بزرگداشت شهيدان، احياي نام آنان، تحقيق در مورد كارهاي آنها، توليد آثار مكتوب و تصويري و صوتي و امثال اينها از زندگي آنها و از اقدامات و جهاد آنها، كارهاي بسيار باارزشي است.توجّه كنيد كه بزرگداشت شهيدان عميق انجام بگيرد؛ صِرف تأمين يك عنوان نباشد، كاملاً با عمق، با فرصت، با دقّت، با وقت گذاري، با بهره گيري از هنر از يك سو، و روح تحقيق از سوي ديگر، انجام بگيرد تا ماندگار و اثرگذار باشد.مسئله ي دفاع مقدّس علاوه بر اينكه يك آزمون بزرگي بود براي ملّت ايران، آزموني هم بود براي بُروز استعدادها، هم استعداد اشخاص، هم استعداد مناطق كشور.در سپاه، شما ملاحظه ميكنيد يك جواني وارد ميدان جنگ ميشود و در حالي كه از مسائل نظامي هيچ اطّلاعي ندارد و وارد نيست، در ظرف يك سال، يك سال و نيم، دو سال تبديل ميشود به يك استراتژيست نظامي؛ اين خيلي مهم است.دليل مهارت شهدا و سرداران بزرگ و عظمت كار اينها اين است كه پختگان نظامي ما، برادراني كه در ارتش بودند و سالها كار كرده بودند همه، كار اينها را و فكر اينها را تصديق و تأييد ميكردند.شهدا و سرداران بزرگ توانستند يك ارتش مجهّز پشتيباني شده ي از سوي قدرتهاي بزرگ را، با آن همه سازوبرگ در عمليّات هاي فوق العاده عجيبي، آنچنان در محاصره بيندازند كه آنها خودشان حيرت كنند.يك جوان بيست وهفت بيست وهشت ساله و حدّاكثر سي ساله در وقت شهادت، و در اوج توانايي هاي نظامي يك انسان، يك جوان؛ او از كجا شروع كرد كه به اينجا رسيد؟ در چه مدّتي به اينجا رسيد؟ اين خيلي مهم است.مردم مازندران واقعاً فداكاري كردند، ازخودگذشتگي كردند، جوانهايشان را با اخلاص فرستادند، و اين جوانها رفتند، ايستادگي كردند و مقاومت كردند؛ توانستند كارهاي برجسته و بزرگي را انجام بدهند.داستان آمل كه يك حركت مردميِ عجيبي مردم آمل نشان دادند.اينكه امام (رضوان الله تعالي عليه) در وصيّتنامه از مردم آمل اسم آوردند، نشان دهنده ي عظمت كار اينها - قشرهاي مختلف، حتّي زنها - است. دخترك چهارده پانزده ساله در همين داستان آمل، ميرود ميجنگد و به شهادت ميرسد.مازندران انصافاً در جنگ امتحان بسيار خوبي داد. بيش از ده هزار شهيد مازندران دارد.مردم مازندران از وقتي كه مسلمان شدند، پيرو اهل بيت بودند؛ يعني از همان اوّل، اسلامِ اينها همراه بود با پيروي از اهل بيت (عليهم السّلام).با اينكه در دوران رژيم طاغوت دشمنان اسلام و عوامل دستگاه طاغوت، اين همه عليه دين و تقوا و عفاف و معنويّت - هم از لحاظ اخلاقي، هم از لحاظ رفتاري، هم از لحاظ عقيدتي - در استان مازندران كار كرده بودند، در عين حال اين مردم ايمانشان را اين جور حفظ كردند و اين جور در دورانهاي سخت بُروز دادند.
جمعه  / 29 فروردين 1393
 
آرشیو کلام رهبری
 
آرشيو
 
 
 به بهانه بزرگداشت محمدحسين جعفريان
 هيچ مي داني بسيجي سر جداست
 دلتنگي جعفريان براي محبت و انسانيت باعث شده است كه او يك ستون ثابت در نشريه ها داشته باشد و دغدغه هاي انديشه اش را در قالب يادداشت به مخاطبان خود عرضه كند. يادداشت هايي كه لباسي از تلنگر پوشيده اند.
تاريخ  :  1392/06/26


اين روزها قرار است براي فردي بزرگداشت بگيرند كه هم شاعر است و هم مستند ساز و هم روزنامه نگار و علاوه بر همه اين صنعت هايي كه با او همراه است هميشه يك «صاحب قلم بسيجي» است. او كه بر و بچه هاي جنگ با مثنوي عجيب و حيرت انگيز؛ «ديشب از چشمم بسيجي مي چكيد/ از تمام شب دوعيجي مي چكيد» مي شناسند و خيلي از همين جماعت مشتاق اشعار «محمد حسين جعفريان» بيت هاي بعدي اين مثنوي را از بَر هستند؛

«باز باران شهيدان بود و من

باز شب هاي مريوان بود و من

دست هايم باز تا آهنج رفت

تا غروب كربلاي پنج رفت»

و خيلي ها اين مثنوي بلند حماسي را با ابيات زير مي شناسند؛

«هيچ ميداني بسيجي سر جداست؟

هيچ ميداني دوعيجي در كجاست؟»

«تو چه ميداني كه رمل و ماسه چيست

بين ابروها رد قناصه چيست»

جعفريان، لحظه لحظه هاي جنگ را در اشعارش به تصوير كشيده، حضور او در عرصه شعر دفاع مقدس حضوري سرشار از عشق و دانش است. او در حوزه شعر سپيد آثار ماندگاري خلق كرده كه هر كسي در اين موضوع دست به گزينش زده است حتماً «استمالت ستاره» را از دفتر شعر «پنجره هاي رو به دريا»ي او گزينش كرده است؛

«ديروز براي طفلي مي گريستم

كه كفش نداشت

امروز براي مردمي

كه پا ندارند

و فردا براي خودم كه هي

چ...

پس از اين

هر غروب

وحشت زده از برگ هاي خشكيده مي پرسم

امشب آيا كدام چشم

در انديشه عيادت روزنه هاست؟»

و همين جعفريان است كه شيفته انسان هاي شيدايي چون «شهيد مصطفي چمران» است و رباعي اي به او تقديم كرده است؛

«روزي كه تو را به شانه هامان برديم

با صوت خوش ترانه هامان برديم

عكسي ز تو را به خانه ها آورديم

يك پنجره را به خانه هامان برديم»

دغدغه اين قلم بسيجي فقط دفاع مقدس نيست بلكه يكي از مواردي را كه هميشه بدان پايبند بوده است همين مقوله است. سال هاي فعال بودن او در عرصه نقد در صحنه بشنو از ني و نشريه شعر سال هايي است كه بيشترين نقدهاي ادبي را از محمد حسين جعفريان، شاهد هستيم. دلتنگي جعفريان براي محبت و انسانيت باعث شده است كه او يك ستون ثابت در نشريه ها داشته باشد و دغدغه هاي انديشه اش را در قالب يادداشت به مخاطبان خود عرضه كند. يادداشت هايي كه لباسي از تلنگر پوشيده اند. بارها شاهد بودم كه جعفريان يك نكته ريز فرهنگي را رصد كرده است و در نعت يا ذم آن مطلب نوشته است. اگر آن مطلب جانب حق داشته است جعفريان جانبش را گرفته و اگر جانب ديگري، او عليه آن شمشير كشيده است. سياست، اقتصاد، ورزش و ... كه مردم با آن سر و كار دارند، يادداشت هاي اين مستند ساز كوشا را در بر مي گيرد.

اما در حوزه سخنراني، او فردي مسلط است كه وقتي جلوي دوربين صدا و سيما (البته فقط شبكه چهار و برنامه زيباي راز) قرار مي گيرد با انديشه اي مملو از انقلاب اسلامي به تئوري پردازي و سخن راني مي پردازد. بارها و بارها از قاب تلويزيون شاهد سخنان منتقدانه و فكورانه او از تلويزيون بوده ام.

تمام دارايي جعفريان يك عصاست، عصايي كه از افغانستان برايش به يادگار مانده است و هرگاه در نزد فعالان فرهنگي اين كشور از جعفريان و فعاليت هاي فرهنگي اش صحبت مي كني با يك حسرت مثال زدني و عشق خاصي نسبت به او صحبت مي كنند.

محمد كاظم كاظمي در ويژه نامه اي كه به فعاليت هاي جعفريان تخصص يافته است به او لقب «وزير سيار» مي دهد. در مورد فعاليت هاي فرهنگي او به افغانستان فقط به كتاب «شانه هاي زخمي پامير» اشاره مي كنم. اين كتاب، اولين اثر قلمي جعفريان براي افغانستان است. شعر، داستان، نقد، گفت وگو، خاطره و عكس از نويسندگان و هنرمندان افغاني و ايراني است. مستندهاي جذاب «شير دره پنجشير»، «لعل بدخشان» و «افغانستان سلام» هر سه راجع به كشور افغانستان است و از همين روست كه شعري براي «احمد شاه مسعود» سروده است، شعري كه در آن عشق به افغانستان و شخص احمد شاه مسعود موج مي زند؛

«آبروي خاك

تو آخرين چريك زمين بودي

پيام خلاصه ما به خداوند

اشاره زمين به كهكشان هاي دور دست

حالا هر شب از اعماق آسمان

ستاره اي نوراني نگران روستايي كوچك در دره اي دور افتاده است

حالا هر شب در دهان پرستاره افغانستان

تويي كه سرزمينت را به نام كوچك مي خواني...»

و به همين جهت است كه افغاني ها او را دوست دارند. جعفريان امروز كمتر شعر مي سرايد و شايد كمتر دل به چاپ آن ها مي سپارد. اما دغدغه او اين روزها نوشتن از كاستي ها و نقص هاست، هرچند كه هرگاه نقطه و نكته مثبت و زيبايي ببيند در لغت و تعريف آن قلم مي زند.

خيلي خوشحال مي شوم كه مي بينم «جعفريان ها» در زمان حياتشان بزرگ داشته مي شوند. اي كاش كه همه اهالي حوزه فرهنگ و هنر را اينگونه ببينيم.

همه بايد بزرگ داشتن نابغه هاي فرهنگ و هنر اين مرز و بوم گام برداريم. گام هايي از جنس شور و شيدايي، يعني همان چيزي كه هميشه در كلاس و قلم جعفريان رؤيت مي شود. مگر مي شود مرداني از جنس شعر و شعور كه رباعي هايي اين گونه مي سرايند را بزرگ نداشت؟!

شب بود و رخ شما از آيينه گذشت

گويي كه تمام ما از آيينه گذشت

ناگاه دلم ز سينه فرياد كشيد

اي واي! خدا! خدا از آيينه گذشت

انتهاي پيام


0/5 امتياز (0)
نظر شما
نام
نام خانوادگي
نشاني پست الكترونيكي
متن
فايل
 
 
  •  
  •  
ويژه نامه

اقتصاد مقاومتي
تاريخ : 1392/12/11

غيرت دين
تاريخ : 1392/10/17

اتمام حجت با همه
تاريخ : 1392/09/28
آرشيو
 
اعمال روز

16 جمادي‌الثاني 1435

ذكر روز جمعه
ذكر روز جمعه اللهم صلي علي محمد و آل محمد وعجّل فرجهم (100 مرتبه)
نماز روز جمعه
نماز روز جمعه حضرت امام حسن عسكري‏ عليه السلام فرمود هر كه روز جمعه چهار ركعت نماز كند و بخواند در هر ركعتي ...
دعاي روز جمعه‏
دعاي روز جمعه‏ اَلْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الْأَوَّلِ قَبْلَ الْإِنْشآءِ وَ الْإِحْيآءِ، وَ الْاخِرِ بَعْدَ ...
 
تابلو اعلانات
پيام تسليت رييس سازمان بسيج مستضعفين در پي ارتحال مادر شهيد بروجردي
پيام تسليت سردار نقدي در پي درگذشت والده حجت الاسلام والمسلمين تويسركاني
سردار نقدي در پيامي به مناسبت شهادت سردار جانباز سرافراز «سيد عباس موسوي»
آرشيو
 
شهدای شاخص بسیج در سال 93