چكيدهفصل هاي اين مقاله كه درباره حجاب است به بررسي آن در اسلام، قرآن، آيين مسيح و نصراني پرداخته است. بعضي از اين فصل ها كه جامعه كنوني به آن گرفتار است كه يكي از اين فصل ها به بررسي پوشش بانوان در زندگي امروزي و نظر معصومين را در اين باره آورده شده است. يكي ديگر از اين فصل ها در مورد عوامل بي حجابي است كه بايد به آن توجه داشت و مي طلبد كه مسئولين در اين باره با جديت كار كنند و اين معزل را از كشور اسلامي و شيعه رهايي دهند.
نسخه مناسب چاپ
نویسنده: 
رحيم بني سعيد

مقدمه:

انسان فطرتي خداجو و دنبال رشد و كمال است و با شناختي نسبي از پروردگار عالم آواي عبوديت سر مي‌دهد؛ و از روي ميل و اشتياق در برابر اوامر و نواهي الهي سرتسليم فرود مي‌آورد. البته به شرط آن‌كه مورد تعليم و تربيت صحيح ديني قرار گيرد. پوشيدگي زن يكي از احكام ضروري اسلام است كه اگر به سبك منطقي و جامع به آن پرداخته شود از آن استقبال مي‌كنند و از بركات فراوان حجاب بهره‌مند مي‌شوند و از آفت‌هاي متعدد و زيانبار بي‌حجابي و بدحجابي مصون مي‌ماند. امام امت (ره) اين فريادگر بزرگ مظلوميت انسان به موضوع حجاب توجهي شگرف داشته و در بيانيه‌ها، سخنراني‌ها زنان را به بازشناسي هويت اسلامي فراخوانده و عملاً جايگاه اصيل آنان را در اجتماع يادآوري كردند و با تعيين سالروز بزرگ بانوي بشريت حضرت زهرا (س) اسوه كامل عفاف، حيا و ايمان و در حضور در اجتماع به عنوان روز زن فرصتي را فراهم آورد تا انديشوارن، عالمان و متفكران در اين باره به كاوش و جستجو پرداخته و حقايق بيشتري را عرضه كنند. حجاب زن مايه مباهات زن است، حجاب سند شخصيت زن است نه وسيله‌ي عقب ماندن او در اجتماع، حجاب حريم مقدس و قلعه آرامش زن است. رسم است كه هر چيز با ارزش را پنهان دارند تا از دستبرد نااهلان مصون باشد. اي زن تو نيز باحجاب باش تا اسرار وجوديت از ارزش نيفتد. اميد است با خواندن اين مقاله، باارزش اخلاقي و تربيتي و انتخاب بهترين راه، انساني با شخصيت و مسلماني كامل باشيم و رضايت حضرت ولي‌عصر ارواحنا فداه را فراهم نماييم و خداي نكرده مايه ننگ و غم و اندوه آن عزيز مهربان نگرديم.

فصل اول:

حجاب

پيشينه‌ي حجاب:

پوشش ديني بانوان از اختراعات آيين اسلامي نيست بلكه ريشه در تاريخ دارد. به گفته ويل دورانت: (قوم يهود و ايرانيان قديم، حجاب را براي بانوان يك نوع كرامت و شرافت، و از واجبات ديني مي‌دانستند) اسلام، پوشش و حجاب را براي شبه‌جزيره عربستان به ارمغان آورد. هم‌اكنون در اسرائيل، بسياري از بانوان قوم يهود با پوشش كامل به مدرسه و دانشگاه مي‌روند، ولي در فرانسه و تركيه به جرم‌داشتن حجاب، زنان از تحصيل باز داشته مي‌شوند، درحالي كه از نظر منشور جهاني هر انساني در اتخاذ عقيده، شغل، مسكن و نوع لباس، آزاد است. هر كشوري لباس ملي خاصي دارد كه هر انساني حرمت آن را پاس مي‌دارد و كسي حق تعرض و مزاحمت ندارد درحالي كه برخي از حكومت‌هاي غربي، چادر و يا پوشش اسلامي را كه هيچ‌گونه ضرر و زياني ندارد، برنمي‌تابند. اما در مقابل برهنگي و خودآرايي زنان را كه باعث تهييج شهوات و ناهنجاري‌هاي اجتماعي و اخلاقي و ناامني‌هاست، مورد تشويق قرار مي‌دهند. بي‌بند و باري و مفاسد اخلاقي و جنسي در اين كشورها به حدي است كه برخي از دختران غربي براي حفظ امنيت خود، به سياه‌پوستان پناه مي‌برند.

حجاب و حدود آن در اسلام

واژه حجاب و مشقات آن هفت‌بار در قرآن كريم تكرار شده و در تمام موارد به معناي پرده و مانع است.

حجاب از نظر لغت، در معاني گوناگوني به كار رفته است:

۱ پرده، چادر، روپوش، روبند، آنچه با آن چيزي را بپوشانند.
۲ پرده حايل ميان قلب و شكم.
۳ غروب خورشيد در تاريكي نيز، در حجاب قرارگرفتن تعبير شده است.
اما به كارگرفتن كلمه (حجاب) درخصوص پوشش بانوان، يك اصطلاح تازه و جديد است. در قديم مخصوصاً در اصطلاح فقها كلمه «ستر» كه به معني پوشش است به كار رفته است. فقها چه در كتاب الصوه‌ي و چه در كتاب النكاح كلمه «ستر» را به كار برده‌اند نه كلمه «حجاب» را. بهتر اين بود كه اين كلمه عوض نمي‌شد و ما هميشه همان كلمه «پوشش» را به كار مي‌برديم، زيرا چنانكه گفتيم معني شايع لغت «حجاب» پرده است و اگر در مورد پوشش به كار برده مي‌شود به اعتبار پشت‌پرده واقع‌شدن زن است و همين امر موجب شده كه عده زيادي گمان كنند كه اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود. (۱)

فلسفه‌ي حجاب:

ترديدي نيست كه حجاب و پوشش زن يكي از احكام ضروري اسلام به شمار مي‌رود.
قرآن مجيد درباره اين امر مهم مي‌فرمايد: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا)؛ «اي پيامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب ها (روسري‌هاي بلند) خود را بر خويش فروافكنند. اين كار براي اين‌كه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند، بهتر است و خداوند همواره غفور و رحيم است».پوشش سابقه‌اي به اندازه حيات بشريت دارد و غير از پيروان يكي از مكاتب كه بر لزوم برهنه زيستي پاي مي‌فشارد همه بشريت به نوعي رعايت مي‌كنند.

درباره اهميت و فلسفه حجاب اشاره به چند نكته حائز اهميت است:

۱- كاهش خطا و خطر: مصونيت زن در برابر طمع‌ورزي هوس‌بازان از ثمرات آشكار رعايت حجاب است.
۲- حفظ احترام: اگرچه رعايت حجاب، از يك سو به مردان كمك مي‌كند كه به طور ناخواسته، و خارج از چارچوب‌ها، عواطف و احساسات خود را هزينه نكنند. اما بيش از آن به خانم‌ها كمك مي‌كند به طور ناخواسته و خارج از چارچوب‌ها، وسيله لذت‌انگاري قرار نگيرند و شخصيت و احترام آنان خدشه‌دار نگردد.
۳- نشاط و رغبت: احكام الهي بيش از آن‌كه به محدوديت لذت‌ها بيانجامد به ماندگاري لذت‌ها و پايداري نشاط و خوشي‌ها مي‌انجامد از اين‌رو اگرچه حجاب از يك‌سو براي خانم‌ها محدوديت است و موجب خستگي و زحمت مي‌باشد اما از سوي ديگر اوج احساسات را سالم نگه مي‌دارد و عاطفه‌ها و محبت‌ها را در كانون گرم خانواده متمركز مي‌سازد و زن و مرد را از بي‌تفاوتي نسبت به همديگر در نظام خانواده نجات مي‌دهد و اين بحراني است كه هم‌اكنون دامنگير جوامع غربي شده است به طوري كه در هنگام برپايي كانون خانواده كه براساس عشق و محبت بايد تحكيم شود و مهم‌ترين ابزار آن ميل جنسي نسبت به يكديگر است اين ميل رو به افول گذاشته و بنيان خانواده‌ها را متزلزل ساخته است. (۲)
۴- مبارزه با نفس: ميل به خودنمائي و جلوه‌گري به مصالحي در سرشت زن، نهفته است كه بايد در مسير درست و هدفي و الابكار گرفته شود. بي‌گمان اين گرايش در وجود زن اگر همچون ساير ميل‌ها به درستي به كار گرفته شود، ثمرات مطلوبي خواهد داشت و در جهت كمال او كارآمد خواهد بود و در مسير فراهم‌آوردن محيطي مناسب همراه با زندگيش، سودمند خواهد شد. چرا كه هيچ گرايشي دروني بدون جهت در جان انسان به وديعت نهاده نشده است. اما اگر اين گرايش مرزي نداشته باشد و خودنمائي و جلوه‌گري همواره و در همه‌جا نمو داشته باشد، قطعاً فسادآفرين خواهد بود و در ايجاد زمينه‌هاي ناهنجاري در جامعه تأثير خواهد كرد، پوشش را مي‌توان مهم‌ترين عامل تعديل اين ميل دانست. زيبايي براي زن، سرمايه است اما بايد بجا مصرف شود و زكات جمال حفظ عفاف و پوشش است. مانندسازي جمال زن به سرمايه، نشانگر آن است كه از يك‌سوي سودمند و كارآمد است و از سوي ديگر كنترل‌شدني و تعديل‌يافتني مي‌باشد و اشاره است به اين‌كه در صورت مرزشكني، فتنه‌انگيز و فسادآفرين خواهد بود.
۵- جواز حضور در اجتماع: بدون هيچ ترديدي اندام زن به ويژه اگر به آرايه‌ها و پيرايه‌هايي، آراسته گردد هيجان بار و هوس‌آفرين است. از سوي ديگر زن، بخش عظيمي از نيروي انساني يك جامعه را تشكيل مي‌دهد و در ابعاد مختلف فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي مي‌تواند نقش‌آفريني عظيمي داشته باشد. اسلام با طرح پوشش زن در حقيقت جواز حضور در اجتماع او را رقم زده است و با دستورات حكيمانه و راهگشايي كه در چگونگي منش و روش او ارائه داده از يك سوي اين نيروي عظيم را از تباهشدن و در گوشه‌اي بي‌هدف و اثرماندن نجات داده و از سوي ديگر جلو فسادگستري و ناهنجاري‌هاي ناشي از اختلال‌هاي مرد و زن را گرفته است. همه آحاد جامعه در مقابل سلامت نفساني جامعه مسئولند و مسئوليت مهم‌تر در اين باره بر دوش خانم‌هاست. دقت در آن‌چه گفتيم بي‌پايگي تفكر هوس آلوداني را كه حجاب را حصار تلقي كرده وبراي آزمندي‌هاي خود، زن را براي شكستن به اصطلاح حصار دعوت مي‌كنند، روشن مي‌شود و به خوبي دانسته مي‌شود كه حجاب عملاً عامل مهمي است درجهت آزادي زن نه اسارت او مهم اين است كه تلقي ما از آزادي دقيقاً روشن باشد. ‬‬
۶- ايجاد امنيت: جامعه موظف است امنيت را در ابعاد مختلف براي افراد فراهم سازد بخش عمده‌اي از اين مهم به عهده زن است كه با حفظ پوشش به اين امر جامه عمل بپوشاند. اگر اين حريم دريده شود ضمانتي براي سلامتي شخص وجود ندارد، زن چون از اين حصار منيع درآمد، در معرض ضربات ديده‌هاي آلوده و قلوب منحرف قرار مي‌گيرد و آرامش خود را از دست داده و نهايتاً نجات از تلاطم امواج بلا را نامعلوم مي‌سازد. در سايه رعايت عفاف، زن با شهامت هر چه تمامتر به وظيفه خود مشغول شده و خطري از ناحيه اجتماع متوجه وي نمي‌شود بدين سان با قاطعيت تمام معتقد هستيم كه پوشش، امنيت زن را در جامعه فراهم مي‌سازد و در حريم پوشش است كه مي‌توان با خيالي آسوده به جامعه آمد و به فعاليت پرداخت و در سنگر حجاب، حضور عيني خود را در ابعاد مختلف اجتماع، تحقق بخشيد. (۳)

حجاب در آئين مسيح و نصرانيت

تمام آيات «تورات و انجيل كه درباره حجاب آورده شده مورد توجه و دقت مفسرين قرار گرفته و مسائلي را مطرح ساخته‌اند كه بسيار جالب مي‌باشد از جمله: در آيات ۳ الي ۱۷ باب ۱۱ رساله اول» پولس خطاب به قرنايتان چنين آمده است: اما مي‌خواهيم شما بدانيد كه سر هر مرد، مسيح است و سر زن و مرد، و سر مسيح خدا. هر مردي كه سر پوشيده عبادت يا ندبه مي‌كند سر خود را رسوا مي‌نمايد. اما هر زني كه سر برهنه دعا يا ندبه كند سر خود را رسوا مي‌سازد كه چنين است كه تراشيده شود. زيرا اگر زن نمي‌پوشد موي سر را نيز مي‌برد و اگر زن را موي‌چيدن يا تراشيدن قبيح است بايد بپوشد... از اين‌جهت زن مي‌بايد پوشش بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان آيا شايسته است كه زن ناپوشيده دعاي خدا بكند و اگر زن موي دراز دارد، زينت است كه موي به جهت پرده بدو داده شده است. پولس در رساله خود به قرنايتان تصريح مي‌نمايد: چون زنان بي‌حجاب به كليسا مي‌رفتند، مارپولس آنان را نهي كرد تا موجبات هيجان شهوت و پريشاني حواس را كاهش داده باشد و اين كه سر تراشيدن را با سر برهنه داشتن برابر شمرده، كنايه‌اي از عدم امكان تساوي مرد و زن در بسياري از موارد از جمله- سربرهنه‌كردن است و در ضمن چون تراشيدن نشاني از توهين و تحقير گناهكاران است كه در كيفر خواستشان به چنين رسوايي محكوم مي‌باشند، خواستند. سر برهنگي زن را تحقير و توهين نمايند. مفسرين انجيل گويند: اين‌كه گفت، سر هر مرد مسيح است و سر زن و مرد و سر مسيح خدا، مراتب بزرگي را نشان داده و محفوظ مي‌دارد كه رئيس مسيح، خداست و رئيس مؤمن، مسيح و رئيس مومنه شوهرش، و تنها سر زن مي‌تواند براي شوهرش مكشوف بماند و حتي براي پيامبر نه. ضمن اين مباحث و آثار پي مي‌بريم كه در آئين مسيح روي مسأله حجاب عنايت داشته‌اند و مورد توجه بوده است، حتي زماني كه دين مسيح تعريف شد و تعليمات آن مورد تهاجم سوء قرار گرفت، رهبران دين مسيح باز روي مسأله حجاب تأكيد داشتند، تا آن‌جا كه اين رهبران براي حفظ سياست رهبري خود و تحكيم مباني رهبانيت ديدند. اگر زن در پوشش باقي نماند، چون تنها وسيله عيش و كامراني و شهوت انگيزي است و به علاوه كه خود زن داراي احساسات سريع التأثير است زودتر گرفتار احساسات شهوت و غضب و جنايت قرار مي‌گيرد. خوشگذراني كامجويي، عيش و نوش جز با زن مفهومي ندارد لذا آن‌ها زن را به پوشش رهبانيت موظف نمودند كه زن مسيحي بايد پوشيده باشد و عموم زنان هم از آنان تبعيت نمودند. زن مسيحي بايد با روزه لب و دهان و چانه و مو و بدن را بپوشاند تا از دستبرد چشمگير شهوت ديگران مصون بماند در نهايت اين پوشش به قدري افراطي شد كه زنان را از خانه‌داري دور ساخت و از ازدواج محروم نمود و آن مقدار حظ و نصيب طبيعي را هم از آن‌ها ممنوع ساخت. رياضت و ترك‌دنيا زنان مسيحي را در حجاب نگاه داشت. (۴)

نظر دو مرجع بزرگ مسيحيت درباره حجاب:

كلمنت و ترتوليانوس مي‌گويند: زن بايد كاملاً در حجاب و پوشيده باشد الا آن‌كه در خانه باشد، زيرا فقط لباسي كه او را مي‌پوشاند مي‌تواند از خيره‌شدن چشم‌ها به سوي او مانع گردد. زن نبايد صورت خود را عريان ارائه دهد تا ديگري را با نگاه‌كردن به صورتش و ادار به گناه نمايد. براي زن مؤمن عيسوي در نظر خداوند پسنديده نيست كه به زيور آراسته گردد و حتي زيبايي طبيعي آن بايد با اختفا و فراموشي آن، از بين برده شود. زيرا براي بينندگان خطرناك است. درست‌كردن موي سر و آرايش آن و تنظيم آن‌ها در آيينه فقط از خصوصيات زناني است كه شرم و حياء را از دست داده‌اند. (۵) بنابراين در آيين مسيحيت از يك سو مواجهيم با قداست و تقديس زن و از سويي با تحقيرها و توهين‌ها از يك طرف همه فرشتگان را به صورت زن مجسم كرده‌اند. با اين‌كه علم الاديان جنسيت خاص و مادي بودن فرشتگان را نفي مي‌كند. از طرف ديگر براي نجات زن‌ها از زير بار ستم مردان آن‌ها را در ديرها پناه داده و دير نشيني و رهبانيت زنان را صلاح ديده است. ولي از ديدي ديگر آنان را بعدها براي خدمت به مسيحيت خوانده‌اند و بعدها ديرها مركز آلودگي فحشاء شد و به كاباره‌ها و فحشاخانه‌هاي بزرگ تبديل شدند كه تمام مردان و زنان بدون هيچ ممنوعيتي با هم وارد آن‌جا مي‌شدند و هزاران تخم فساد و آلودگي با خود در جامعه مي‌پراكندند، كه اين مراكز به مرور زمان از غرب به شرق هم سرايت كرد و مانند يك بيماري مسري تمام جوامع را فرا گرفت.

تاريخ مبارزه با حجاب در ايران

همان‌طور كه مي‌دانيد زنان ايراني در طول تاريخ پاسدار فرهنگ عفت و حيا بوده‌اند و حجاب را به عنوان انساني هميشه حفظ كرده‌اند. با اين‌حال در اواخر دوره قاجاريه بر اثر نفوذ دولت‌هاي استعماري در دستگاه حكومت، زمزمه‌هاي بي‌حجابي آغاز شد و پس از برقراري مشروطيت، صحبت از رفع حجاب به ميان آمد و تفكر آزادي زن به سبك غربي به تدريج توسعه يافت سپس با اعلام رسمي رفع حجاب در ۱۷ دي ماه سال ۱۳۱۴ شمسي از سوي رضاخان، حجاب در بين تمام زنان ايراني ممنوع شد و اين ممنوعيت تا سال ۱۳۲۰ كه همزمان با بركناري رضاخان از حكومت ايران بود ادامه پيدا كرد. پس از رضاخان نيز مخالفت با حجاب ادامه پيدا كرد گرچه محمدرضا نتواست مانند پدرش با آن قاطعانه برخورد كند و به ظاهر زنان را در انتخاب پوشش آزاد گذاشت، ولي از راه تهاجم فرهنگي بر ضد حجاب با آن مبارزه كرد تا سرانجام با لطف و ياري خداوند در سال ۱۳۵۷ شمسي، انقلاب اسلامي ملت بزرگ ايران به اين حكومت شيطاني خاتمه داد و زنان مسلمان كشورمان دوباره چون سابق، سنگر دار سنگر حجاب شدند.
بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني (ره) در اين باره مي‌فرمايد: شما (زنان) را رژيم سابق نشناخته بود گمان مي‌كرد كه بانوان ايران مثل همان چندنفر يا عده‌ي معدود منحرفين است و اين‌ها همه به دست آن‌ها مي‌شود كه انحراف پيدا كند ليكن بانوان محترم ايران ثابت كردند كه دستخوش اين‌طور توطئه‌ها نشده‌اند و نمي‌شوند و ثابت كردند كه در دژ محكم عفت و عصمت هستند و جوانان صحيح و نيرومند و دختران عفيف و متعهد به اين كشور، تسليم خواهد كرد و هيچگاه در آن راه‌هايي كه قدرت‌هاي بزرگ براي تباه‌كردن اين كشور پيش آنان گذاشته بود نخواهد رفت. (۶)

حضرت امام درباره‌ي واقعه‌ي كشف حجاب مي‌فرمايد:

در زمان رضاخان كه شايد اكثر شما يادتان نباشد، ما شاهد چه صحنه‌هايي بوديم، در همين قم و نسبت به بانوان محترم اين قم و در همه شهرها نسبت به بانوان محترم شهرها. اين به تبع از كساني كه تعليم به او مي‌دادند به اسم كشف حجاب، هتك حرمت اسلام، هتك حرمت مومنين، هتك حرمت بانوان ما را چقدر اذيت كرد چقدر پاره‌كردن چادرهاي آن‌ها را، چقدر به يغما بردند چادرها و روسري‌هاي آنان را ما شاهد اين‌ها بوديم و شما شاهد اين پسر بوديد كه به اسم تمدن بزرگ با اين مملكت چه كرد. (۷)

آثار حجاب:

حجاب همانند هر عمل ديگري آثار و خواصي دارد كه آن‌ها را مورد بحث قرار مي‌دهيم.

۱- موفقيت‌هاي معنوي:

زن پوشيده از بين خود و خدا، خدا را برگزيده است و از بين احكام دين و خواسته‌هاي نفس به احكام دين روكرده است. چنين انتخابي به روحيه، تفكر و عمل او حال و هواي ديگري مي‌بخشد و به پوشش او معنا مي‌دهد و آن را عمل منطقي، خدا پسندانه و در راستاي حركت‌هاي تكاملي او قرار مي‌دهد كه به زيبائي‌هاي دروني او تجلي بخشيده است.
پوشيدگي زن نمود بارز تقواي اوست و او را از آثار تقوا برخوردار مي‌سازد.
قرآن كريم فرموده است:
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد اگر خداترس و با تقوا باشيد خدا به شما فرقان (تمييز حق از باطل و راه سعادت از شقاوت) مي‌بخشد و گناهان شما را مي‌پوشاند و شما را مورد آمرزش قرار مي‌دهد و خداوند داراي فضل و رحمتي بزرگ است. وقتي زن تقواي جنسي را مراعات كند و خود را از نامحرم بپوشاند وعده‌هاي الهي كه براي پرهيزكاران داده شده است درباره‌ي او محقق مي‌گردد، از تشخيص حق و باطل برخوردار مي‌شود. (۸)

۲- احترام:

اصولاً غلبه بر هواهاي نفساني و گذشت از لذت‌هاي حرام به انسان هيبت و وقار مي‌بخشد. حجاب زن جهاد اكبر اوست كه در وراي آن نفس امّاره‌ي به زانو درآمده است. از اين‌رو پوشيدگي زن از بعد عرفاني بلندي برخوردار است. اين حقيقت را همه مي‌دانند و حتي دانشمندان غيرمسلمان به آن اذعان كرده‌اند كه حجاب به زن هيبت و وقار مي‌بخشد و او را شايسته‌ي احترام ديگران مي‌سازد. زنان خودنما مطلوبيت جنسي دارند اما محبوبيت ارزشي از آن زنان پوشيده است. به طور كلي نوع نگاه گفتار و برخورد مردان با زنان از دو ماهيت متفاوت برخوردار است. برخورد با زناني كه از جلوه‌گري يا پوشش ناقصي برخوردارند برخورد شهوي، تفريحي و ظاهري است، اما برخورد با زنان پوشيده برخوردي همراه با احترام و تكريمي قلبي است. (۹)

۳- مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب:

غرب كه خود در آتش فساد و تباهي مي‌سوزد و مي‌رود تا به انهدام كامل برسد سعي جدي در به تباهي‌كشاندن بشر دارد تا همانند غريقي ديگران را با خود همراه سازد و به اهداف شوم استعماري خود نيز دست يابد. حجاب ستيزي از اهداف مهم تهاجم فرهنگي غرب است. پوشش ديني همواره مورد هدف‌هاي تيرهاي زهراگين فرهنگي دشمنان اسلام بوده است. آن‌ها در برداشتن خاكريز بزرگ حجاب جديت كامل داشته‌اند. زيرا پوشش ديني سدي بزرگ در برابر تهاجم فرهنگي غرب است كه آن‌ها را از نيل به مطامع فرهنگي و اقتصادي خود ممنوع مي‌سازد. اگر قلعه مستحكم حجاب زن مسلمان فتح شود راه بردگي جامعه اسلامي هموار مي‌گردد زنان پوشيده هرگز خود را پايگاه استعمار نمي‌كنند بلكه به عنوان نيروهاي مسلح فرهنگي سدي مستحكم در برابر آنان پديد مي‌آورند به گونه‌اي كه مي‌توان گفت پوشش ديني پادزهر تهاجم فرهنگي غرب است. زن پوشيده به نوعي محروميت را به استعمارگران تحميل مي‌كند پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي كه در سال ۱۳۵۷ تحقق يافت مرهون حركت گسترده زناني بود كه با بر خورداري از پوشش اسلامي به ويژه چادرهاي مشكي كه چون زره‌اي محكم بر تن كرده بودند و به ميدان مبارزه آمده بودند. در اين تظاهرات ميليوني يك زن بي‌حجاب به چشم ديده نمي‌شد.
نكته عرفاني: خواهرم حجاب اسلامي حضور حماسي زن در جامعه است كه قلب استعمارگران از هيمنه‌اش در بيم و هراس است چرا كه پوشش ديني آئينه‌ي تمام نماي عصيان و تسليم است. (۱۰)

۴- كاهش مفاسد:

مقايسه آمار جنايات جنسي در فصل تابستان و زمستان و جوامع غربي و اسلامي كه زنان از پوشيدگي بيشتري بر خوردارند نشان مي‌دهد كه پوشيدگي زنان نقش مؤثري در كاهش مفاسد اجتماعي دارد. زيرا بسياري از مفاسد اجتماعي به شهوات جنسي مربوط مي‌شود كه با پوشيدگي زن زمينه آن‌ها از بين مي‌رود وقتي چشم‌ها نبينند و دل‌ها نخواهند تحريكات جنسي، هيجانات و عشق‌هاي كاذب نيز از ميان مي‌روند و سلامت اخلاقي بر اجتماع حاكميت مي‌يابد. زن و مرد همانند دو سيم برق مي‌مانند كه نبود عايق در بين آن‌ها سبب بروز آتش‌سوزي‌هاي اخلاقي مي‌گردد و آتش آن بسياري از ارزش‌ها را محو مي‌گرداند و حجاب عايقي است كه از اين جاذبه‌ها و آتش‌سوزي‌ها پيشگيري مي‌كند.

۵- آرامش و امنيت مردان:

نفس آدمي دريائي از خواستني‌هاست. زماني كه به چيزي تمايل ندارد آرامش بر آن حاكميت دارد و چون به آن رغبت كند همانند دريا طوفاني مي‌شود و تنها رسيدن به خواسته‌ي او مي‌تواند جزر و مد اين درياي طوفاني را آرام كند. مادامي كه بانوان خود را به طور كامل از ديد چشم‌هاي حريص مردان مي‌پوشانند درياي نفس آن‌ها آرام است. اما وقتي خود را به نمايش مي‌گذارند چشم آن‌ها مي‌بيند و دل آن‌ها هوس مي‌كند و آرامش دروني و امنيت آن‌ها به هم مي‌ريزد؛ و از اين جا معلوم مي‌گردد كه زنان جلوه‌گر چه اندازه در ايجاد اضطراب‌هاي روحي و نابساماني‌هاي دروني مردان جامعه نقش دارند.
نكته عرفاني: خواهرم اقيانوس دل مردان ساحل ندارد و از ژرفائي مهيب برخوردار است پس مبادا آن را به موج آوري كه در ناآرامي آن خطرها نهفته است كه بين زنان و مردان تقسيم مي‌شود پس با پوشيدگي خود آرامش مردان را پاس‌دار تا خود در آرامش بماني. (۱۱)

حجاب دختر مسلمان آمريكايي

دكتر مرتضي آقا تهراني تعريف مي‌كند كه: وقتي در مؤسسه‌ي اسلامي نيويورك مشغول فعاليت بودم روزي دختر جواني آمد كه مي‌خواست مسلمان شود گفتم: براي پذيرش اسلام، ابتدا بايد خوب تحقيق كنيد بعد اگر به اين نتيجه رسيديد كه دين اسلام دين حق است، مي‌توانيد مسلمان شويد. او رفت و شروع به مطالعه كرد. در اين بين چندين بار ديگر به من مراجعه كرد و در نهايت با ناراحتي گفت: «اگر مرا مسلمان نكنيد، من مي‌روم و در وسط سالن فرياد مي‌زنم و مي‌گويم: من مسلمانم!» گفتم حالا كه در پذيرفتن اسلام مصمّم شده‌ايد فردا كه روز ميلاد است بياييد تا در طي مراسمي تشرف شما انجام شود. روز بعد در بين مراسم گفتم اين خانم مي‌خواهد امروز به دين مبين اسلام مشرف شود. يكي از حضار گفت: لابد اين دختر عاشق يك پسر مسلمان شده و چون دين ما اجازه ازدواج او را نمي‌دهد مي‌خواهد به صورت صوري مسلمان شود. گفتم: از صراحت لهجه شما متشكرم! ولي اين‌طور كه شما گفتيد نيست زيرا او در مورد حقانيت اسلام مطالعه گسترده‌اي داشته است و به عنوان مثال در عقايد اسلامي چيزي به نام «بداء» هست كه مي‌دانم هيچ‌كدام از شما چيزي از آن نمي‌دانيد ولي اين دخترخانم مي‌داند. به هر حال او در آن مراسم مشرف به اسلام شد. خانواده‌ي وي مسيحي بودند با ديدن حجاب او، شروع به آزار و اذيّت او كردند. اين آزار واذيّت روزبه روز بيشتر مي‌شد به‌حدي كه مجبور شدم با «آيت‌الله مظاهري» تماس گرفته و جريان را با ايشان در ميان گذارم. ايشان فرمودند: آيا احتمال خطر جاني وجود دارد؟ گفتم: بي‌خطر هم نيست. فرمودند پس شما به ايشان بگوييد روسري خود را بردارد. ماجرا را به آن خانم ابلاغ كردم و گفتم: مي‌توانيد روسري خود را برداريد. او پرسيد: آيا اين حكم اوليه است يا حكم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است؟ گفتم: نه حكم ثانويه است و به خاطر تقيه صادر شده است. گفت: اگر روسري خود را برندارم و به خاطر حفظ حجابم كشته شوم آيا من شهيد محسوب مي‌شوم؟ گفتم: بله. گفت: والله روسري خود را برنمي‌دارم هرچند در راه حفظ حجابم جانم را از دست بدهم. البته بعد از اين ماجرا خانواده‌ي او نيز با مشاهده‌ي رفتار بسيار مؤدبانه دخترشان از اين خواسته صرف‌نظر كردند. (۱۲)

حجاب از نظر قرآن

قرآن حجاب را در سه مرحله تقسيم‌بندي مي‌كند:
۱- حجاب در مرحله‌ي اول فارق و مميز است ميان عاقل و غيرعاقل. اگر انسان به اين مرحله عمل نمايد يك درجه از عالم حيواني نجات مي‌يابد و به مقام و مرتبه‌ي انساني مي‌رسد. حجاب در اين مرحله عبارت است فرو پوشاندن ديده از آن‌چه روا است، و پوشاندن عورت. انسان ديوانه و حيوان عاجزند و نمي‌توانند به اين دو حكم عمل نمايند، زيرا به جهت عدم عقل، دو چيز از او سلب شده: يكي «ادراك حسن و قبح اشياء» و ديگري «عدم توانايي بر كف نفس و مهارنمودن اراده». اين مرحله از حجاب كه از نشانه‌هاي عقل است و در ميان مردم به حيا و عفت معروف است اختصاص به زن ندارد و مردان در اين حكم شريكند. در واقع اين حجاب مانع از گلاويز شدن انسان در هنگام تحريك غريزه است به خلاف حيوانات كه رادع و مانعي در اين جهت براي آنان وجود ندارد. خداوند سبحان در قرآن ابتدا مردان را مكلف به اين مرحله از حجاب نموده و آنگاه زنان را قرآن مي‌گويد: «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُن» اي پيامبر به مردان بگو ديده‌هاي خود را از آن‌چه ناروا است بپوشانند؛ و عورت‌هاي خود را حفظ كنند كه اين كار براي آنان پاكيزه‌تر است. همانا خداوند به آن‌چه كه مي‌كنند آگاه است؛ و به زنان مؤمن بگو چشمانشان را فرو گيرند و عورت‌هاي خود را حفظ كنند. (۱۳)
۲- قرآن مرحله دوم حجاب را چنين مطرح مي‌كند:
«وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَي جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَي عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَي اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون» : اي پيامبر به زنان مؤمن بگو: زينت خود را ظاهر نسازند، مگر آن‌چه قهراً ظاهر مي‌شود و روسري‌هاي خود را بر گريبانشان بزنند، و زينتشان را هويدا نكنند، مگر براي شوهران يا پدران، يا پدرشوهران، يا پسران يا پسر شوهران، يا برادران، يا پسر برادران، يا پسر خواهران، يا زنان، يا بردگان ملكي، يا مردان از كارافتاده و پيري كه احتياج به زن ندارد، يا اطفالي كه نسبت به عورت‌ها و امور جنسي زنان بي‌خبرند. زنان طوري به زمين پاي نكوبند كه زينت آلات پنهانشان آشكار شود و همگي به سوي خدا آييد و توبه كنيد اي مومنان، شايد كه رستگار شويد. يك زن با ايمان مي‌تواند يك عمر از محرمات مثل شراب، قمار، زنا اجتناب كند، ليكن، نمي‌تواند يك عمر صورت و كفين خود را نامحرم بپوشاند به طوري كه هيچ نامحرمي او را نديده باشد. ظاهر معناي آيه اين است كه اگر وجه كفين خود به خود ظاهر شود مورد عفو است نه اين‌كه وجه كفين را عمداً و اختياراً اظهار كرد و بيرون آورد. (۱۴)
۳- مرحله سوم حجاب را آيه قرآن اين‌گونه بيان مي‌كند:
«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَي أَن يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا»
اي پيامبربه همسرانت و دخترانت و زنان مومن بگو پوشش‌هاي بزرگ (چادر) را به خود نزديك سازند كه اين كار نزديك‌تر است از اين‌كه شناخته شوند، تا مورد اذيّت و آزار جوانان قرار نگيرند و خدا آمرزنده و مهربان است. از اين آيه مباركه استفاده مي‌شود كه زن بايد طوري صورت خود را بپوشاند كه كسي او را به وسيله صورت نشناسد. (۱۵) ام سلمه از زنان بزرگوار پيامبر اسلام مي‌گويد: هنگامي كه آيه حجاب نازل شد (كه زن‌ها بايد روسري بلند و چادر را بر خويش فروافكنند) زنان انصار از منزل بيرون آمدند درحالي كه عبا (و چادر مشكي) بر سر داشتند. ازاين حديث چنين استفاده مي‌شود كه چادر مشكي امروز لباس بيرون از منزل زنان با شخصيت و باتقواست در صدر اسلام هم حجاب زنان پاكدامن بوده است. (۱۶)

انتهاي پيام/

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.