گفتند كه ما ميتوانيم وسايلي بياوريم كه همين كانتينر را بدون اينكه احتياج به توقّف داشته باشد، در حال عبور بازديد كند؛ خب اين ابزار را به وجود بياورند؛ اگر لازم است بخرند يا وارد كنند يا توليد كنند. ما ميتوانيم جلوي قاچاق را بگيريم. بنابراين يكي از مسائل مهم قاچاق است. مقصود ما اين است، نه چيزهاي جزئي؛ اينكه بروند در بازار رضاي مشهد سراغ فلان فروشنده­ي انگشتر نقره كه «تو قاچاق وارد كردي» يا دمِ مرز، مثلاً فرض كنيد [بروند سراغ] فلان خانواده را كه با يك مختصر جنس كوچكي كه از اين­طرف مرز به آن­طرف [ميبرد]، زندگي‌اش دارد ميگذرد، مسئله اينها نيست؛ مسئله، آن حركت عظيم قاچاق است.

 وقت گذشت و صحبت ما خيلي طولاني شد؛ من مسئله‌ي اقتصادي را همين‌جا تمام كنم. البتّه در اين زمينه حرفهاي گفتني و لازم زياد است كه خب آنچه بايد به مسئولين گفته بشود به آنها گفته‌ايم و ان‌شاءالله باز هم خواهيم گفت. و همين مطالبي هم كه عرض كرديم، به نظر ما قابل توسعه دادن و توضيح دادن و باز كردن و روشن كردن است و كساني كه اهل اين كارها هستند بايد انجام بدهند.

 امّا مسئله‌ي انتخابات؛ برادران و خواهران عزيز! انتخابات در كشور ما بسيار مهم است، نه­‌فقط انتخاب رياست جمهوري؛ انتخابات مجلس هم همين‌جور است، انتخابات شوراها هم همين‌جور است. انتخابات يكي از دو ركن مردم‌سالاري ديني است. مردم‌سالاري ديني روي دو ستون ايستاده است؛ يكي از اين دو ستون رأي مردم است، انتخابات است. ما به بركت انتخابات به دنيا فخر ميفروشيم. دشمنان براي كوبيدن ملّت ايران و جمهوري اسلامي انتخابات ما را نديده ميگيرند و متّهم ميكنند. اين نشان ميدهد انتخابات خيلي مهم است.(۱۰) انتخابات بسيار مهم است. مايه‌ي عزّت ملّي است؛ مايه‌ي تقويت ملّت ايران است؛ مايه‌ي آبروي ملّت ايران است. البتّه در باب انتخابات ان‌شاءالله من باز هم صحبت خواهم كرد؛ آنچه امروز در[باره­‌ي] مسئله‌ي انتخابات عرض ميكنم اين است كه اين يك پديده‌ي اقتدارآفرين است؛ مردم دنيا، صاحب­‌نظران دنيا در مقابل فكر مردم­‌سالاري ديني كه در دنيا مطرح شد، مجذوب شدند. در مقابل مكاتب گوناگون مثل ليبراليسم و كمونيسم و فاشيسم و امثال اينها، امام بزرگوار مردم‌سالاري ديني را كه همان جمهوري اسلامي است، وارد ميدان كرد و ملّتها را و خواص را در همه‌ي امكنه­‌ي عالم، در همه‌ي كشورهاي دنيا مجذوب خود كرد. اين مردم­‌سالاري ديني متّكي است به انتخابات و بايد در انتخابات واقعاً ملّت ايران بدرخشد. آنچه من عرض ميكنم و در درجه‌ي اوّل براي اين حقير مهم است، شركت عمومي در انتخابات است و [اينكه] همه‌ي آحادي كه ميتوانند رأي بدهند و مشمول قانونند وارد انتخابات بشوند و انتخابات را پُرشور كنند؛ اين اوّلين خواسته و مهم­ترين خواسته‌ي ما است.

 آنچه در مورد انتخابات من عرض ميكنم اين است كه در امر انتخابات مُرّ قانون بايد عمل بشود؛ مُرّ قانون بايد عمل بشود. نتيجه‌ي انتخابات ملّت هرچه شد، اين معتبر است، اين قانون است. بنده در انتخاباتها دخالت نميكنم؛ هيچ‌وقت به مردم نگفته‌ام و نميگويم اين كس را انتخاب كنيد، آن كس را انتخاب نكنيد. فقط يك جا بنده دخالت ميكنم و آن جايي است كه كساني بخواهند در مقابل رأي مردم و انتخاب مردم بِايستند و با مزاحمت در مقابل رأي مردم، رأي مردم را بشكنند. هركس بخواهد با نتيجه‌ي آراء ملّت دربيفتد، بنده در مقابلش مي­‌ايستم. در سالهاي گذشته و انتخاباتهاي گذشته هم همين‌جور بوده؛ در سال ۷۶ در سال ۸۴ در سال ۸۸ در سال ۹۲؛ بعضي مقابل چشم مردم بوده و مردم مطّلع شده‌اند؛ بعضي را هم مردم مطّلع نشده‌اند امّا اين حقير در جريان قرار گرفته‌ام. در همه‌ي اين سالهايي كه شمردم، كساني بودند كه ميخواستند در مقابل انتخابات بِايستند؛ كه در سال ۸۸ آشكار شد و آمدند در ميدان اردوكشي كردند، و در آن سالهاي ديگر جور ديگري [بود]. در همه‌ي اين سالها بنده ايستادم و گفتم نتيجه‌ي انتخابات مردم هرچه هست بايد تحقّق پيدا كند؛ اين آنجايي است كه من در امر انتخابات دخالت ميكنم و در مقابل مخالفين و معارضين انتخابات مي­‌ايستم؛ امّا در بقيّه‌ي امور ديگر نه، بايد مُرّ قانون عمل بشود؛ مردم تشخيص بدهند و حركت كنند.

 و من پيش­‌بيني­‌ام اين است كه به توفيق الهي انتخابات ما انتخابات پُرشوري خواهد بود، انتخابات فراگيري خواهد بود. اميدواريم ان‌شاءالله نتيجه­‌ي انتخابات هم -چه در شوراها، چه در مورد رياست جمهوري- چيزي باشد كه موجب رضاي الهي و سعادت ملّت ايران باشد. و من ميگويم انتخابات را خوب برگزار كنيد؛ ملّت سرافراز خواهد شد، ملّت با انتخاباتِ خوب پيش خواهد رفت و دشمن هم به توفيق الهي هيچ غلطي نميتواند بكند.

 پروردگارا! آنچه گفتيم و شنيديم، براي خودت و در راه خودت قرار بده و آن را به كرمت از ما قبول كن. پروردگارا! ارواح طيّبه­‌ي شهيدان ما و روح مطهّر امام بزرگوار را با ارواح مطهّر شهداي صدر اسلام محشور بفرما. پروردگارا! اين ارواح مطهّره و منوّره را از ما راضي كن. پروردگارا! قلب مقدّس وليّ­‌عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضي بفرما؛ ما را سربازان اين راه قرار بده. پروردگارا! همه­‌ي ما را، زندگي ما و عمر ما را، ختم به خير بفرما؛ براي اين حقير و هركسي كه علاقه­‌مند است، شهادت را به‌عنوان آخرين پلّه­‌ي زندگي ما قرار بده.

والسّلام­ عليكم­ و­ رحمةالله و­ بركاته

۱) در ابتداي اين ديدار، حجّت‌الاسلام والمسلمين سيّدابراهيم رئيسي (توليت آستان قدس رضوي) مطالبي بيان كرد.
۲) رواق امام خميني (ره)
۳) صحيفه‌ي سجّاديّه، دعاي هشتم
۴) از جمله، بيانات در ديدار مسئولان نظام (۱۳۹۵/۳/۲۵)
۵) از جمله، بيانات در حرم رضوي (۱۳۹۳/۱/۱)
۶) پرداختن
۷) كامل
۸) بيانات در ديدار رؤساي دانشگاه‌ها، پژوهشكده‌ها، مراكز رشد و پارك‌هاي علم و فنّاوري (۱۳۹۴/۸/۲۰)
۹) يوزي رابين (مدير اسبق برنامه‌هاي دفاع موشكي اسرائيل)
۱۰) در پاسخ به شعار هيهات منّا الذّلّه برخي از حضّار، معظّمٌ‌له فرمودند: توجّه كنيد! اينجا اگر لازم است هيهات بگوييد، بگوييد هيهات از عدم انتخابات

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.