نسخه مناسب چاپ

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم
الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا ابي القاسم المصطفي محمّد و علي آله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةالله في الارضين. اللّهمّ صلّ علي فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها بعدد ما احاط به علمك.

 خيلي لذّت برديم، استفاده كرديم، بهره‌مند شديم از اين جلسه‌ي پُربركت، پُرمعنا، پُرمضمون، باحال. [بيان] حقايقي آميخته‌ي با هنر، بيان فضايلي كه برتر از عقلِ انسان عاقل و دانا است با زبان تعريض و كنايه و تعبيرات زيباشناسانه‌ي اشاره‌كننده‌ي به آن معناي والا؛ خصوصيّت شعر اين است.

 اين جلسه‌ي مبارك سالهاي متمادي است كه در اينجا -در حسينيّه- در اين روز تشكيل ميشود. و بركات اين جلسه، هم از لحاظ معنوي و روحي و افاضاتي كه بر دلهاي مؤمنين و متوسّلين ميشود، و هم از لحاظ تأثيرات اجتماعي و سياسي، تأثيرات مهم و قابل توجّهي است. قدر اين جلسه را ميدانيم؛ از اينكه خداي متعال فرصت داد، مهلت داد تا يك سال ديگر، يك بار ديگر در اين جلسه حضور پيدا كنيم، خدا را سپاس عرض ميكنيم و از شما تشكّر ميكنيم، و همين‌طور از برادراني كه برنامه اجرا كردند تشكّر ميكنيم.

 درباره‌ي سيّده‌ي زنان عالم، زنان همه‌ي عوالم و همه‌ي دورانها، سخن كسي مثل اين حقير نه‌فقط نارسا و ناقص است، بلكه زبان ما در بيان بخشي از آنها هم الكن است. غير از مقامات معنوي و ملكوتي و الهي -كه غير از خود معصومين (عليهم‌السّلام) كسي نميتواند آن مقامات را درك كند، چه برسد به اينكه توصيف بكند- ازلحاظ معيارهاي ظاهري و عقلاني هم سيّده‌‌ي زنان عالم صدّيقه‌ي كبري (سلام‌الله‌عليها) داراي اندازه‌ها و ابعاد غير قابل تصوّر براي ما است. خب ميگوييم اين بزرگوار از ولايت دفاع كرد، جان خودش را از دست داد، با فصاحت و بلاغت سخن گفت، و مانند اينها؛ امّا اينها [فقط] به زبان گفته ميشود، آن موقعيّت را ما نميتوانيم اصلاً تصوّر بكنيم.

 اگر موقعيّت مدينه‌ي بعد از رحلت پيغمبر و وضعي كه پيش آمد، براي ما روشن بشود و درست تصوّر كنيم مسئله را، آن‌وقت ميفهميم فاطمه‌ي زهرا چه حركت عظيمي را انجام داده است. شرايط بسيار دشوار و غير قابل توضيح حتّي براي افكار خواص، پيش مي‌آيد. از همه‌ي اصحاب پيغمبر، [فقط] ده نفر، دوازده نفر در مسجد حاضر شدند بلند شوند از اميرالمؤمنين و از حقّ آن بزرگوار دفاع كنند. اين‌همه اصحاب، اين‌همه بزرگان، اين‌‌همه تاليان قرآن، اين‌همه مجاهدان بدر و حنين، نه­‌اينكه همه‌شان عناد داشتند؛ نه، مطلب به آن وضوحي كه حتّي خواص بتوانند آن را درست بفهمند، واضح نبود. كسي مثل عمّار ميخواست، كسي مثل ابي‌ذر ميخواست، كسي مثل زبيرِ اوّل كار ميخواست؛ اينها بودند كه پاي منبر بلند شدند و از حقّ اميرالمؤمنين دفاع كردند؛ ده دوازده نفر كه در تاريخ اسمهايشان ثبت است. زبير هم البتّه جزو همينها بود؛ اين را به ياد داشته باشيد. شرايط اين‌جوري است؛ آن‌وقت در اين شرايط، دختر پيغمبر مي‌آيد در مسجد و آن خطبه‌ي غرّاء(۲) را، آن بيان عجيب را، ارائه ميكند و اداء ميكند و حقايقي را بيان ميكند. يا آن خطبه‌اي كه ايشان خطاب به زنان مدينه در بستر بيماري بيان كرد، كه اينها ثبت شده و همه‌اش موجود است. اينها ابعاد معنوي نيست، اينها همين ابعاد قابل فهم ما است. با همين نگاه معمولي عقلايي ميشود اينها را فهميد، امّا اين­قدر باعظمت است كه قابل اندازه‌گيري نيست؛ يعني قابل مقايسه‌ي با هيچ فداكاري‌ ديگري نيست. مثل اين است كه مثلاً فرض بفرماييد بگويند كهكشانها طول و عرضشان چند متر است؟ بله، قابل اندازه‌گيري است؛ متر و سانتيمترش را هم ميشود معيّن كرد؛ امّا چه كسي ميتواند؟ چه كسي ميفهمد؟ چه كسي قادر است؟ اينها جنبه‌ي الهي و معنوي و ملكوتي و عرشي نيست؛ جنبه‌ي فرشي دارد، امّا اين­قدر باعظمت است كه انسانهاي معمولي نميتوانند؛ ما ميگوييم، روضه‌اش را هم ميخوانيم، دلمان هم ميسوزد، گريه هم ميكنيم، امّا آنچه را اتّفاق افتاد، نميتوانيم درست تصوّر بكنيم كه چقدر باعظمت است اين حركت فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها).

 فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها) در نقش يك رهبر واقعي [است]؛ همان­طور كه امام بزرگوار فرمودند كه اگر فاطمه‌ي زهرا مرد بود، پيغمبر ميشد.(۳) [اين] خيلي حرف عجيبي است، خيلي حرف بزرگي است و جز از زبان كسي مثل امام بزرگوار كه هم عالم بود، هم فقيه بود، هم عارف بود، انسان اين حرف را نميتواند بشنود؛ امّا ايشان گفته است اين حرف را. [فاطمه­‌ي زهرا] اين است؛ يعني يك رهبر به تمام معنا، مثل يك پيغمبر، مثل يك هدايتگر عموم بشر؛ در اين حدّ و در اين اندازه زهراي اطهر، دختر جوان، ظاهر ميشود؛ اين زنِ اسلام است.

 خب ما مرتّب تمجيد كنيم، تعريف كنيم، بله، فايده‌اش اين است كه ذكر مناقب اين بزرگواران دل انسان را روشن ميكند، اعتقاد انسان، عشق انسان، محبّت انسان را افزايش ميدهد؛ اينها خوب است لكن حقايق گوناگون ديگري هم وراي اينها وجود دارد. زن در منطق اسلام اين است. حالا يك عدّه آدم جاهل و نادان پيدا بشوند كه درباره‌ي نگاه اسلام به زن خدشه كنند و حرفهاي ناقص و معيوب و پُراشكال غربي‌ها را به رخ انسان بكشند، اين چقدر انحراف و چقدر خطا است.

 فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها) يك زن اسلامي است، زنِ در بالاترين طراز زن اسلامي، يعني در حدّ يك رهبر، امّا همين زني كه از لحاظ فضايل و مناقب و حدّ وجودي ميتوانست پيغمبر باشد، همين زن مادري ميكند، همسري ميكند، خانه‌داري ميكند؛ ببينيد اينها را بايد فهميد. اين فريفتگان غافلِ -انسان چه بگويد؟- حرفهاي پوچ غربي‌ها، اين‌قدر خانه‌داري را تحقير نكنند. معناي خانه‌داري زن تربيت انسان است، معنايش توليد والاترين و بالاترين محصول و متاع عالم وجود است؛ يعني بشر. خانه‌داري يعني اين.

 ما در روز ولادت فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها) جا دارد كه حدّ زن مسلمان را درست تشخيص بدهيم. امروز را روز زن و روز مادر نام‌گذاري كرده‌اند؛ خيلي خيلي خوب است؛ ميشد گفت روز رهبر، اشكالي نداشت؛ ميشد گفت روز والاترين انسان؛ امّا امروز نياز جامعه‌ي ما به اين است كه بداند مادري يعني چه؟ زنِ خانه بودن يعني چه؟ كدبانو بودن يعني چه؟ فاطمه‌ي زهرا با آن شأن و با آن رتبه و با آن مقام و با آن عظمت، يك خانم خانه‌دار است؛ اين تحقير او نيست؛ او كه با آن عظمت قابل تحقير نيست، مگر اين عظمت را ميشود كوچك شمرد؟ اين عظمت به جاي خود محفوظ است، امّا يكي از شئون و يكي از مشاغل همين عظمت عبارت است از همسر بودن يا مادر بودن و خانه‌داري كردن؛ با اين چشم به اين مفاهيم نگاه كنيم.

 يك عدّه‌اي به‌عنوان دفاع از حقوق زن حرفهايي ميزنند كه نه‌فقط احترام به زن نيست [بلكه] تضعيف زن است؛ داخلي‌هاي خودمان را ميگويم؛ وَالّا در فرهنگ غربي اروپايي كه اين كارها به احتمال زياد و به احتمال نزديك به يقين، توطئه‌ي صهيونيست‌ها است كه اصلاً ميخواهند جامعه‌ي بشري را به هم بزنند و به هم بريزند؛ زن را به‌صورت يك متاع مايه‌ي التذاذ مرد قرار بدهند؛ اين كه توطئه‌ي آنها است، آنها را كاري نداريم، مسئله‌ي آنها مسئله‌ي ديگري است، امّا در محيط اسلامي ما -چه در داخل كشور ما، چه در بعضي محيط‌هاي اسلامي ديگر- براي اينكه از زن حمايت بكنند، يك چيزهايي را، يك وظايفي را، توقّعاتي را براي زن مطرح ميكنند كه اين تحقير زن است، اين كوچك كردن زن است. [مثلاً] ميگويند چرا اجازه نميدهيد زن در بيرون از منزل كار كند؛ اوّلاً چه كسي اجازه نميدهد؟ چه اشكال دارد؟ ثانياً كار كردن در بيرون منزل، يعني فرض كنيد ماشين‌نويسيِ فلان اداره، يك شأن است براي زن كه ما براي او يقه بدرانيم؟ معناي عدالت اين است؟ معناي عدالت اين است كه آنچه را خداي متعال در كُمونِ(۴) ذات هر موجودي قرار داده، آن را بشناسيم، قدر بدانيم و آن را پرورش بدهيم؛ عدالت اين است.

 خداي متعال مرد را و زن را از جهاتي مثل هم قرار داده است؛ از لحاظ عروج به مقامات معنوي با هم تفاوتي ندارند، نمونه‌اش فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها)؛ از لحاظ قدرت رهبري با هم تفاوتي ندارند، نمونه‌اش فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها)؛ از لحاظ توانايي هدايت بشر تفاوتي ندارند، نمونه‌اش فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها)؛ امّا از لحاظ وظايف اداره‌ي زندگي تفاوت دارند، باز نمونه‌اش فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها). اينهايي كه از حقوق زن ميخواهند دفاع كنند، به قول معروف شيپور را از سرِ گشادش ميزنند و نميفهمند چه بگويند و از چه چيز زن دفاع كنند، ميگويند چرا زن مديريّت [نكند]؛ مگر مديريّتها يك افتخار است براي يك انسان كه دنبال اين باشد كه چرا مديريّتها [مخصوص مرد است]؟ اسمش را هم ميگذارند عدالت جنسيّتي؛ اين عدالت است؟ آن كساني كه در دنيا برابري جنسيّتي را مطرح ميكردند و دنبال آن بودند، امروز اين‌قدر بدبختي و فساد از اين ناحيه گريبان‌گيرشان شده كه خودشان پشيمانند؛ البتّه خيلي‌هايشان صريحاً اقرار نميكنند، خيلي‌هايشان هم با اين فرهنگ بزرگ شدند، نميفهمند چه اتّفاقي دارد مي‌افتد؛ امّا انديشمندانشان چرا، انديشمندانشان ميگويند، ميفهمند، اظهار نگراني ميكنند. خدا كند اين كساني كه در داخل اسم عدالت جنسيّتي مي‌آورند، مرادشان اين چيزي كه به‌عنوان برابري جنسيّتي مطرح شده، نباشد. اميدواريم كه ان‌شاءالله همه از فيوضات اين روز بهره ببريم، از نام فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها) بهره [ببريم].

 يك جمله در مورد مسئله‌ي مدّاحي عرض بكنيم. مدّاحان اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) امروز بحمدالله زيادند -هم در تهران، هم در شهرها، ملاحظه كرديد امروز از شهرهاي مختلف آمدند برنامه اجرا كردند و چقدر هم زيبا، چقدر هم خوب- اين يك پديده است؛ يك پديده‌ي كم‌نظيري است. البتّه در زمانهاي قديم داشتيم، دوره‌ي جواني ما هم بود؛ [امّا] اوّلاً خيلي محدود بود، ثانياً از لحاظ تنوّع رفتارها و خواندن‌ها و محتواها و قالبها اصلاً قابل مقايسه‌ي با امروز نبود؛ امروز اين پديده رشد پيدا كرده و به‌صورت عجيبي در سرتاسر كشور گسترده است. خب، اين پديده، يك پديده‌ي انساني است؛ علاوه بر آن، يك پديده‌ي ايماني است؛ علاوه بر آن، يك پديده‌ي هنري است؛ اين را چه‌كار بايد كرد؟ چه‌جوري بايستي به نفع اسلام و مسلمين -كه موجب رضاي خدا است- از اين استفاده كرد؟ من خواهش ميكنم كه به اين فكر كنيد. هدف همه‌ي حركات و كارهاي ما بايستي خدا باشد؛ ما نام كساني را مي‌آوريم كه در هيچ حالي از حالات، از ياد خدا و از احساس وظيفه و حركت براي خدا غافل نبودند؛ بايد كارمان براي خدا باشد؛ آن، به دردمان خواهد خورد. اين متاع دنيا، اين تحسين و تمجيد دنيا، اين استفاده‌اي كه انسان در اين برهه‌ي از زندگي خود ميبرد و از اين‌طور چيزها، كه ارزشي ندارد؛ بايد خداي متعال را راضي كرد، رضاي الهي است كه براي انسان ارزش دارد.

 حالا چه‌كار كنيم كه اين منطبق با رضاي الهي بشود؟ دو چيز داريم: يكي قالب؛ يكي محتوا. قالب خيلي خوب است، مدّاحي يك شيوه‌ي كار هنري مخصوص خود است؛ سعي كنيد اين شيوه‌ي كار را با شيوه‌هاي خواندن هنريِ ديگر مخلوط نكنيد. اين‌جور نباشد كه ما شعري در مصيبت يا در مدح بخوانيم، امّا قالب اين شعر فرض كنيد كه، قالب يك ترانه‌اي باشد كه فلان آدمِ دور از دين و دور از معنويّت و دور از اين حرفهايي كه شما ميزنيد دارد زندگي ميكند و غرق در مادّيّات و فساد است [خوانده]؛ اين را مراقبت كنيد، اين چيز مهمّي است. آنچه خداي متعال به شما داده -يعني صوت خوش، حنجره‌ي گرم، ذهن مناسب، انگيزه- يك نعمت است؛ اين نعمت را بايد شكرگزاري كرد.

 بخش محتوا هم همين‌جور است. در بخش محتوا، اوّلاً مسئله، مسئله‌ي منقبت اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) و دلها را نزديك كردن به محبّت و معرفت ايشان است. ما انصافاً از لحاظ معرفت اهل‌بيت خيلي عقبيم؛ هرچه بتوانيم بيشتر معرفت پيدا كنيم، اين براي هر انساني فضيلت است؛ پس بنابراين، اين را وجهه‌ي همّت قرار بدهيد و مردم را بامعرفت كنيد؛ يكي از كارهاي محتوا اين است. يكي از كارهاي محتوا اين است كه مردم را با وظايف ديني‌شان آشنا كند. امروز شعرهايي كه بعضي از اين برادرها خواندند، همين‌جور بود. نگاه به دنياي روز، نگاه به وظايف، نگاه به جبهه‌بندي‌هايي كه وجود دارد، اين [كار] از عهده‌ي شما برمي‌آيد. شما ميتوانيد گفتمان‌سازي كنيد. آنچه من انتظار دارم از جامعه‌ي مدّاح -كه امروز بحمدالله، هم زيادند، هم باكيفيّتند، هم ارزشمدارند- اين است كه بتوانيد گفتمان در جامعه به وجود بياوريد، فكر به وجود بياوريد. گفتمان يعني آن فكري، آن انديشه‌ي عملي‌اي كه رواج پيدا ميكند در بين مردم و ميشود سكّه‌ي رايج؛ اين گفتمان است. در هر برهه‌اي از زمان لازم است‌ كه يك سكّه‌ي رايجي دست همه‌ي مردم باشد؛ اين كار را شما ميتوانيد بكنيد.

 يك روز، روز دوران دفاع مقدّس بود، لازم بود مردم آماده بشوند براي دفاع يا براي پشتيباني؛ شعراي ما و مدّاحهاي ما در آن‌وقت نقشهاي خوب ايفا كردند. البتّه بعضي هم دامنشان را برچيدند و يك كناري نشستند؛ ازاين‌قبيل هم داشتيم، امّا يك عدّه‌اي وارد ميدان شدند و تأثير گذاشتند. اينكه شما امروز از فكّه و شلمچه ميگوييد، خب فكّه و شلمچه مال سي سال قبل است امّا فكّه و شلمچه از ياد نخواهد رفت و در تاريخ اين كشور خواهد ماند؛ چرا؟ چون نقش ايفا كرده، چون اگر امروز شما استقلال داريد، اگر آزادي داريد، اگر عزّت داريد، اگر هويّت داريد، اگر دشمن بر شما مسلّط نشده است، اگر ناموستان محفوظ است، اين به‌خاطر همان فكّه و شلمچه است. شعرا و مدّاحها در اين زمينه نقش ايفا كردند. گفتمان آن روز، گفتمان حضور در آن دفاع بود. هر برهه‌اي از زمان يك نياز فكري‌اي وجود دارد؛ اين غير از سياست‌بازي و غير از سياسي‌كاري است‌، اين نگاه به نياز كشور است، نگاه كنيد ببينيد نياز كشورتان، نياز ملّتتان، نياز اين برهه‌ي از تاريختان چيست، آن را وجهه‌ي همّت قرار بدهيد.

 خوشبختانه امروز شعراي مذهبي ما كه در مرثيه و مدح حرف ميزنند -همين اخيراً براي من كتابهايي را آوردند‌؛ در مورد توحيد، در مورد عاشورا، در اين زمينه‌ها كارهاي خوب خيلي انجام گرفته- شعراي گشاده‌زبان و باذوق و مضمون‌ياب و مضمون‌ساز و خوش‌لفظ و خوش‌معنا هستند. بحمدالله مدّاحان خوش‌حنجره و خوش‌صوت و گرم و گيرا هم هستند؛ اين خيلي فرصت بزرگي در اختيار كشور ما و ملّت ما است؛ از اين بايد استفاده كرد، نگذاريد منحرف بشود. من سالهاي گذشته راجع به مسائل مدّاحي و بعضي از آسيبها اشاره‌هايي كرده‌ام، نميخواهم بيش از آن بگويم، امّا خود شما جامعه‌ي مدّاحان كشور‌، تك‌تك كساني كه بر منبر ستايشگري اهل‌بيت (عليهم‌‌السّلام) قرار ميگيريد و اين افتخار را داريد، به فكر باشيد؛ آسيب‌شناسي كنيد و اين را به‌صورت يك متاع كاملي دربياوريد، روزبه‌روز هم ترقّي و رشد پيدا خواهد كرد و خدا را از خودتان راضي خواهيد كرد، اهل‌بيت را از خودتان راضي خواهيد كرد.

 نوكري امام حسين و اهل‌بيت (عليهم‌السّلام) به معني واقعي كلمه اين است كه انسان بتواند افكار اينها را، خطّ مشي اينها را، جهت‌گيري‌هاي اينها را در جامعه روزبه‌روز گسترش بدهد؛ و اين [كار] است كه كشور ما را و جامعه‌ي ما را و نظام ما را و مردم ما را عزّتمند و پابرجا خواهد كرد و مشكلات را برطرف ميكند. اگر چنانچه ما يك ملّت باهويّتِ باثباتِ پابرجاي مديريّت‌شده‌ي خوب و برخوردار از استقلال و آزادي داشته باشيم، اسلام، تجسّم واقعي خودش را در ملّت ما نشان خواهد داد و تبليغ اسلام خواهد شد كه از اين تبليغاتي كه ما ميكنيم، خيلي خيلي بهتر و بيشتر [است]. اين، يكي از اركانش كار شما است.

 از خداوند متعال ميخواهيم به شماها توفيق بدهد، از همه‌ي شما تشكّر ميكنم، از گردانندگان جلسه هم تشكّر ميكنم، از كساني كه نقش ايفا كردند -چه آنهايي كه شعر گفتند، چه آنهايي كه افاضه كردند و اجرا كردند- تشكّر ميكنم و براي همه‌ي شما توفيق الهي و رحمت و فضل الهي را مسئلت ميكنم.

والسّلام عليكم و رحمةالله

۱) در ابتداي اين ديدار، شماري از مدّاحان و شعرا با قرائت اشعار، به ذكر فضايل و محامد فاطمه‌ي زهرا (سلام‌الله‌عليها) پرداختند.
۲) فصيح
۳) صحيفه­‌ي امام، ج ۷، ص ۳۳۷
۴) نهان، درون

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.