سيماي مسجد در كلام مقام معظم رهبري

تهيه كنندگان ويژه نامه :

سال 1368:

1- پيام به حجاج بيت الله الحرام (14/04/1368)



اسلام امريكايي، چيزي به نام اسلام است كه در خدمت منافع قدرتهاي استكباري و توجيه كننده ي اعمال آنهاست؛ بهانه يي براي انزواي اهل دين و نپرداختن آنان به امور مسلمين و سرنوشت ملتهاي مسلمان است؛ وسيله يي براي جدا كردن بخش عظيمي از احكام اجتماعي و سياسي اسلام از مجموعه ي دين و منحصر كردن دين به مسجد است (و مسجد نه به عنوان پايگاهي براي رتق و فتق امور مسلمين - چنان كه در صدر اسلام بوده است - بلكه به عنوان گوشه يي براي جدا شدن از زندگي و جدا كردن دنيا و آخرت).

2- سخنراني در مراسم بيعت گروه كثيري از جانبازان و نيروهاي جهادي احداث ساختمان مرقد مطهر رهبر كبير انقلاب اسلامي، به همراه وزير راه و ترابري، مسؤولان بنياد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامي، و مسؤول حرم مطهر حضرت امام خميني(ره) (2/04/1368)



طبق بينش ما، يادگارهاي اسلامي عزيزند. مي شد اسلام به مردم بگويد برويد در زمين صافي بايستيد و نماز بخوانيد و عبادت كنيد؛ در صورتي كه به عمارت مسجد دستور داده است؛ «انما يعمر مساجد الله»(143). آباد كردن مسجد ملاك است و تجسم و تجسد خارجي اين كار مورد نظر اسلام مي باشد؛ چون تأثير بسزايي دارد. در مورد شخصيتها هم همين طور است

3_ پيام به گردهمايي سراسري فرماندهان بسيج، به مناسبت سالروز انتشار پيام رهبر فقيد انقلاب براي تشكيل بسيج مستضعفان و گراميداشت هفته ي بسيج 02/09/1368



در نقاط مختلف جهان، دشمنان اسلام به مساجد - كه پايگاه حريت انسان و جايگاه رابطه ي او با خدا و مركزي براي كسب آگاهي از شيطنتهاي شياطين زر و زور است - با بغض و كينه يي عميق مي نگرند و تا آن جا كه بتوانند، با وجود و حضور و فعاليت آنها ستيزه مي كنند. هم اكنون مسجدالاقصي، قبله ي دوم مسلمين - كه بحمدالله پايگاه بيداري و مبارزه نيز شده است - مورد جسارت صهيونيستهاي پليد قرار گرفته، و در فرانسه و هند نيز مسجد در معرض اهانت و تخريب واقع شده است.

4- خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 20/11/1368



تقريبا هيچ نقطه يي از دنيا را كه در آن انقلاب شده باشد، سراغ ندارم كه از اين قاعده ي كلي خارج باشد؛ ولي در كشور ما اين طور نشد. انقلاب از خانه ي مذهب - يعني مسجد و مدرسه ي ديني - آغاز شد و جهتگيري مذهبي در انقلاب روزبه روز افزايش پيدا كرد و نقش مذهب و ارزشهاي معنوي، آن قدر قوي شد كه كساني را به ميدان انقلاب كشاند كه معمولا در هيچ انقلابي، اين گونه آدمها به ميدان نمي آيند. حتي افراد مسن و بي خبر از مسائل سياسي و آدمهايي را كه در شهرها و روستاهاي دورافتاده زندگي مي كنند، به ميدان انقلاب و مبارزه كشاند.

5- پيام به ملت شريف ايران، در پايان چهلمين روز ارتحال حضرت امام خميني(ره) 23/04/1368

شعاير اسلامي و مساجد و نمازهاي جمعه و عزاداريها، از جمله عواملي است كه در پيروزي انقلاب و تداوم آن، نقش تعيين كننده يي داشته است. ملتهاي مسلمان اكنون در همه جاي عالم، با بهره گيري از تجربه ي ملت ايران، به مساجد و شعاير ديني اهتمام خاصي نشان مي دهند. نهضت فلسطين و بسي نهضتهاي ديگر، امروزه از مساجد و نمازهاي جمعه و جماعت، نيرو و توان مي گيرد. سزاوار است كه ملت عزيز ايران، نقش اين شعاير را همواره به ياد داشته باشد...

اين جانب همه ي مردم - بخصوص جوانان - را به پر كردن مساجد و حضور در نمازهاي جمعه و جماعت و گرم نگهداشتن مراسم عزاداري سالار شهيدان حسين بن علي(ع) توصيه مي كنم.

6- سخنراني در ديدار با اعضاي جامعه ي روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز تهران، علما و ائمه ي جماعت و جامعه ي وعاظ تهران و اعضاي شوراي هماهنگي سازمان تبليغات اسلامي، در آستانه ي ماه محرم 11/05/1368

مساجد و حسينيه ها و مجالس عزاداري را بايستي خوب اداره كرد. بايد از سوي خود علما و مسؤولان روحاني، نظمي براي اين مراكز به وجود آيد.

7- حكم انتصاب آية الله مهدوي كني به سمت مسؤول مركز رسيدگي به امور مساجد 17/07/1368



مراجعات متعدد از سوي مرتبطين با مساجد تهران، من جمله ائمه ي جماعات، گروههاي بسيج، متوليان و متصديان و غيرهم حاكي از فقدان مركز و مرجع مقبول و آگاه و نافذالكلمه يي در امر مساجد يعني اصليترين پايگاه دين و معنويت و اخلاق است. شك نيست كه حفظ قداست مساجد و تقويت هماهنگ جنبه هاي معنوي و انقلابي و تعليمي و تبليغي آن، نيازمند سلامت و امنيت محيط آن و دور ماندن از منازعات و مناقشات داخلي در آن است....

لذا شايسته است جناب عالي كه بحمدالله برخوردار از وجاهت و قبول و حرمت در نزد حضرات آقايان ائمه ي جماعت مساجد شهر تهران مي باشيد، با تعيين مركزي و نمايندگاني، به مهمه ي مساجد پرداخته و در موارد لازم، با كمك و حمايت از برنامه هاي اسلامي در مساجد و يا لدي الاقتضاء با نصب امام جماعت و ديگر مسؤولين مربوط به مساجد، به رونق و كارايي و شكوفايي هر چه بيشتر اين پايگاههاي انقلاب و اسلام كمك فرماييد. توفيق متزايد جناب عالي را از خداوند متعال مسألت مي كنم.

سال 1369:

8- سخنراني در پايان مراسم قرائت قاريان قرآن 19/01/1369



قبل از انقلاب، كسي از ما توقع نداشت. همان قدر كه مي توانستيم، در يك گوشه يا در يك مسجد، چهار نفر بچه ي كوچك يا جوان را دور هم جمع مي كرديم كه اينها قرآن ياد بگيرند؛ اما امروز چه؟

9- سخنراني در ديدار با ميهمانان خارجي مراسم اولين سالگرد ارتحال امام خميني(ره) 16/03/1369

امروز در دنيا، براي ساختن مسجد ضرار، پول خرج مي شود. براي ساختن دستگاهها و ايجاد پايگاههايي به مقصود و منظور ضربه زدن به وحدت اسلامي و ايجاد درگيري و اختلاف بين فرق اسلامي، پول خرج مي شود.

10- بيانات در ديدار با اعضاي شوراي مركزي نمايندگان ولي فقيه در دانشگاههاي كشور و مسؤولان دفاتر نمايندگي 08/07/1369



فرض كنيم، روحاني يي مي خواهد به دانشگاه برود. اگر او به تفاوت محيط ذهني و روحي و عملي و فكري دانشگاه با - مثلا - بازار يا مسجد توجه نداشته باشد و همان طور كه به بازار يا مسجد مي رود، با همان روحيه و با همان خصوصيات و با همان مطالب، به دانشگاه برود، به گمان قوي، در برخورد اشتباه خواهد كرد. بايد دانشگاه را كماهو بشناسد و مسائل دانشجويان را بداند و بفهمد كه مشكل و مسأله ي دانشجو چيست،

اگر ما در دانشگاه جلسات فراواني هم گذاشتيم، سخنراني هم كرديم، مسجد هم رفتيم، در گزينش هم دخالت و شركت كرديم، در تعيين استاد معارف هم حاضر و ناظر بوديم و وظايفي را هم كه عرض كردم، انجام داديم - كه همه ي آنها هم خوب و لازم و مهم است - اما از سوي دانشجو، به ما اعتماد و اطمينان و اميد و تكيه نشد، نمي توانيم بگوييم توفيق پيدا كرده ايم.

البته به مساجد بايد خيلي اهتمام بشود. من به اين سنت پيشنمازي، خيلي معتقدم. شايد بعضيها هم واقعا قبول نداشته باشند؛ اما خود من چون مدتها پيشنماز بوده ام و پيشنمازي كرده ام، مي دانم كه پيشنمازي، چه قدر كار خوب و مؤثر و پرفعاليت و پرتلاشي است. غالبا كساني كه پيشنمازي نكرده اند، نمي دانند پيشنمازي يعني چه. بعضيها هم كه در مسجد نمازي خواندند و فوري بيرون دويدند و دنبال كار ديگري رفتند، آنها هم طعم پيشنمازي را نمي فهمند.

پيشنمازي، يعني آدم مسجد را واقعا محل كار خودش بداند؛ قبل از وقت، حتي قبل از ديگران، به آن جا برود؛ اوضاع مسجد را ببيند؛ اگر اشكالاتي در وضع ظاهري مسجد هست، برطرف كند؛ سجاده اش را پهن نمايد؛ منتظر مردم بماند كه بيايند؛ با يك يك افرادي كه مي آيند، تا آن جايي كه مي تواند، تماس بگيرد؛ به آنها محبت بكند؛ از آنها احوالپرسي نمايد؛ اگر مشكلي دارند، در آن حدي كه برايش ميسور است، برطرف كند، نه اين كه پادوي كارهاي خدماتي مردم بشود - در بعضي از مساجد، چنين چيزهايي وجود دارد كه قطعا غلط است - در آن جا بنشيند، مردم به او مراجعه بكنند، درددل بكنند، خودش را بر مردم عرضه كند، در معرض مراجعات مردم قرار بدهد؛ نماز را كه تمام كرد، براي مردم مسأله و تفسيري بگويد، حرفي بزند و بلند شود، بيرون برود؛ يعني اين طور، ساعتي از وقت خودش را در اين جا صرف بكند.



به نظر من، اين طور پيشنمازي، يك فرد خيلي مفيد و مؤثر و با بركت و جلب كننده ي عواطف است. در سايه ي چنين پيشنمازي يي است كه وقتي او به آن كساني كه با مسجدش سروكار و رفت وآمد دارند؛ حتي كساني كه وقت هم نمي كنند به مسجد بروند، اما دورادور مي دانند و از ديگران شنيده اند كه اين آقا، چه آقاي خوبي است، اشاره كند كه فلان كار بايد انجام بگيرد، نه بودجه مي خواهد، نه قدرت قانوني مي خواهد و نه بخشنامه لازم دارد؛ آن كار طبق نظر و گفته ي او انجام خواهد گرفت.

در مسجد دانشگاه، اگر اين روحاني صاحب اين مسجد بشود و به آن جا برود و بنشيند بحث كند، حتما دانشجويان جذب مي شوند. البته ممكن است مدتي نيايند و عده يي بدجنسي كنند؛ ليكن اصلا دانشجو، به يك نفر كه مثل پدر با او برخورد كند و مشكلاتش را مرتفع سازد، احتياج دارد. اگر چنين روحاني يي در آن جا باشد، اصلا امكان ندارد كه دانشجويان مراجعه نكنند. اين دانشجو قهرا مراجعه مي كند؛ چون عقده ي روحي دارد.

11- سخنراني در ديدار با شركت كنندگان در اولين كنفرانس اسلامي فلسطين 13/09/1369



اين ماجراي مسجد بابري(206)، يكي از آن مسايلي است كه اگرچه موضوع آن، يك مسجد است و شايد به نظر بعضي كوچك بيايد؛ اما كوچك نيست. اين، نشان دهنده ي آن است كه دشمنان اسلام، تا اين جا ايستاده اند كه يك عده را عليه مقدسات اسلام تحريك كنند و زندگي را بر مسلمانان تلخ نمايند...

بي شك، حركت هندوهاي متعصب، ناشي از تحريكات دشمنان است. همه ديده اند كه اين مسجد، سالهاي متمادي در آن جا بود و بتخانه يي هم در كنارش وجود داشت. آنها مشغول كار خودشان بودند؛ اينها هم مشغول كار خودشان. دشمنان اسلام هستند كه اين تحريكات را درست مي كنند و ماجرايي مثل ماجراي مسجد بابري را مسأله ي روز مسلمانان مي كنند. البته مسلمين هند در اين مسأله محق هستند و همه بايد بدانند كه مسلمين دنيا در اين مسأله، پشت سر مسلمانان هند هستند، حق را به آنها مي دهند و از آنها دفاع و حمايت مي كنند.

12- خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 19/11/1369



چندي پيش، من راجع به اذان سفارش كردم و البته گفتم كه صبحها با بلندگو در همه جا اذان نگويند، تا مردم از خواب بيدار نشوند. مثل اين كه بعضي از مؤمنين، اين قسمت دومش را بيشتر از قسمت اول گوش كردند! آنچه كه مقصود ما بود، اين بود كه در سحرها، هر جايي يك بلندگو صدا نكند؛ ولي معنايش اين نبود كه به هنگام سحر، صداي اذان در شهري مثل تهران به گوش نرسد! نه، در جايي مثل تهران، اقلا در چند مسجد از مساجد مهم، خوب است كه با بلندگو اذان پخش بشود؛ حتي اذان صبح. در شهرهاي كوچك هم به فراخور وسعت آن شهر، مي بايست اذان صبح در چندجا پخش بشود. اما در ظهر و شب اذان بگويند؛ هم اذان بلندگو، هم جلوي مساجد، هم داخل مساجد و هم در خيابانها، تا مردم به اذان گفتن عادت كنند.



13- پيام به مناسبت اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 10/03/1369



مساجد به عنوان پايگاههاي معنويت و تزكيه و هدايت، روزبه روز گرمتر و پررونق تر شود و نشان ايمان و عمل و اخلاق اسلامي، در گوشه و كنار جامعه، از جمله در مراكز دولتي و ادارات و دانشگاهها، همه را به پيروي از تعاليم نوراني قرآن تشويق نمايد.

دشمن انقلاب، جامعه ي روحانيت را در صورتي تحمل مي كند كه روحانيون از دخالت در امور سياست و حضور در صحنه هاي انقلاب كنار بكشند و مانند جمعي از روحانيون بي خبر و متحجر گذشته و حال، به كنج مدارس و مساجد اكتفا كنند و كشور و زندگي مردم را به آنان بسپارند

14- سخنراني در مراسم اولين سالگرد ارتحال حضرت امام خميني(ره) 14/03/1369



نويسندگان، گويندگان و كساني كه پشت تريبونها قرار مي گيرند - چه تريبونهاي عمومي، مثل مجلس شوراي اسلامي و راديو و تلويزيون، و چه تريبونهاي محدودتر، مثل مساجد و حسينيه ها - هرجا با مردم روبه رو هستند، بايد زبان و عملشان در خدمت وحدت و يكپارچگي باشد. هيچ كس به هيچ عنواني نبايد حركتي بكند كه مردم يا عده يي از مردم را در مقابله ي با يكديگر برانگيخته كند.

15- سخنراني در ديدار با مسؤولان دفاتر نهضت سوادآموزي، رئيس و جمعي از مسؤولان ادارات شهرباني، جمعي از ناظران و اعضاي هيأت نظارت شوراي نگهبان و هيأت اجرايي در انتخابات مجلس خبرگان و مسؤولان وزارت كشور، به همراه گروهي از مردم استان لرستان و شهرهاي آبادان، لاهيجان و شوشتر 04/07/1369



برادران و خواهران نهضت سوادآموزي بدانند كه در حال جهادند. به شهرها و روستاهاي دورافتاده رفتن و در خانه ها را زدن و در مساجد كلاس تشكيل دادن و بدون چشمداشت احسنت و تشكري، علم و سواد را - كه ارزنده ترين هديه هاست - به مردم دادن، يك جهاد است. بي سوادي، براي همه ي جوامع انساني يك لكه ي ننگ است؛ اما براي يك جامعه ي مسلمان انقلابي، در اين دوران و عصر پرزحمت كه قدرتهاي بزرگ از بي سوادي و ناآگاهي مردم استفاده مي كنند، بيشتر مايه ي ننگ است. نمي خواهم به بي سوادان اهانت بكنم؛ اما بي سوادي واقعا لكه ي ننگي است. خود بي سوادان و در كنار آنان با سوادان، تلاش كنند كه اين لكه ي ننگ را بشويند...

16- بيانات در ديدار با اعضاي شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي و مسؤولان ستاد برگزاري دهه ي فجر 1/10/1369



رابعا، مساجد را در اين دهه فعال كنيد. آقاياني از روحانيت مبارز هم در اين جا هستند، كه مي توانيد از آنها كمك بگيريد. البته هر سال مراسمي هست؛ اما تأمين كننده ي آن مقصودي كه در ذهن خود آقايان بوده و ما هم به همان مقصود نظر داريم، نبوده و يا كمتر بوده است. بعضي از مساجد، خوب بوده و بعضي هم خوب نبوده است. مساجد عمده ي شهرها - تهران و بقيه ي شهرستانها - بايد فعال بشوند. سخنراني و دعوت از مسؤولان را كنار بگذاريد. سخنراني كوتاه باشد. يك نفر كه بيايد، ده دقيقه يا بيست دقيقه صحبت بكند، بس است.

17- سخنراني در ديدار با جمعي از روحانيون، ائمه ي جماعات و وعاظ نقاط مختلف كشور، در آستانه ي ماه مبارك رمضان 22/12/1369



دشمنان كوشش كردند كه علما را از صحنه ها كنار ببرند، آنها را به كنج مساجد مكتفي و در آن جا منزوي كنند؛ تا حدود زيادي هم توفيق پيدا كردند. در همان برهه هم مردم از آگاهيهاي ديني و حركت عظيم ديني محروم شدند. اين، يك باب و فصل طولاني است. همچنين دشمنان تلاش كردند، تا عناصري از ميان روحانيون را به خودشان جذب كنند و آنها را اغفال نمايند، يا بخرند و در اختيار اهداف خبيث خودشان قرار بدهند. آن هم فصلي جداگانه است...

ما در مساجد و منابر، در مجالس قرآن و در همه ي اجتماعات ديني كه مردم دارند، بايد مردم را انذار كنيم. بحمدالله حركت آگاهي بخشي سياسي و اجتماعي و ديد وسيع سياسي به مردم دادن، از پيش از انقلاب شروع شد؛ امروز هم هست و ادامه دارد و ادامه خواهد داشت. در كنار اين آگاهي بخشي، بايد روح معنويت را در مردم بيدار كرد. براي اين كار، ماه رمضان بهترين فرصت است.

18- سخنراني در ديدار با خانواده هاي معظم شهدا و جانبازان شهرهاي خوي، بندرگناوه و استانهاي مازندران و آذربايجان غربي، گروههايي از دانشجويان، جمعي از مهاجران جنگ تحميلي، كشاورزان و مسؤولان هيأتهاي هفت نفره ي واگذاري زمين 02/03/1369



اذان، چيز خيلي خوبي است؛ «حي علي الصلوة»، «حي علي الفلاح»، «الله اكبر». چرا در جامعه اذان نيست؟ اذان با توجه، به دلها اميد مي دهد. بانگ اذان، دلهاي افسرده را روشن مي كند. البته در سحرها، براي اذان صبح، از بلندگو استفاده نكنند؛ با حنجره اشكالي ندارد. هرچند وقت بيداري است، اما بلندگو ممكن است اسباب زحمت بشود. همه ي ظواهر جامعه، اين طور باشد. مسجدها در وقت نماز، سرشار و مالامال از انسانهاي ذاكر و ساجد و راكع باشد.

19- سخنراني در ديدار با ائمه ي جمعه ي سراسر كشور 07/03/1369



پس، امامت جمعه فقط اين نيست كه ما نمازي مي خوانيم و منبري هم مي رويم. منصب امامت جمعه، مثل پيشنمازي در مسجدها و منبر رفتن - كه امري رايج و بسيار مستحسن و خوب است و اين قدر هم مسؤوليت ندارد - نيست. كسي كه در شهري به امامت جمعه منصوب مي شود، بايد بداند كه به چه سمتي منصوب شده است. به اداره ي پايگاهي منصوب شده است كه بايد در آن جا، مجمع دلها و ذهنها و عواطف و ارواح مردم باشد. بايد اين كار را انجام بدهد و از عهده ي اين كار برآيد.



20- اني در ديدار با خانواده هاي شهداي هفتم تير و مكه ي مكرمه، اقشار مختلف مردم همدان، گناباد، راميان و شرق تهران، مسؤولان و كاركنان قوه ي قضاييه و سازمان تبليغات اسلامي 06/04/1369



در مقابل فرهنگ كفر و استكبار، مسلمين را ضعيف بار آورده بودند كه احساس ضعف مي كردند. در جاهايي كه امروز ميليونها مسلمان توانسته اند سهم و حقي در حكومتها به دست بياورند، تا قبل از انقلاب اسلامي، كسي جرأت نمي كرد دم از اسلام بزند. در اين كشورهاي اسلامي كه امروز ائمه ي جمعه و جماعاتشان، تشكيلات به وجود مي آورند و مسجدها رونق پيدا مي كنند و كانون تحرك مي شوند، تا ديروز مسجدها متعلق به يك مشت پيرمرد از كار افتاده بود. امروز آن مسجدها، جاي جوانان و كانون جنبشهاست. اين را شما كرديد. اين را حركت شما و قائد عظيم الشأنتان - آن مرد الهي - بود كه انجام داد.

سال 1370:

21- خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 16/01/1370



پيش از صبح، آن بزرگوار براي اقامه ي نماز به مسجد رفته، مردم را از خواب بيدار كرده، صداي آن بزرگوار را باز هم شنيدند كه مشغول خواندن نافله شده است. ضبط كرده اند كه اميرالمؤمنين در آن نافله يي كه ضربت خورد، چه خواند. آيات شريفه ي سوره ي انبيا را تلاوت مي كرد: «و اقترب الوعد الحق فاذا هي شاخصة ابصار الذين كفروا»(13).

22- پيام به حجاج بيت الله الحرام 26/03/1370



حساسيتهايي كه بعضي دولتهاي اروپايي در برابر ساختن مسجد، يا تشكيل اجتماعات اسلامي، يا رعايت لباس اسلامي و امثال آن نشان مي دهند يا در مردم برمي انگيزند، بايد مسلمانان را به مواضع واقعي آن دولتها نسبت به اسلام آشنا سازد. اينها از جمله ي مسائل مهمي است كه مسلمانان جهان بايد درباره ي آن بينديشند و از آن براي معرفت به وظيفه ي خود در اين روزگار بهره گيرند.

23- سخنراني در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي ايران 23/05/1370



من نمي گويم مثل بعضي از تندروها باشيم كه مي گويند در مسجد بنشينيم و وزارت كنيم؛ نه، در مسجد نمي شود. وزارت كردن، يك ساختمان و چهار تا اتاق و تعدادي مسؤول و يك مقدار هم بالاخره امكانات براي زندگي آن آقايي كه مي خواهد خدمت بكند، مي خواهد؛ اما بايد در حدي باشد.

24- سخنراني در جمع علما و روحانيون استان لرستان 30/05/1370



بايد مثل عمار هوشيار بود و فهميد كه وظيفه چيست. نمي شود گفت به من ربطي ندارد. امروز هر روحاني و هر عمامه به سر، به مقتضاي تلبس به اين لباس، موظف است از حكومت اسلام و حاكميت قرآن دفاع كند؛ هر كس هرطور مي تواند. يكي شمشير به دست مي گيرد و به جبهه مي رود؛ يكي زبان گويايي دارد، به منبر مي رود؛ يكي پست قضاوتي يا غير قضاوتي از عهده اش برمي آيد، آن را انجام مي دهد؛ يكي اين كارها را نمي تواند بكند، اما اهل مسجد و اهل محراب است - اشكالي ندارد - همه بدانند كه اين روحاني، خود را خادم اين انقلاب مي داند. اين، افتخار است. خدمت به اين انقلاب، افتخار است...

يكي از كارهايي كه معمول بود، اين بود كه روحانيون مبارز را به بي سوادي رمي كنند؛ در صورتي كه اينها از خيلي از آنها با سوادتر بودند! ما در مشهد مسجدي به نام مسجد كرامت داشتيم، كه اجتماع عظيمي از جوانان و نوجوانان در آن جا گرد مي آمدند.

25- سخنراني در ديدار با مداحان اهل بيت(ع)، به مناسبت ميلاد مبارك صديقه ي كبري فاطمه ي زهرا(س) 05/10/1370



مگر نمي گوييم كه با حال ناتواني به مسجد رفت، تا حقي را احقاق كند؟ ما هم بايد در همه ي حالات تلاش كنيم، تا حق را احقاق كنيم. ما هم بايد از كسي نترسيم. مگر نمي گوييم كه يك تنه در مقابل جامعه ي بزرگ زمان خود ايستاد؟ ما هم بايد همچنان كه همسر بزرگوارش فرمود «لا تستوحشوا في طريق الهدي لقلة اهله»،(347) از كم بودن تعدادمان در مقابل دنياي ظلم و استكبار نترسيم و تلاش كنيم.

26- سخنراني در جمع كثيري از مردم بخش دلوار و روستاهاي تابعه 13/10/1370



سفارش ديگري كه من مي خواهم بكنم، اين است كه همه ي خانواده ها و همه ي مردم - مخصوصا جوانان - به نماز و مسجد و عبادت و جلسات قرآن اهميت بدهند. هرچه امروز اين كشور از عظمت و عزت و قدرت به دست آورده است، در سايه ي قرآن و اسلام و نماز و عبادت و ذكر خداست. هم بايد به درس و كار توجه شود، و هم به تدين؛ كه تدين پشتوانه ي همه ي اينهاست. با نماز و مسجد و عبادت و جلسات ديني و جلسات قرآن بايد انس پيدا كنيد.

27- سخنراني در اجتماع طلاب و فضلاي حوزه ي علميه ي قم 01/12/1370



نماز شب خواندن، نافله خواندن، دعا خواندن، ذكر گفتن، متوجه خدا بودن، زيارت رفتن، توسل كردن و به مسجد جمكران رفتن، سازنده است؛ اينها شما را پولادين خواهد كرد. نمي شود يك حوزه ي ايده آل داشته باشيم؛ در حالي كه اين چيزها در طلابش نباشد.

28- بيانات در ديدار با مسؤولان سازمان تبليغات اسلامي 05/12/1370



اين كه عرض مي كنيم محتوا، يادمان باشد كه ما معممان سالهاي متمادي منتظر بوديم كه گوشه يي از شهري، در مسجد يا حسينيه يي، چهار نفر جمع بشوند و ما يك كلمه حرف بزنيم؛ بيش از اين كه نبوده است. در شهري، عالمي، پيشنمازي، منبري خوب و فاضلي بود و كسي غير او نبود، يا اشخاص چنداني غير او نبودند؛ جوش مي زد، غصه مي خورد، زحمت مي كشيد، به اين متوسل مي شد، به آن متوسل مي شد، رفع تهمت مي كرد، ايجاد زمينه مي كرد؛ براي چه؟ براي اين كه همين يك وجب مسجد را از او نگيرند - به عنوان مثال، مسجد سقاخانه ي آقاي پورمحمدي در رفسنجان؛ يا فلان مسجد در فلان شهر ديگر - چرا؟ چون فكر مي كرد كه الان پايگاه اشعاع فكري همين جاست؛ اگر اين جا را هم بستند، هيچ چيز باقي نمي ماند





29- بيانات در ديدار با اعضاي شوراي مركزي و مسؤولان كميته ي امداد امام خميني(ره)، به مناسبت سالگرد تأسيس اين نهاد 12/12/1370



الان در بعضي از كشورهاي اسلامي سنت خوبي وجود دارد كه در تمام ماه رمضان، اغلب مساجد افطاري مي دهند؛ يعني هركس برود و وارد مسجد بشود، پذيرايي مي شود. البته خانواده ها محروم مي مانند؛ فقط مردان افطاري مي خورند و برمي گردند! اگر بشود در اين جا هم همين سنت در خصوص افراد تحت پوشش شما رواج پيدا كند - البته با حضور تمام افراد خانواده - خوب است.

30- بيانات در ديدار با اعضاي «گروه ويژه» و «گروه معارف اسلامي» صداي جمهوري اسلامي ايران 13/12/1370



البته بعضي از برنامه ها اصلا چنين چيزي را برنمي تابد؛ فرضا همين برنامه هاي پيش از اذان ظهر - كه من گاهي فرصت پيدا مي كنم و آنها را گوش مي كنم - خوب است؛ مثلا به مسجدي مي روند و با امام جماعت و افراد آن مسجد صحبت مي كنند؛ يا دعا و قرآني خوانده مي شود و مسائلي گفته مي شود؛ اينها اصلا چنان پشتوانه يي را نمي طلبند. برنامه هاي قبل از اذان مغرب هم همين طور خوب است.

31- سخنراني در ديدار با جمعي از روحانيون، ائمه ي جماعات و وعاظ نقاط مختلف كشور در آستانه ي ماه مبارك رمضان 14/12/1370



در دوره هاي پيش از انقلاب، عالمي به مسجد مي رفت، نمازي مي خواند و مسأله يي مي گفت؛ در ايام مخصوص هم يك منبري دعوت مي شد و سخنراني مي كرد. اگر امروز - كه روز حاكميت اسلام و ارزشهاي اسلامي است - مساجد به همان شكل، بلكه در مواردي با افت كيفي و كمي اداره بشود، آيا اين مقتضاي حق و مصلحت است؟ آيا اين پيشرفت است؟ پس «من استوي يوماه فهو مغبون»(715) يعني چه؟..

چرا بنده بايد بشنوم كه در تهران با اين عظمت، براي نماز صبح در اول اذان، چندان مسجدي باز نيست و چندان نماز جماعتي برقرار نمي شود؟! ما بايد صبحها و ظهرها و شبها برويم و با مردم نماز بخوانيم؛ اين اولي ترين و ضروري ترين كار ما در مساجد است. چرا بايد در اين شهر با اين عظمت، با اين همه هياهوهاي گوناگون از اطراف و اكناف، نغمه ي اذان در همه جاي شهر شنيده نشود؟! اذان، علامت مسلماني است. چه كسي گفته بايد در پشت بام مساجد يا در مساجد بزرگ و عمده، حتي در سحرها - ظهر و شب كه جاي خود را دارد - از طريق بلندگو اذان نگويند؟ وقت اذان كه مي شود، بايد تهران يكسره صداي اذان باشد. مگر اين جا قبةالاسلام نيست؟ مگر ما اين حرف را نمي گوييم؟ اين كه ظهر بشود، از ظهر يك ساعت هم بگذرد، كسي در خيابان راه برود، اما احساس نكند كه ظهر شده است، آيا اين قضيه با آن ادعا مي سازد؟! اگر ما مساجد را گرم نگه نداريم، در مساجد حضور نداشته باشيم و در حد توان و امكان يك روحاني و پيشنماز به مسجد نرسيم، چه طور مي توانيم توقع كنيم كه به هنگام اذان ظهر مردم دكانهاشان را ببندند و بيايند پشت سر ما نماز بخوانند؟! ما بايد آن جا باشيم تا زمينه براي آمدن مردم فراهم بشود. البته آمدن مردم هم تبليغات و گفتن مي خواهد؛ اما زمينه و مقتضي آن، عبارت از حضور ما در آن جاست، كه متأسفانه ضعيف شده است؛ ما بايد اينها را علاج كنيم.

32- پيام به اولين اجلاس ساليانه ي اقامه ي نماز در مشهد مقدس 15/07/1370



مساجد و نمازخانه ها، پاكيزه و مرتب و رغبت انگيز باشد. نماز در وقت فضيلت و به جماعت گزارده شود. در هر محيطي، برجستگان و بزرگان آن بر ديگران پيشقدم شوند و عملا اعتناء به نماز را به ديگران بياموزانند. و خلاصه در همه جا حركت به سمت نماز و شتافتن به نماز محسوس باشد.

*- بيانات در جمع علما و مدرسان و فضلاي حوزه ي علميه ي قم، در خجسته سالروز ميلاد حضرت مهدي(عج)



حوزه هاي علميه شان، عضوي از دستگاههاي دولتي است؛ اداره يي به نام اداره ي اوقاف يا امور مذهبي وجود دارد كه چيزهايي، از جمله مساجد و ائمه ي جمعه را اداره مي كند؛ كاغذي را به دست آنها مي دهند تا بخوانند؛ به آنها مي گويند درسي را بدهند؛ ماه به ماه حقوقي هم به آنها مي دهند؛ ما اين را قبول نداريم.

سال 1371:

33- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه تهران 07/01/1371



امشب را قدر بدانيد. شب بسيار مهمي است؛ شب بسيار عزيزي است. به ولي عصر، ارواحنافداه، توجه كنيد؛ به در خانه ي خدا - مسجد - برويد و به بركت امام زمان از خداي متعال خواسته هايتان را بگيريد. بنده هم از همه ي شما ملتمس دعا هستم.

34- بيانات در ديدار فرماندهان «بسيج» سراسر كشور 27/08/1371



خودسازي بايد بكنيد. مساجد را رها نكنيد. نيروي مقاومت بسيج، بهترين جايي كه دارد، همين مساجد است. منتها مساجد را مسجد نگه داريد. با امام جماعت مسجد، با عبادت كنندگان مسجد و با مؤمنيني كه در مسجدند، برادرانه صميمي باشيد - كه بحمدالله هستيد - و آن را حفظ كنيد و بيشتر كنيد. اول وقت، نماز را به جماعت، پشت سر پيشنماز هر مسجدي كه در آن هستيد، بخوانيد. در مراسم ديني مسجد و تبليغات آن شركت كنيد. در مراسم دعا و قرآن و مراسم مذهبي شركت كنيد. شما و امام جماعت آن مسجد - هر كس كه هست - مشتركا مسجد را حفظ كنيد. براي مسجد، جاذبه درست كنيد تا بچه ها، جوانان و زن و مرد محله، مجذوب مسجدي شوند كه شما در آن هستيد و بيايند. مسجد، پايگاه بسيار مهمي است.

35- بيانات در ديدار گروهي از زنان، به مناسبت فرخنده ميلاد حضرت زهرا(س) و «روز زن» 25/09/1371



اميرالمؤمنين درباره ي فاطمه ي زهرا سلام الله عليها فرمود: «ما اغضبني و لا خرج من امري.(176)» يك بار اين زن در طول دوران زناشويي، مرا به خشم نياورد و يك بار از دستور من سرپيچي نكرد. فاطمه ي زهرا سلام الله عليها با آن عظمت و جلالت، در محيط خانه، يك همسر و يك زن است؛ آن گونه كه اسلام مي گويد. در محيط علم هم يك دانشمند والاست. آن خطبه اي كه فاطمه ي زهرا سلام الله عليها در مسجد مدينه، بعد از رحلت پيغمبر ايراد كرده است، خطبه اي است كه به گفته ي علامه ي مجلسي، «بزرگان فصحا و بلغا و دانشمندان بايد بنشينند كلمات و عبارات آن را معنا كنند!» اين قدر پرمغز است! از لحاظ زيبايي هنري، مثل زيباترين و بلندترين كلمات نهج البلاغه است. فاطمه ي زهرا سلام الله عليها مي رود در مسجد مدينه، در مقابل مردم مي ايستد و ارتجالا حرف مي زند! شايد يك ساعت، با بهترين و زيباترين عبارات و زبده ترين و گزيده ترين معاني صحبت كرده است.

36- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار اعضاي برگزار كننده «كنگره حج» 16/02/1371



امام رضوان الله عليه توصيه كردند، امر كردند، كه در نمازهاي جماعت شركت كنيد. بنده هم عرض مي كنم: در نمازهاي جماعت در مسجدالحرام، در مسجدالنبي و نيز در مساجد ديگري كه مقتضي است و متعلق به برادران اهل آن مناطق است، شركت كنيد. وحدت را نشان دهيد. يكپارچگي را با عمل خودتان و با نظم و انضباط، بر محور همين دستگاهي كه امروز متصدي است، ندا كنيد.

37- پيام به اجلاس نماز 16/06/1371



نويسندگان و گويندگان ديني درباره ي نماز و مفهوم و فلسفه و هدف و آثار و بركات و احكام آن بگويند و بنويسند. مردم، مساجد را با حضور در نمازهاي جماعت كه بهترين شيوه ي نمازگزاردن است، رونق بخشند. در همه ي بناهاي عمومي و جاي هائي كه همواره به طبع حال، مردمي در آن گرد مي آيند مانند فرودگاهها و ايستگاههاي قطار و بندرها و عزيمتگاههاي خودروهاي همگاني و ادارات دولتي و بوستانهاي شهري و مانند اينها نمازخانه ها يامساجدي بنا كنند و افزون بر اين، مردم، هر زمين پاكيزه و مناسبي را به هنگام در آمدن وقت نماز، مسجد بشمار آورند و در آن به نماز بايستند.

38- پيام به دكتر ولايتي، به مناسبت تخريب يكي از مساجد مسلمانان در هند 15/09/1371



خبر تأسف آور تخريب يكي از مساجد قديمي(162) و مهم در هند، به دست عده اي از جهال متعصب و تحريك شده، وظيفه ي سنگيني را بر دوش همه ي مسلمانان مي گذارد؛ نه تنها از جهت دفاع از يك مسجد در برابر تجاوز كفار و دشمنان - كه تكليفي عمومي است - بلكه از اين جهت نيز كه دشمنان با تحريك مشتي نادان و فريب خورده، خواسته اند با نابود كردن يكي از يادگارهاي دوران حاكميت مسلمين و يكي از نشانه هاي مجد و شكوه اسلام در هند و يكي از مظاهر هنر و مدنيت اسلامي، حقد و بغض تمام نشدني خود را با اسلام و مسلمين ارضا كنند.

سال 1372:

39- بيانات در جمع علما، طلاب و روحانيان، در آستانه ي ماه «محرم» 26/03/1372



در يك مسجد، يك روحاني مي ايستاد براي مردم حرف مي زد و مي ديديد كلاسهاي درس در دانشگاه، تعطيل يا خلوت مي شد و مي رفتند پاي صحبت آن آقا؛ كه چهار كلمه تفسير از او بشنوند يا شرح نهج البلاغه ي او را ياد بگيرند.

40- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه تهران 21 رمضان 1414 (13/12/1372)



اميرالمؤمنين عليه الصلاةوالسلام اين وصيت را فرمود و نمي دانم بعد از چند ساعت از دنيا رفت. اين منبع حكمت و اين انسان بزرگ، كه در و ديوار كوفه و مسجد كوفه از كلمات حكمت آميزش پر بود و يادگارهاي او را آويزه ي گوش كرده بود و در دل داشت، در مثل ديشبي از دست مردم گرفته شد.

41- بيانات در ديدار روحانيان و مبلغان اعزامي به مناسبت فرارسيدن ماه مبارك رمضان 17/11/1372



همان «سلام قولا من رب رحيم(219)» كه مخصوص مؤمنين است. مخصوص اهل بهشت است. مخصوص بندگان خالص خداست. اين، در اختيار ماست كه استفاده كنيم. اين، آن كلمه اي است كه من مي خواهم در باب ماه رمضان عرض كنم. اين، كليد اصلاح همه ي امور است؛ و از اين جا شروع مي شود. كمااين كه اصل انقلاب از اين جا شروع شد: از مسجد و دين و تقوا.

42- پيام به سومين سمينار نماز 16/06/1372



مردم، مساجد را با حضور در نمازهاي جماعت كه بهترين شيوه ي نمازگزاردن است، رونق بخشند. در همه ي بناهاي عمومي و جاهايي كه همواره به طبع حال، مردمي در آن گرد مي آيند مانند فرودگاهها و ايستگاههاي قطار و بندرها و عزيمت گاههاي خودروهاي همگاني و ادارات دولتي و بوستانهاي شهري و مانند اينها نمازخانه يا مساجدي بنا كنند و افزون بر اين، مردم، هر زمين پاكيزه و مناسبي را به هنگام درآمدن وقت نماز، مسجد به شمار آورند و در آن به نماز بايستند. از اين گونه كار براي هر كسي و قشري از مردم، هست كه هر كس بايد كنكاش كند و سهم خود از اين فريضه ي همگاني را بيا بدو بدان دست زند. در چنين وضعي است كه جامعه ي اسلامي ما، توانسته است نماز را اقامه كند و مصداق اين آيه ي كريمه گردد كه: «الذين ان مكناهم اقاموا الصلاة و اتوا الزكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و الله عاقبة الامور صدق الله العلي العظيم».

43- پيام به كنگره ي جهاني هزاره ي شيخ مفيد 28/01/1372



سخن امام باقر (ع) به ابان بن تغلب كه: اجلس في مسجد المدينة و افت الناس

44- پيام به حجاج بيت الله الحرام 28/02/1372



در همين سالها است كه در داخل سرزمينهاي غصب شده ي فلسطين مبارزات مردم، با شعارهاي اسلامي و با مركزيت مساجد، عرصه را بر صهيونيستها تنگ كرده است، و در همين سالها است كه گروههاي مبارز اسلامي در لبنان، حتي در انتخابات پارلماني و نيز در موقعيتهاي مردمي به توفيق چشم گيري دست يافته اند.

سال 1373

45- پيام به مناسبت گردهمايي ساليانه ي نماز در شيراز 10/06/1373



پديده هاي زيبايي چون: اقامه ي نمازهاي جماعت در سطح شهرها، در ميدانها و بوستانها و ورزشگاهها، ساختن تالارهاي بزرگ و مناسب نماز در برخي و ساختن يا آماده كردن نمازخانه در برخي ديگر از جاها، گرد آمدن بيش از پيش مردم و به ويژه جوانان در بسياري از مساجد، بر پا داشتن نماز جماعت در ظهر عاشورا، در ميان مراسم عزاداري، نوشتن كتابهاي بسيار در باب نماز و جز اينها، همه و همه برانگيزاننده هاي آن اميد بزرگ است. نشانه ها و شاخصهايي هست كه هرگاه و هرجا ديده مي شوند مي توان گفت: حق نماز، گزارده شده است. نخست همگاني شدن نماز است. ناسپاسي بزرگي است كه كسي در محيط اسلامي به سر برد و نماز را كه برترين وظيفه ي هر مسلمان است، به جا نياورد. چنين كسي نزد خدا و نزد بندگان خدا روسياه و در حق خود، مقصر است،

نشانه ي ديگر، نيكو به جاي آوردن نماز است، يعني با توجه به معني و مفهوم كلمات نماز و همراه با خشوع و حضور. و اين روح نماز است كه بدون آن، نماز كالبدي است بي جان، و اگر چه ساقط كننده ي اقل تكليف، ولي نه برآورنده ي همه ي هدفها و مقاصد تشريع، اين يك، البته نيازمند آموزش و نيز تمرين است و اگر به كمك الهي، تأمين شود، عمق روحيه ي ديني و بركات فراوان ايمان و عمل را با خود تأمين خواهد كرد. نشانه ي ديگر، آبادي مساجد و افزايش نمازهاي جماعت است، و اين به معناي بروز بركات نماز در سطح همكاري و همدلي اجتماعي است. بي شك اين فريضه نيز با همه ي اتكالش به عامل دروني يعني توجه و ذكر و حضور، همچون ديگر واجبات ديني، ناظر به همه ي عرصه ي زندگي انسان است و نه به بخشي از آن يعني زندگي فردي و شخصي هر كس. و آن جا كه پاي فعاليت و نشاط دستجمعي افراد جامعه به ميان مي آيد، نماز همچون گرم ترين و پرشورترين عبادت دستجمعي، نقش بزرگي را بر عهده مي گيرد. مظهر اين خصوصيت، همين نمازهاي جماعت پنجگانه و نماز جمعه و نمازهاي عيد است.



در سخنرانيهاي ديني در مساجد و غيره بارها و بارها معارف نماز نيز همچون مسائل آن بازگو شود. نشانه ي ديگر آن است كه در همه ي جايها و ساختمانهاي عمومي و دولتي، نماز خانه يي در خور ديده شود و نماز گزاردن در همه جا براي همه، كاري در دسترس به شمار آيد.

سال 1374:

46- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار فرماندهان نواحي، پايگاهها و گردانهاي بسيج سراسر كشور به مناسبت هفته بسيج 08/09/1374



در زمان آن بزرگواران، ايادي دشمنان خارجي در داخل بودند و حتي به صورت مسجد سازي (مسجد ضرار)، قصد ضربه به حكومت اسلامي را داشتند: «و ارصادالمن حارب الله و رسوله(2)». آنها منتظر بودند كه دشمن خارجي بيايد و به او كمك برسانند و حكومت پيامبر را از بين ببرند!

47- سخنان رهبر انقلاب در ديدار با جمعي از نخبگان حوزه علميه قم 13/09/1374



درست است كه الان روحانيت نسبت به آن وقتها، ده برابر يا به اعتباري صد برابر شده است؛ اما درعين حال، هنوز ما گسترش كمي لازم را نداريم. يعني مسجد و دانشگاه و روستا و كارخانه و سربازخانه اي كه روحاني ندارد و كشوري كه مسلمانانش از وجود روحاني بي بهره اند، زياد داريم. بنابراين، همين حجم عظيمي هم كه امروز مشاهده مي كنيد، از لحاظ كمي گسترش لازم را ندارد. اين، نارسايي آشكاري است كه كسي هم نمي تواند منكر آن شود.

48- بيانات در اولين روز ورود به ساري 22/07/1374



من به جوانان توصيه مي كنم نماز جماعت را، حضور در مساجد، اقامه ي مجالس دعا و تضرع و فهميدن مفاهيم اين دعاها را - كه بفهميد با خدا چه مي گوييد و چه صحبت مي كنيد - جدي بگيريد. از يك طرف بازوان فعال و گام استوار در راه سازندگي علمي و عملي؛ از يك طرف دل خاشع و خاضع در مقابل پروردگار و توجه و توسل به خداي متعال و استمداد از اولياي مطهر و معصومش؛ بخصوص حضرت بقيةالله الاعظم ارواحنافداه. اين خواهد توانست همان حيات طيبه اي را كه قرآن وعده كرده است و انقلاب براي آن است، ان شاءالله براي شما مردم به ارمغان آورد.
سال 1375:

49- بيانات در جمع فرماندهان لشكر 27 محمد رسول الله(ص) 20/03/1375



«خلفا» يا به تعبير بهتر «پادشاهان» اين خاندان، اهل شرب خمر و فساد و فحشا و خباثت و ثروت اندوزي و اشرافيگيري و هزار فسق و فجور ديگر مثل بقيه سلاطين عالم - بودند. آنها به مسجد مي رفتند؛ براي مردم نماز مي خواندند و مردم نيز به امامتشان اقتدا مي كردند و آن اقتدا، كمتر از روي ناچاري و بيشتر به خاطر اعتقادات اشتباه و غلط بود؛ زيرا اعتقاد مردم را خراب كرده بودند...



آن گاه ابن زياد به مسجد كوفه رفت و اعلان عمومي كرد كه «همه بايد به مسجد بيايند و نماز عشايشان را به امامت من بخوانند!»...

تاريخ مي نويسد: «مسجد كوفه مملو از جمعيتي شد كه پشت سر ابن زياد به نماز عشا ايستاده بودند.» چرا چنين شد؟ بنده كه نگاه مي كنم، مي بينم خواص طرفدار حق مقصرند و بعضي شان در نهايت بدي عمل كردند. مثل چه كسي؟ مثل «شريح قاضي». شريح قاضي كه جزو بني اميه نبود! كسي بود كه مي فهميد حق با كيست. مي فهميد كه اوضاع از چه قرار است. وقتي «هاني بن عروه» را با سر و روي مجروح به زندان افكندند، سربازان و افراد قبيله ي او اطراف قصر عبيدالله زياد را به كنترل خود درآوردند.

50- پيام به مناسبت گردهمايي سالانه ي نماز در شهر زنجان 31/06/1375



مساجد، به شكل شايسته غبار روبي شود و خدمت به مسجد، كاري مردمي و همگاني شمرده شود...

در ميان جاده هاي بياباني، مسجد به قدر كافي ساخته شود و در شهرهاي سر راه در همه ي بيست و چهار ساعت، مسجد باز و آماده وجود داشته باشد.

در شهرها و شهركهايي كه تازه ساخته مي شود، مسجد جامع، نخستين بنا و مركز حقيقي شهر قرار گرفته و ساخته شود.

51- بيانات در ديدار علما، طلاب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به مناسبت سالروز 19 دي ماه 19/10/1375



يك مطلب لازم كوتاهي را در باب مسأله ي مساجد اشاره كنم - به مسائلي هم كه بعدا به مناسبت ماه رمضان خواهم گفت، ارتباط پيدا مي كند - و آن اين است كه مسجد، نه فقط در زمان ما و نه فقط در كشور عزيز اسلامي ما، بلكه در نقاط مختلف عالم و در طول تاريخ، منشأ آثار بزرگ و نهضتها و حركتهاي اسلامي بزرگي شده است. مثلا قيام مردم كشورهاي شمال آفريقا كه مسلمان هستند - مثل الجزاير و ديگر كشورهايي كه سالها در زير سلطه ي نظامي استعمار فرانسويها بودند - از مساجد شروع شد، كه به پيروزي هم رسيد و كشورها استقلال پيدا كردند. انقلاب در اين كشورها هم، آن روزي رو به شكست رفت و دوباره ملتها استقلال خودشان را از دست دادند كه رابطه ي خود را با مساجد و با دين و ايمان مساجد قطع كردند.

در صدر اسلام هم، در زمان نبي مكرم اسلام صلي الله عليه وآله وسلم و همچنين در زمان حكومت با بركت اميرالمؤمنين عليه الصلاةوالسلام، مسجد مركز همه ي تصميم گيريهاي مهم و كارهاي بزرگ بود. نمي خواهيم از لحاظ وضع زمان، مسجد امروز را به مسجد كوفه ي زمان اميرالمؤمنين تشبيه كنيم؛ زيرا اقتضاهاي هر زمان متفاوت است. به طور كلي مسجد به عنوان يك پايگاه دين، عبوديت و معرفت، مي تواند براي جوامع اسلامي منشأ و سرآغاز حركات بزرگ و بركات ماندگار باشد...



يكي از علل پيروزي اين انقلاب مبارك در ايران اسلامي - و يا لااقل سهولت اين پيروزي - اين بود كه مردم به مساجد اقبال پيدا كردند؛ جوانان مساجد را پر كردند و علماي اعلام، مساجد را به عنوان مركزي براي تعليم، تربيت، روشنگري افكار و اذهان، مورد استفاده قرار دادند و مسجد، مركزي براي حركت، آگاهي، نهضت و افشاي اسرار زمامداران فاسد و خودفروخته ي رژيم طاغوت شد. در دوره ي مشروطيت هم همين طور بوده است؛ در دوره ي ملي شدن صنعت نفت هم تا حدودي همين طور بود؛ در زمان انقلاب هم كه اين مسأله، به حداعلي رسيد.

لت ايران بايد مساجد را مغتنم بشمارد و پايگاه معرفت و روشن بيني و روشنگري و استقامت ملي به حساب آورند. اگر كسي خيال كند كه در مسجد، فقط چند ركعت نماز مي خوانند و بيرون مي آيند و اين چه تأثيري دارد، خطاست. اين طور نيست. اولا اگر همان چند ركعت نماز هم با چشم بصيرت نگاه شود، خود نماز كه به زبان مشرع مقدس نماز و اذان، خيرالعمل و فلاح است، مايه ي بركات زيادي مي شود. نماز يك ملت را به قيام لله وادار مي كند. نماز انسانها را از فساد دور و به خلوص و فداكاري نزديك مي كند...

علاوه بر آن، مسجد فقط براي نماز نيست؛ در مسجد انواع عبادات هست. از جمله ي آن عبادات، تفكر است كه «تفكر ساعة خير من عبادة سنة»(246)، يا در بعضي از روايات است كه «من عبادة اربعين سنة»، يا «سبعين سنة» - البته فكر كردن درست - افراد مسجد برو، اين فكر را به وسيله ي شنيدن سخنان عالم دين و فقيه به دست مي آورند...

بنابراين مسجد، هم مدرسه است، هم دانشگاه، هم مركز تفكر و تأمل، هم مركز تصفيه ي روح، هم مركز خلوص و مركز اتصال بنده به خداست. ارتباط زمين و آسمان است. جايي است كه انسان خود را به منبع لايزال فيض و قدرت وصل مي كند. انسان در مسجد، خود را به خدا متصل مي كند

بنابراين بايد قدر مساجد را دانست. بايد در مساجد حضور پيدا كرد. بحمدالله به بركت انقلاب در اين سالهاي اخير، اين معنا زياد شده و كيفيت پيدا كرده است. همه شنيديد كه امسال در ايام اعتكاف در ماه مبارك رجب، در بسياري از مساجد سراسر كشور، جوانان ما، زنان و مردان از قشرها و سنين مختلف، رفتند و در مسجد ماندند؛ سه روز روزه گرفتند و با خدا مأنوس شدند. بعد از آن هم با گريه و اشك و آه، مسجد را وداع گفتند و بيرون آمدند، تا براي سال آينده آماده شوند.

52- پيام به مناسبت آغاز سال جديد 01/01/1375



ما در سال گذشته، خبرهاي موثقي داشتيم كه مجالس و اجتماعات ديني و عبادي و مساجد و نمازهاي جماعت، از حضور جوانان سرشار و مشحون است. حتي مثلا اعتكاف كه يك مستحب بسيار مهمي است و مخصوص كساني بوده است كه در گذشته، به امور مستحبه توجه زيادي مي كردند. در سال گذشته ديديم كه جوانان - حتي جوانان دانشجو - اعتكاف مي كنند و تعداد اعتكاف كنندگان زياد بودند. بنابراين، جوانان ما به معنويات توجه كردند.

سال 1376:

53- بيانات در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خميني(ره) مشهد مقدس رضوي 01/01/1376



من در دو، سه سال قبل از اين، راجع به قمه زدن مطلبي را گفتم و مردم عزيز ما، آن مطلب را با همه ي وجود پذيرفتند و عمل كردند. اخيرا مطلبي را كسي به من گفت كه خيلي برايم جالب و عجيب بود. براي شما هم آن مطلب را نقل مي كنم. كسي كه با مسائل كشور شوروي سابق و اين بخشي كه شيعه نشين است - جمهوري آذربايجان - آشنا بود، مي گفت: آن زمان كه كمونيستها بر منطقه ي آذربايجان شوروي سابق مسلط شدند، همه ي آثار اسلامي را از آن جا محو كردند. مثلا مساجد را به انبار تبديل كردند، سالنهاي ديني و حسينيه ها را به چيزهاي ديگري تبديل كردند و هيچ نشانه اي از اسلام و دين و تشيع باقي نگذاشتند. فقط يك چيز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤساي كمونيستي به زيردستان خودشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار كنند، قرآن بخوانند، عزاداري كنند، هيچ كار ديني نبايد بكنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، براي آنها يك وسيله ي تبليغ بر ضد دين و بر ضد تشيع بود.



54- پيام به اجلاس نماز 07/07/1376



ائمه ي محترم جماعات، مساجد را از هميشه فعال تر كنند و آموزش ترجمه و مفهوم و روح نماز را به شكل نوين و جذاب، در برنامه هاي خود بگنجانند.

سال 1377:

55- بيانات در ديدار كارگران و معلمان در آستانه ي روز كارگر و روز معلم 09/02/1377



و قشرهاي مختلف مردم، چگونه مظاهر مذهب را، دين را و تعبد را بزرگ مي شمارند! اينها را دشمن هم ديد. دشمن هم اعتكاف دانشجويان در مسجد دانشگاه را ديد؛ مساجد پر از معتكفان را كه اكثر آنها جوانان بودند، ديد. دشمن از اينها مي لرزد. همه ي اينها ابعاد مختلف عظمت اين انقلاب، عظمت آن پيام و عظمت آن امام است.

56- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 18/02/1377



حب اهل بيت در همه ي عالم اسلام، عمومي است؛ الان هم همين طور است. الان هم هر جاي دنياي اسلام برويد، اهل بيت را دوست مي دارند. آن مسجدي كه منتسب به امام حسين عليه السلام است و مسجد ديگري كه در قاهره منتسب به حضرت زينب است، ولوله ي زوار و جمعيت است. مردم مي روند قبر را زيارت مي كنند، مي بوسند و توسل مي جويند.

57- بيانات در جلسه ي پرسش و پاسخ دانشگاه تهران 22/02/1377



در اين نوزده سال، مشكلات اول انقلاب و وقايع همين دانشگاه و حضور گروهكهاي مسلح و دوره ي جنگ را داشته ايم. من از اين مسجد - مسجد دانشگاه تهران - خاطره هاي زيادي هم از پيش از انقلاب و هم از دوره هاي مختلف انقلاب دارم كه بد نيست يكي از آنها را براي شما نقل كنم: سال پنجاه و هشت من در يكي از روزهاي هفته - فكر مي كنم يكشنبه يا دوشنبه - به همين مسجد مي آمدم و نماز ظهر مي خواندم. دانشجويان جمع مي شدند، به سؤالات پاسخ مي دادم و برايشان سخنراني مي كردم.

58- بيانات در جمع دانشجويان دانشگاه تهران 22/02/1377



بهترين كاشيكاريها و بهترين معماريها، متعلق به دوران صفويه است. شما در طول تاريخ، مثل مسجد شيخ لطف الله - در يك مقوله - مثل ميدان نقش جهان اصفهان - در يك مقوله - مثل آن ساختمانها - در مقولات ديگر - نمي توانيد پيدا كنيد؛ مگر خيلي كم. اينها متعلق به دوران صفويه است.

59- پيام به اجلاس نماز 18/06/1377



علماي ديني و فضلايي كه در بخشهاي گوناگون دولتي به خدماتي اشتغال دارند، شايسته است كه به عمران معنوي مساجدي كه در آنها نماز جماعت اقامه نمي شود، بپردازند، امامت در مسجد را نيز وظيفه يي بزرگ بشمرند.

60- بيانات در ديدار روحانيون و مبلغان در آستانه ي ماه مبارك رمضان 23/09/1377



بحمدالله با اين سنت حسنه اي كه يكي، دو، سه سال است در كشور به راه افتاده است - سنت احياي مساجد، عطر افشاني و تنظيف مساجد به عنوان آماده سازي براي ماه رمضان - از پيش از شروع ماه رمضان، حضور اين ماه مبارك احساس مي شود. هرچه مي توانيد - بخصوص شما جوانان - اين حضور را اول در دلهاي پاك و نوراني خودتان تقويت كنيد؛ بعد هم تلألؤي اين نورانيتي كه در شماست، مخاطبان و محيط اطراف شما را حتما تحت تأثير قرار خواهد داد.

61- خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 28/10/1377 1



بحمدالله ماه رمضان امسال هم، ماه عبادت بود؛ ماه توسل و تضرع بود؛ مساجد آباد بود؛ جوانان به مراسم ديني و عبادي و تلاوت قرآن و آنچه كه براي يك جوان مايه ي نورانيت قلبي و روحي است، اقبال داشتند. اينها توفيق خداست و به فضل الهي بركات خود را خواهد بخشيد.

62- بيانات مقام معظم رهبري در ديدار شركت كنندگان در همايش آسيب شناسي انقلاب 15/12/1377



انقلاب الجزاير، انقلاب اسلامي، انقلاب مساجد و انقلاب علماي دين بود؛ انقلاب، از مساجد، از مدارس ديني و از حوزه هاي علميه شروع شد - مثل انقلاب خود ما - ليكن حتي يك روز، حكومت ديني در الجزاير به وجود نيامد! از همان اول، فرانسويها توانستند هم فرهنگ و آداب خودشان، هم بي اعتقادي به دين را در الجزاير - كه تحت نفوذشان بود و داشت از استعمارشان خلاص مي شد - نفوذ بدهند!

63- بيانات در دومين روز از دهه ي مباركه ي فجر (روز انقلاب اسلامي و جوانان) 13/11/1377



همه تعجب مي كردند كه امام چطور از گوشه ي مسجدي در قم، اين طور به مردم متكي و معتقد و خاطرجمع از مردمند. چند ماه بيشتر نگذشت؛ در سال چهل ودو كه امام آن سخنراني را در مدرسه ي فيضيه كردند، دو روز بعدش در تهران حادثه ي پانزده خرداد اتفاق افتاد و با آن وضع خونين، مردم در مقابل تانكها و مسلسلها و تفنگها ايستادند.

سال 1378:

64- بيانات در ديدار علما و روحانيون و مبلغان در آستانه ي ماه محرم الحرام 23/01/1378



شما اين رسانه ي تبليغي خودتان را مغتنم بشماريد. البته همه ي آنها هم وظيفه دارند خودشان را اصلاح كنند؛ ليكن شما اين منبر تبليغ و اين پايگاه عظيم تبليغ مسجد و حسينيه و زير خيمه ي امام حسين عليه السلام را قدر بدانيد. اين چيز بسيار نافذ و مؤثر و مباركي است.

65- بيانات در ديدار از دانشگاه صنعتي شريف 01/09/1378



من يادم نمي رود كه در يكي از سخت ترين آن روزهايش، اتفاقا خودم در دانشگاه بودم و يك برنامه ي هفتگي داشتم. در مسجد دانشگاه تهران، آن روز طبق معمول، روز برنامه بود. آمدم، ديدم دانشگاه خلوت خلوت است. به مسجد آمدم؛ شايد بيست نفر، سي نفري در مسجد بيشتر نبودند. وقتي وارد مسجد شدم، چند نفر آمدند و گفتند: آقا! زود از اين جا برويد! گفتم مگر چه شده؟! معلوم شد كه بله، دانشگاه را قرق كرده اند و از زدن و كشتن و اين چيزها هم اصلا ابايي ندارند!

66- خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 26/09/1378



يك روحاني جرأت نداشت در گوشه ي فلان مسجد عليه امريكا يك كلمه حرف بزند؛ اگر حرف مي زد، او را به زندان مي بردند؛ البته روحانيون جرأت مي كردند، مي گفتند و دنبالش را هم مي كشيدند؛ اما اختناق تا اين حد بود - آن روز، همين روحانيت، همين دين، همين ملت مسلمان، همين جوانان مؤمن، توانستند آن بلاي تاريخي را بر سر شما امريكاييها درآورند و اين كشور با اين عظمت را از چنگ شما بيرون بشكند!

67- بيانات در ديدار علما و روحانيون و مبلغان در آستانه ي ماه محرم الحرام 23/01/1378



بيشتر شما جوانان، آن روزها را درك نكرده ايد. آن روزها هم مبلغان ديني - همين طلبه هاي بي نام و نشان و بي ادعا و بي توقع - رفتند اطراف عالم اسلام را، اطراف كشور را، روستاها را، شهرها را، مسجدها را، محلات را، داخل خانه ها را روشن كردند.



سال 1379:

68- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 23/02/1379



گاهي بعضي افراد به مسجد مي آمدند، پاهاي خودشان را دراز مي كردند و به پيامبر مي گفتند ناخنهاي ما را بگير! - چون ناخن گرفتن وارد شده بود - پيامبر هم با بردباري تمام، اين جسارت و بي ادبي را تحمل مي كرد.

69- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 25/09/1379



به خاطر ترك امر به معروف و نهي از منكر، به مرور به جايي رسيد كه حجاج بن يوسف ثقفي آمد و در همان مسجد ايستاد و خطبه خواند و به خيال خود مردم را موعظه كرد! حجاج چه كسي بود؟ حجاج كسي بود كه خون يك انسان در نظر او، با خون يك گنجشك هيچ تفاوتي نداشت!

70- حكم انتصاب حجةالاسلام والمسلمين آقاي حاج شيخ ابوالقاسم وافي به توليت مسجد مقدس جمكران 18/11/1379



جناب عالي را به سمت توليت مسجد مقدس جمكران و رقبات مربوط به آن منصوب مي كنم و اميدوارم اين شرف و منزلت والا، توفيق خدمتگزاري به آن مكان مقدس را به جناب عالي ارزاني دارد..

لازم است با دقت و جديت و با همكاري هيأت امناي محترم به حراست از آن مسجد و متعلقات و عائدات آن اقدام كرده و تلاش مداوم در بهسازي اين مكان متبرك و ارائه هر چه بهتر خدمات براي زائران و نشر معارف اهل بيت (عليهم السلام) كه موجب جلب رضايت حضرت بقيةالله ارواح العالمين له الفداء مي گردد، مبذول فرماييد.

سال 1380:

71- بيانات در ديدار جوانان و فرهنگيان در مصلاي رشت 12/02/1380



وقتي روزهاي اعتكاف ماه رجب فرا رسيد، مسجد دانشگاه تهران جزو شلوغترين مراكز اعتكاف شود؟ چه كسي به جوانان گفت برويد اعتكاف كنيد؛ سه روز روزه بگيريد و از مسجد بيرون نرويد و وقتتان را در آن جا به عبادت و ذكر و دعا و تضرع و توسل بگذرانيد؟ چه كسي به جوانان بخشنامه كرده بود؟ من خبر دارم كه در رشت هم مساجد و مجامعي وجود دارد كه قبله ي اميد جوانان است؛ به آن جا مي روند و استفاده ي معنوي مي برند.

72- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 28/02/1380



جلو خانه ي ابي ايوب انصاري، زمين افتاده اي بود. فرمود اين زمين مال كيست؟ گفتند متعلق به دو بچه ي يتيم است. پول از كيسه ي خود داد و آن زمين را خريد. بعد فرمود در اين زمين مسجد مي سازيم؛ يعني يك مركز سياسي، عبادي، اجتماعي و حكومتي؛ يعني مركز تجمع مردم. جايي به عنوان مركزيت لازم بود؛ لذا شروع به ساختن مسجد كردند. زمين مسجد را از كسي نخواست و طلب بخشيدگي نكرد؛ آن را با پول خود خريد. با اين كه آن دو بچه، پدر و مدافع نداشتند؛ اما پيغمبر مثل پدر و مدافع آنها، حقشان را تمام و كمال رعايت كرد. وقتي بنا شد مسجد بسازند، خود پيغمبر جزو اولين كسان يا اولين كسي بود كه آمد بيل را به دست گرفت و شروع به كندن پي مسجد كرد؛ نه به عنوان يك كار تشريفاتي، بلكه واقعا شروع به كار كرد و عرق ريخت. طوري كار كرد كه بعضي از كساني كه كناري نشسته بودند، گفتند ما بنشينيم و پيغمبر اين طور كار كند!؟ پس ما هم مي رويم كار مي كنيم؛ لذا آمدند و مسجد را در مدت كوتاهي ساختند. پيغمبر - اين رهبر والا و مقتدر - نشان داد كه هيچ حق اختصاصي براي خودش قائل نيست. اگر بناست كاري انجام گيرد، او بايد در آن سهمي داشته باشد.

وقتي مي خواستند براي مسجد، مؤذن انتخاب كنند، خوش صداها و خوش قيافه ها زياد بودند، معاريف و شخصيتهاي برجسته متعدد بودند؛ اما از ميان همه ي اينها بلال حبشي را انتخاب كرد. نه زيبايي، نه صوت و نه شرف خانوادگي و پدر و مادري مطرح بود؛ فقط اسلام و ايمان، مجاهدت در راه خدا و نشان دادن فداكاري در اين راه ملاك بود. ببينيد چطور ارزشها را در عمل مشخص كرد. بيش از آنچه كه حرف او بخواهد در دلها اثر بگذارد، عمل و سيره و ممشاي او در دلها اثر گذاشت.

وقتي كه جمعي از اين منافقين كارهاي سازمان يافته كردند، پيغمبر به سراغشان رفت. در قضيه ي مسجد ضرار، اينها رفتند مركزي درست كردند؛ با خارج از نظام اسلامي - يعني با كسي كه در منطقه ي روم بود؛ مثل ابوعامر راهب - ارتباط برقرار كردند و مقدمه سازي كردند تا از روم عليه پيغمبر لشكر بكشند. در اين جا پيغمبر به سراغ آنها رفت و مسجدي را كه ساخته بودند، ويران كرد و سوزاند. فرمود اين مسجد، مسجد نيست؛ اين جا محل توطئه عليه مسجد و عليه نام خدا و عليه مردم است.

روزهاي سختي براي مدينه بود؛ به ويژه با آن خصوصياتي كه اندكي قبل از رحلت پيغمبر پيش آمد. پيغمبر به مسجد آمد و روي منبر نشست و فرمود: هر كس به گردن من حقي دارد، آن حق را از من بگيرد. مردم شروع به گريه كردند و گفتند يا رسول الله! ما به گردن تو حق داشته باشيم؟! فرمود رسوايي پيش خدا سخت تر از رسوايي پيش شماست؛ اگر به گردن من حقي داريد، اگر از من طلبي داريد، بياييد و بگيريد تا به روز قيامت نيفتد.

73- پيام به اجلاس سراسري نماز 15/06/1380



نمايش نماز جماعت مهجوري با جمع معدودي آنهم از فرسودگان بي نشاط، ترويج نماز جماعت نيست، همچنانكه پخش صداي اذان از رسانه هاي صوت و تصوير، كافي نيست. جوانهاي ما هزاران صف جماعت پر شور و حال در سراسر كشور تشكيل مي دهند، مردم زيادي از آنان كه فيلمهاي سينمايي در گزارش واقعيتهاي زندگي آنان ساخته مي شود، اهل نماز و نياز و تهجدند، حنجره هاي بسياري از روي ايمان و تعبد در هنگام اذان، صدا به اين سرود معنوي بلند مي كنند، گروههاي انبوهي در هنگام نماز از كار روزانه دست كشيده به مسجد رو مي آورند، اينها مي تواند در ساختهاي هنري، چهره ي زيبا و ترغيب كننده ي اين فريضه ي نجات بخش را به همه نشان دهد.

74- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي 21 رمضان 16/09/1380



قبل از اذان صبح وارد مسجد شد و مردم را كه در گوشه و كنار مسجد متفرقا خوابيده بودند، بيدار كرد؛ اذان گفت و وارد محراب عبادت شد. در وسط نماز، ناگهان فرياد منادي بلند شد: «تهدمت والله اركان الهدي»؛ پايه هاي هدايت ويران شد.

سال 1381:

75- پيام به اجلاس سراسري نماز 16/06/1381



گروههاي انبوهي در هنگام نماز از كار روزانه دست كشيده به مسجد رو مي آورند، اينها مي تواند در ساختهاي هنري، چهره ي زيبا و ترغيب كننده ي اين فريضه ي نجات بخش را به همه نشان دهد. در دانشگاهها و ديگر مراكز انساني انبوه، مسجد مي تواند جايگاه امن و صفا باشد، و امام جماعت، غمگساري و راهنمائي و همدلي را در كنار اقامه ي نماز، در آن مهبط رحمت و هدايت الهي به نمازگزاران هديه كند...

مجامع دانشجوئي و دانش آموزي در آن صورت، جذابترين مركز تجمع خود را مسجد دانشگاه و مدرسه خواهند يافت و پايگاه تقوا، پايگاه فعاليت جوانان خواهد شد.

سال 1382:

76- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 23/08/1382



آن قدر اين حادثه بزرگ بود كه بعد از آن كه اميرالمؤمنين عليه السلام نزديك طلوع فجر با ضربت «ابن ملجم» در مسجد مجروح گرديد و خون مبارك آن حضرت روي صورت و محاسنش جاري شد، صداي منادي اي را شنيدند كه فرياد مي زد: «تهدمت والله اركان الهدي»؛ يعني پايه هاي بناي هدايت فروريخت. اميرالمؤمنين پايه ي هدايت بود.

77- يانات در مراسم مشترك تحليف دانشجويان دانشگاههاي افسري ارتش جمهوري اسلامي در دانشگاه امام علي(ع) 04/10/1382



الگوي ما «مالك اشتر» است؛ برترين سردار بلندپايه ي جنگهاي پرماجراي اميرالمؤمنين؛ شجاعترين مرد عرب. جواني در كوچه هاي مدينه او را نشناخت؛ به او اهانت كرد، حتي آب دهان به طرف او انداخت! اين سردار بلندمرتبه و امير والامقام نه تنها به او اخم نكرد، بلكه به مسجد رفت، براي او نماز خواند و استغفار كرد كه خدا از جهالت اين جوان بگذرد! بعد از آن كه مالك اشتر را به آن جوان معرفي كردند، آمد كه از او عذرخواهي كند. گفت عذرخواهي لازم نيست، من آمدم تا براي تو پيش خداي متعال استغفار كنم. آن صلابت، آن شجاعت، آن عظمت در ميدان نبرد همراه است با عظمت در ميدان معنويت؛ عظمت روح.

78- پيام به مردم رنج كشيده ي عراق 24/01/1382



لازم است با دخالت افراد دلسوز و متدين و همكاري و همفكري علماء و روحانيون و ساير نخبگان و با محوريت مساجد جلوي هرگونه هرج و مرج و قتل و تجاوز و غارت اموال عمومي و خصوصي گرفته شود و فضاي امن و محيط آرام براي كليه شهروندان بوجود آيد تا ملت عراق بتواند در سايه ي وحدت و يكپارچگي، توانائي و آگاهي خود را به نمايش بگذارد و تمدن اصيل اسلامي و فرهنگ ملي و جايگاه والاي

سال 1383:

79- بيانات در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما 11/09/1383



مولوي مي گويد: دختر يك مرد مسيحي بشدت عاشق اسلام و دلباخته ي معارف اسلامي شد و اسلام آورد. اين مرد مسيحي خيلي ناراحت بود. در آن شهر، يك عده مسيحي بودند و يك عده مسلمان. آن شهر، هم مسجد داشت و هم كليسا. يك روز اين مسيحي پيش مؤذن آمد و بعد از اين كه خيلي به او احترام گذاشت، پول و هديه هم به او داد و گفت از شما خيلي متشكرم. مؤذن تعجب كرد كه او از چه تشكر مي كند. مرد مسيحي گفت تو من را نجات دادي؛ چون دختر من عاشق و علاقه مند به اسلام شده بود؛ اما يك روز وقتي صداي اذان تو را شنيد، از اسلام زده شد و گفت اسلام اين مؤذن را نمي خواهم!..

يك منبري كه فرضا براي صد نفر در يك مسجد به منبر مي رود، از روي متن كه نمي خواند؛ متكي به ذهن خودش است. يك وقت مطلبي به زبان انسان مي آيد؛ يك وقت هم حرف يا حديثي كه بايد به ياد انسان بيايد، نمي آيد و انسان چيز ديگري به جايش مي گويد كه در جمع آن صد نفر خيلي مشكل ايجاد نمي كند؛ اما چه لزومي دارد كه ما اين مطلب را در بين چند ميليون جمعيت منتشر كنيم؟

80- بيانات در ديدار مسؤولان عقيدتي، سياسي نيروي انتظامي 23/10/1383



منش روحاني نبايد فرماندهي باشد؛ هرچند تشريفات فرماندهي اصلا مردمي محض است. شما فرض كنيد در فلان محله ي تهران يا هر شهر ديگري پيشنماز يك مسجد هستيد. پيشنماز يك مسجد چگونه رفتار مي كند؟ با امر و نهي و پسرو و پيشرو رفتار مي كند؟ اگر بكند، مردم به نمازش نمي آيند. هميشه گرم ترين نماز جماعت ها متعلق به پيشنمازهاي مردمي است: با مردم گرم مي گيرند؛ با مردم خوش اخلاقي مي كنند؛ بي حوصلگي نشان نمي دهند؛ بدخلقي نشان نمي دهند، جواب مسأله شان را مي دهند؛ يك وقت اگر كسي بيماري و مشكلي داشته باشد، اگر با پول نتوانند، با اخلاق آن مشكل را تسكين مي دهند.

گفت:



به عنوان آخوندي، دست ما گشاده نيست؛ اما ابرويمان كه مي تواند گشاده باشد. بنده خودم سالها پيشنمازي كرده ام؛ مي دانم انسان چگونه بايد با مردم رفتار كند. وقتي نماز تمام مي شد، برمي گشتم رو به مردم مي نشستم. تسبيحات حضرت زهرا را هم كه مي گفتم، افراد مي آمدند و مي ديدند راه باز است. جوان مي آمد، مزلف مي آمد، بازاري مي آمد، ريش دار مي آمد، بي ريش مي آمد. آن زمان، پوشيدن پوستين هاي وارونه در ميان جوانهاي بيتل مد شده بود. يك روز رفتم نماز، ديدم يكي از همين جوانهاي آلامد كه موهايش را روغن زده، آمده و صف اول كنار متدينين و بازاري هاي خوب و افراد محاسن سفيد نشسته. احساس كردم اين جوان با من حرفي دارد. نشستم و به او پاسخ نگاه دادم؛ يعني اجازه دادم بيايد حرفش را بزند. جلو آمد و گفت آقا! من صف اول بنشينم، اشكال دارد؟ گفتم نه، چه اشكالي دارد؟ شما هم مثل بقيه. گفت: اين آقايان مي گويند اشكال دارد. گفتم: اين آقايان بيخود مي گويند! اين جوان، ديگر از اين مسجد پا نمي كشد. اين جوان، ديگر از اين پيشنماز دل نمي كند. همين طور هم بود؛ از ما دل نمي كندند. بنده وقتي مسجد مي رفتم، در ميان صد نفر، اقلا نود نفرش جوانها بودند. بنده هيچ چيز خاصي نداشتم؛ نه يك مايه ي آن چناني معنوي، نه يك مايه ي دنيوي؛ اما با مردم بودم.

81- پيام تسليت به مناسبت جان باختن دهها نفر از هموطنان در حادثه آتش سوزي مسجد ارك تهران 27/11/1383



حادثه ي جانگداز آتش سوزي در مسجد ارك تهران كه به كشته شدن دلخراش و فجيع ده ها نفر از بندگان مؤمن و صالح و مصدوم شدن تعداد بيشتري از آنان منجر شد موجب تألم شديد اين جانب گرديد.

آن ملت قدرتمند و شجاع را بازيابد و موجبات رضاي خداوند سبحان فراهم گردد

سال 1384

82- بيانات در ديدار علما و روحانيون كرمان 11/02/1384



با روحانيت كرمان آشنا بوده ام؛ بارها به كرمان آمدم و در همين مسجد جامع منبر رفتم. كرمان علماي محترم و روحانيون و وعاظ خوبي داشت كه مردم را هدايت مي كردند؛ جوان ها از اينها راضي بودند؛ در ميدان مبارزه وارد بودند و شخصيت هاي نظيف و نزيهي به حساب مي آمدند.

البته من اعتقاد دارم كه تبليغ سنتي ما - كه مسجد و منبر و سخنراني روبه روست - بديل ندارد؛ اين را بايد حفظ كنيم. اين كه شما بنشينيد بايك نفر روبه رو صحبت كنيد؛ نگاه شما به او بيفتد، نگاه او به شما بيفتد و نفس گرم شما به او برسد، اين چيز خيلي خوبي است؛ اين را بايد حفظ كنيم؛ ليكن اين كافي نيست.

شما ملاحظه كرديد كه آقاي جعفري در گزارش خود گفتند از دو هزار و پانصد مسجد استان، پانصد مسجد چون امام جماعت دارد، پس فعال است؛ يعني دو هزار مسجد امام جماعت ندارد. اگر اين آمار را درست شنيده باشم، آمار خوبي نيست. بسياري از جاها مسجد ندارد. يقينا روستاها و نقاط دورافتاده يي وجود دارد كه مردم مؤمن و جوان هاي بااستعدادي در آن جا زندگي مي كنند، اما مسجد و روحاني و ملجأ ندارند؛ بايد براي آنها كار و تلاش كرد.

83- بيانات در اجتماع بزرگ مردم جيرفت 17/02/1384



در گرماي تابستان، اين مسجد جامع جيرفت زنان و مردان و جوانان بسياري را به سمت خود جذب مي كرد تا بتوانند حقايقي را از زبان طلبه هاي تبعيدي بشنوند. من خودم آن شبها در مسجد جامع جيرفت چندين سخنراني كردم.

84- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 29/07/1384



اين كساني كه مسجد شيعه را منفجر مي كنند - اين روزها صدام دارد محاكمه مي شود براي كشتن صدوپنجاه، شصت نفر شيعه در يك روستايي - چه فرقي دارند با صدام؛ اينها هم بمب گذاري مي كنند و صد نفر، صدوپنجاه نفر از مردم شيعه را در حله، در بغداد و در بخش هاي مختلف از بين مي برند؛ اينها هم مثل صدام هستند.

85- بيانات در مراسم شانزدهمين سالگرد ارتحال امام خميني (ره) 14/03/1384



كشتارهايي كه اتفاق مي افتد و انفجارهايي كه در مساجد، حسينيه ها، نمازهاي جماعت و نمازهاي جمعه به وجود مي آيد، يقينا دست خبيث صهيونيسم و استكبار در آنها وجود دارد؛

86- بيانات در ديدار كارگزاران نظام 08/08/1384



اگر مي بينيد در ماه رمضان دستهاي جوانان ما در مساجد به سوي آسمان بلند مي شود و صداي «العفو» آنها فضاي جامعه را پر مي كند، بدانيد كه نظر لطف خدا روي اين ملت است؛ جذب الهي است؛ كششي است كه خداي متعال ايجاد كرده است؛ چون مي خواهد رحمت خود را بفرستد. «اللهم اني اسئلك موجبات رحمتك»؛

87- پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي به مناسبت هتك حرمت حرم مطهر حضرات عسكريين عليهماالسلام 03/12/1384



از هرگونه عملي كه به تعارض و دشمني برادران مسلمان مي انجامد جدا پرهيز كنند. يقينا دستهايي در كار است كه شيعيان را به تعرض به مساجد و مكانهاي مورد احترام اهل سنت وادار كند. هرگونه اقدامي در اين جهت كمك به مقاصد دشمنان اسلام و دشمنان ملتهاي مسلمان و شرعا حرام است.

88- بيانات در خطبه هاي نماز جمعه ي تهران 28/05/1384



از ناامني هايي كه در عراق اتفاق مي افتد - كشتارهايي كه روزانه در مسجدها، در حسينيه ها، در خيابان ها و اجتماعات رخ مي دهد - و مردم بيچاره ي عراق را قرباني مي كند، ما بشدت آزرده هستيم.

سال 1385:

89- پيام رهبر معظم انقلاب اسلامي در محكوميت جنايات رژيم صهيونيستي در لبنان 11/05/1385



براي دشمن صهيونيستي دين و آئين و مسجد و كليسا و شيعه و سني فرق نمي كند , رژيمي است نژادپرست و متجاوز و سفاك , اگر مانعي در راه خود نبيند , از هيچ جنايتي به هر گروه و هر ملت روگردان نيست.



90- ديدار با روحانيون 17/08/1385



قدر مساجد را بدانيم؛ قدر جلسات مذهبي را بدانيم. و مسجد مورد بي اعتنايي قرار نگيرد. من با روحانيوني كه در يك اداره اي مشغول كار مي شوند، در حالي كه پيشنماز فلان مسجد هم هستند، مخالفم؛ چون يك روز در هفته، دو روز در هفته، سه روز در هفته براي اقامه ي نماز جماعت به مسجد نمي روند. مي گوييم چرا؟ مي گويد گرفتار شدم؛ سرم شلوغ بود. يا مي رود نماز، ولي دير مي رود؛ مردم در صف جماعت منتظر نشسته اند؛ حالا آقا بعد از مدتي دوان دوان مي آيد؛ گاهي يك كيف سامسونت هم دستش است! من با اين روش موافق نيستم. پيشنماز مسجد، بايد مسجد را خانه ي خود، جايگاه خود و اداره ي خود بداند؛ وقتي وارد مسجد شد، «كالسمك في الماء» بايد باشد؛ احساس كند كه اينجا جاي اوست و عجله اي براي بيرون رفتن از مسجد نداشته باشد؛ اين درست است. جلسات مذهبي هم همين طور است. البته در درجه ي اول مسجد، بعد هم در درجه ي بعد، جلسات مذهبي و عرفيات فراواني كه ما در اين زمينه بحمدالله داريم. اين اولين وظيفه ي ماست و اين را بايد قدر بدانيم.

91- ديدار با مردم گرمسار 21/08/1385



معدودي در قم ديده بوديم كه اعتكاف مي كردند؛ آن هم غالبا طلبه ها. در غير آن معمول نبود. امروز در ايام اعتكاف، دانشگاهها و مساجد و سرتاسر كشور و مساجد جامع، مملو از معتكفين است؛ علاوه ي بر آن، در دهه ي آخر ماه رمضان، جمعيت عظيمي مشغول اعتكاف بودند. چه كساني؟ پيرمردها؟ پيرزن ها؟ نه، همين جوانها، جوانترينها. اين ديگر در دنيا نظير ندارد. اين نسل جوان امروز ماست. امروز گرايش به دين و ارزشهاي انقلابي، وجه غالب جامعه است.

سال 1386

91- خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 21/07/1386



در اين كشور بزرگ، در اين همه شهر، در اين همه روستا، در دهها هزار مسجد و حسينيه و مراكز گوناگون، اين مردم، اين جوانها، دختران و پسران در شبهاي قدر و در ايام و ليالي ديگر اين ماه جمع شدند، دست توسل دراز كردند، از خداي متعال خواستند، با خدا سخن گفتند و راز و نياز كردند؛ اين خيلي ارزش بالائي است.

سال 1387:

92- خطبه هاي نماز جمعه تهران در روز هجدهم رمضان 1429 30/06/1387



و اين شكوه ها و اين مناجاتها و اين سوز و گدازها در مثل امشبي - كه شب نوزدهم ماه رمضان است - با ضربت خوردن اميرالمؤمنين به پايان رسيد. اين مسجد كوفه كه در و ديوار مسجد كوفه و مردمي كه در آنجا جمع ميشدند، بارها از اميرالمؤمنين اين مناجاتها و اين دعاها و اين راز و نيازها را با خداي متعال شنيده بودند، اشكهاي آن بزرگوار را ديده بودند، آن عبادت مخلصانه و آن بيانات عارفانه و گاهي شكوه هاي آن بزرگوار و رنجهاي او را ديده بودند و شنيده بودند، ناگهان در شب نوزدهم ماه رمضان، در مسجد كوفه ديدند صداي آن بزرگوار بلند شد كه: «فزت و رب الكعبه». دست جنايت در تاريكي شب اميرالمؤمنين را هدف قرار داد. كسي روز، جرأت نميكرد در مقابل علي ظاهر شود، بخواهد با او نبرد كند. كي بود كه بتواند به اميرالمؤمنين در روز روشن سوء قصد كند؛ در شب، آن هم در حال نماز، اميرالمؤمنين در محراب عبادت. مردم صداي هاتف را شنيدند كه خبر از حادثه ي عظيم درباره ي اميرالمؤمنين ميداد؛ رفتند طرف مسجد، با پيكر خون آلود اميرالمؤمنين مواجه شدند. صلي الله عليك يا اميرالمؤمنين!

93- بيانات در ديدار شركت كنندگان در هفدهمين اجلاس سراسري نماز 29/08/1387



ما بارها، مكرر به آقايان ائمه ي جمعه، ائمه ي جماعت و روحانيون محترم در شهرستانها، در تهران توصيه كرديم كه مساجد بايد آباد باشد؛ صداي اذان بايد از مساجد بلند شود. بايد همه نشانه هاي توجه به نماز و اقامه ي نماز را در شهر اسلامي - بخصوص در شهرهائي مثل تهران و شهرهاي بزرگ كشور - ببينند، بايد احساس كنند؛ هم مردم خودمان، هم كساني كه وارد اين شهرها ميشوند. نشانه هاي اسلامي بايد واضح و آشكار باشد؛ كما اينكه در مهندسي هاي ما بايد نشانه هاي اسلامي آشكار باشد. صهيونيستها هر نقطه ي دنيا كه خواستند يك ساختماني بسازند، آن علامت نحس ستاره ي داوود را سعي كردند يكجوري رويش تثبيت كنند. كار سياسي شان اينجوري است. ما مسلمانها نشانه هاي اسلامي و مهندسي اسلامي را بايد در همه ي كارهايمان، از جمله در باب مهندسي بايستي مراعات كنيم.

سال 1388:

94- بيانات در ديدار وزير علوم و استادان دانشگاه تهران 13/11/1388



آن سالهاي اول و دوم انقلاب هم بنده هفته اي يك بار به دانشگاه تهران مي آمدم و با دانشجوها ديدار و گفتگو ميكردم. حضور در مسجد دانشگاه شايد به نظرم مستمرا بيش از يك سال طول كشيد. مي آمديم دانشگاه تهران، آنجا در مسجد با دانشجوها صحبت ميكرديم و به سؤالات پاسخ ميداديم. بحمدالله دانشگاه تهران غير از اينكه از لحاظ علمي يك محور و مركز و پيشكسوت قطعي است، از لحاظ ديني و معنوي و ايماني - يعني اين ركن دوم - هم يك مركز قابل اشاره است؛ اين را بايستي مغتنم شمرد و قدر دانست.

95- پيام رهبر انقلاب به هجدهمين اجلاس سراسري نماز 12/08/1388



سفارش اينجانب آن است كه مسجد را نيز همچون دلهاي جوان، پاكيزه و پيراسته، و لبريز از شور و انگيزه و نشاط كنيد. مسجد نيز بايد كانوني باشد كه مشكات نماز در آن بدرخشد و نور معرفت و محبت و انس و صفا از آن ساطع شود. امامان جماعت، هيئتهاي امناء، خادمان موظف و متبرع، هر يك بايد بخشي از اين كار بزرگ و اثرگذار را بر دوش خود حس كنند.

96- بيانات در ديدار دانشجويان و نخبگان علمي 04/06/1388



حالا شما جواناني كه گفتيم افسران جوان مقابله ي با جنگ نرم هستيد، از من نپرسيد كه نقش ما دانشجويان در تخريب مسجد ضرار كنوني چيست؛ خوب، خودتان بگرديد نقش را پيدا كنيد.

97- خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 29/06/1388



من توصيه ميكنم جوانها اين دلهاي نرم را، اين دلهاي نوراني را مغتنم بشمرند. در سنين بالا كمتر پيش مي آيد، براي جوانها بيشتر پيش مي آيد. اين دلها را حفظ كنيد. نماز اول وقت، حضور در مساجد، تلاوت قرآن، انس با قرآن، انس با ادعيه ي وارده ي از اهل بيت - كه گنجينه ي معارف اسلامي است - را مغتنم بشمريد.

سال 1389:

98- بيانات در ديدار هزاران نفر از بسيجيان استان قم 02/08/1389



از خيلي ها شنيديم - اما امام در سال 1341 در همين شهر قم، آن وقتي كه هنوز هيچ خبري از اين اجتماعات عظيم نبود، در همين مسجد اعظم گفت اگر ما به مردم فراخوان بدهيم، اين صحراي قم را از جمعيت پر ميكنند؛ لبيك ميگويند.

99- پيام به نوزدهمين اجلاس سراسري نماز 20/07/1389



پديد آوردن هويتي به نام مسجد، نخست در قبا و سپس در مدينه، در شمار زيباترين و پرمغزترين ابتكارهاي اسلام در آغاز تشكيل جامعه ي اسلامي است: خانه ي خدا و خانه ي مردم؛ خلوت انس با خدا و جلوت حشر با مردم، كانون ذكر و معراج معنوي و عرصه ي علم و جهاد و تدبير دنيوي؛ جايگاه عبادت و پايگاه سياست، دوگانه هاي به هم پيوسته ئي است كه تصوير مسجد اسلامي و فاصله ي آن با عبادتگاه هاي رائج اديان ديگر را نمايان ميسازد. در مسجد اسلامي، شور و بهجت عبادت خالص با نشاط زندگي پاك و خردمندانه و سالم، در هم مي آميزد و فرد و جامعه را به طراز اسلامي آن نزديك مي كند. مسجد، مظهر آميختگي دنيا و آخرت و پيوستگي فرد و جامعه در ديدگاه و انديشه ي مكتب اسلام است.

100- خطبه هاي نماز عيد سعيد فطر 19/06/1389



در اين ماه مبارك، آن را حفظ كنيد؛ با قرآن انس پيدا كرديد. اين را حفظ كنيد؛ اين انس را حفظ كنيد. اين نماز جماعت اول وقت را، نماز در مسجد را، نماز با حال و حضور را براي خودتان در طول دوران سال نگه داريد و تا آنجايي كه ممكن است، نگذاريد اين عوامل مادي، اين خار و خاشاك، اين خاكسترهاي مادي روي اين گوهر بنشيند.



101- ديدار اعضاي دفتر رهبري و سپاه حفاظت ولي امر 01/05/1389



پيغمبر مردم را جمع كردند، گفتند همه بيائيد توي مسجد. آمدند توي مسجد. فرمود: شنيدم دشمن در فلان نقطه اجتماع كرده؛ منتظر است كه شما غفلت كنيد، به شما حمله كند. بايد همين امشب برويد آنها را تارومار كنيد.

102- بيانات در ديداراعضا دفاترنمايندگي رهبري دردانشگاهها 20/04/1389



بنده در مشهد جلسه اي داشتم كه بين نماز مغرب و عشاء برگزار ميشد. پاي تخته مي ايستادم و به قدر بيست دقيقه يا نيم ساعت صحبت ميكردم. مستمعين هم نود درصد جوان بودند؛ جوانها هم غالبا دانشجو و بعضا دبيرستاني. يك شب مرحوم شهيد باهنر (رحمة الله عليه) مشهد بود، با من آمد مسجد ما. وضعيت را كه ديد، شگفت زده شد. حالا آقاي باهنر كسي بود كه در تهران با مجامع جوان و دانشجوئي هم مرتبط بود. ايشان گفت كه من به عمرم اينقدر جمعيت دانشجوئي و جوان در يك مسجد نديده ام. حالا توي مسجد ما مگر چقدر جوان بود؟ حداكثر مثلا سيصد و چهل پنجاه نفر. در عين حال براي يك روحاني روشنفكر مرتبط با جوانها، مثل آقاي باهنر، كه خودش هم دانشگاهي بود و دوره هاي دانشگاهي را ديده بود و محيطهاي دانشجوئي را ميشناخت و از فعاليتهاي مذهبي به روز و متجددانه هم مطلع بود، جمع شدن حدود سيصد يا سيصد و پنجاه نفر جوان - كه شايد از اين تعداد، مثلا دويست نفرش دانشجو بودند - چيز عجيبي بود و ايشان را دهشت زده و تعجب زده كرده بود: دويست تا دانشجو يك جا جمع بشوند و يك روحاني برايشان صحبت كند؟!

103- پيام به نوزدهمين اجلاس سراسري نماز 20/07/1389



با اين نگاه، دل هاي ما براي مسجد مي تپد و از شوق و احساس مسئوليت، لبريز مي گردد. امروز در ميان مساجد ما كم نيستند آنهائي كه مي توانند نمائي از اين تصوير زيبا و شوق انگيز را به نمايش درآورند. حضور نسل جوان پاك نهاد ما و حضور روحانيون و معلمان آگاه و دلسوز، مسجدهائي را به درستي، كانون ذكر و عبادت و انديشه و معرفت ساخته و يادهاي عزيز و گرانبها را در دلهاي ما برانگيخته است. ليكن تا اين وظيفه به تمام و كمال گزارده نشود، هيچيك از ما نبايد و نمي توانيم خطري را كه از كمبود مسجد يا ضعف و نارسائي مساجد، جامعه و جوانان و خانواده ها و نسل هاي آينده را تهديد مي كند، غافل بمانيم و خود را از بركات عظيمي كه مسجد طراز اسلامي به كشور و نظام و مردم هديه ميكند، محروم سازيم.



(پ 4)نخستين مطلب مهم، بناي مسجد و حضور روحاني شايسته در آن است. هم اكنون با وجود دهها هزار مسجد در كشور، جاي هزاران مسجد ديگر در روستاها، شهرها، شهركها و مجتمع هاي مسكوني خالي است. دسترسي آسان به مسجد، نياز ضروري مؤمنان و جوانان و نوجوانان ما است. روحاني پرهيزگار، خردمند، كارشناس و دلسوز در مسجد، همچون پزشك و پرستار در بيمارستان، روح و مايه ي حيات مسجد است. امامان جماعت بايد آماده سازي خويش براي طبابت معنوي را وظيفه حتمي خود بدانند و مراكز رسيدگي به امور مساجد و حوزه هاي علميه در همه جا آنان را ياري دهند. مساجد بايد مدرس تفسير و حديث و منبر معارف اجتماعي و سياسي و كانون موعظه و پرورش اخلاق باشد. زمزمه ي محبت متوليان و مديران و امناي مساجد، بايد دلهاي پاك جوانان را مجذوب و مشتاق كند. حضور جوانان و روحيه هاي بسيجي بايد محيط مسجد را زنده و پرنشاط و آينده پو و لبريز از اميد سازد. ميان مسجد و مراكز آموزشي در هر محل، همكاري و پيوند تعريف شده و شايسته اي برقرار گردد. چه نيكوست كه دانش آموزان برجسته و ممتاز در هر محل، در مسجد و در برابر چشم مردم و از سوي امام جماعت، تشويق شوند. مسجد بايد رابطه ي خود را با جواناني كه ازدواج ميكنند، با كساني كه به موفقيتهاي علمي و اجتماعي و هنري و ورزشي دست مي يابند، با صاحب همتاني كه كمك به ديگران را وجهه ي همت ميسازند، با غمديدگاني كه غمگساري مي جويند، و حتي با نوزاداني كه متولد ميشوند، برقرار و مستحكم كند. مسجد بايد در هر منطقه و محل؛ مأمن و مايه ي خير و بركت باشد و به طريق اولي، وسيله ي زحمت و آزار مجاوران نگردد. پخش صداهاي آزاردهنده بويژه در شب و هنگام آسايش مردم، كاري ناروا و در مواردي خلاف شرع است. تنها صدائي كه بايد از مسجد در فضا طنين بيفكند بانگ اذان با صوت خوش و دلنواز است...

عمران مساجد و پرداختن به آرايه هاي معنوي و ظاهري آن، وظيفه ي همگان است و هر كسي به اندازه ي توان و همت بايد در آن سهيم گردد. مردم، شهرداريها و دستگاههاي دولتي هر يك در آن بايد سهمي ايفاء كنند و روحاني دانا و مسئوليت پذير و پرهيزگار ميتواند و ميبايد محور اين منظومه ي تلاش مقدس باشد.