در آموزش مهارت هاي زندگي، توجه ويژه اي به مهارت ارتباط مؤثر شده است. ارتباط، يكي از اساسي ترين نيازهاي انساني است كه زندگي منهاي اجتماع، براي او بي معناست. مهارت ارتباط به افراد مي آموزد كه چگونه و با چه روش هايي به يك ارتباط موفق دست يابند؛ ارتباطي كه بتوان با آن به اهداف موردنظر رسيد. افراد نيز در روان شناسي از نظر سطح ارتباط، در دسته بندي هاي گوناگون جاي مي گيرند.
نسخه مناسب چاپ
نویسنده: 
ابراهيم اخوي

مهارت ارتباط
در آموزش مهارت‌هاي زندگي، توجه ويژه‌اي به مهارت ارتباط مؤثر شده است. ارتباط، يكي از اساسي‌ترين نيازهاي انساني است كه زندگي منهاي اجتماع، براي او بي‌معناست. مهارت ارتباط به افراد مي‌آموزد كه چگونه و با چه روش‌هايي به يك ارتباط موفق دست يابند؛ ارتباطي كه بتوان با آن به اهداف موردنظر رسيد. افراد نيز در روان‌شناسي از نظر سطح ارتباط، در دسته‌بندي‌هاي گوناگون جاي مي‌گيرند. در سخني از امام حسين عليه السلام ، به نكته‌اي برمي‌خوريم كه سطحي فراتر از آنچه را بشر امروزي به آن دست يافته، مطرح مي‌كند. ايشان ماهرترين فرد در مهارت ارتباط را چنين معرفي مي‌كنند: «إنّ أوْصَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ؛ قوي‌ترين فرد در ايجاد ارتباط كسي است كه با كسي كه از او بريده رابطه برقرار كند.»۱ چنين نگرشي، سطح انتظار از ارتباط كارآمد را به حدي بالا مي‌برد كه در جامعه اسلامي، يك فرد، به ايجاد ارتباطات گسسته شده بينديشد. طبيعي است كه اين پيوند، دشوارتر از ديگر شاخه‌هاي ارتباط است.

هوش معنوي
دسته‌بندي‌هاي گوناگوني از هوش شده است،‌ همچنان‌كه تعريف‌هاي متفاوتي از اين موهبت خداوندي وجود دارد. به تعبيري برآيند هوش، توان بهره‌مندي از آن براي رسيدن به شكوفايي و كام‌يابي است. در نگاه امام حسين عليه السلام ، فرد مؤمن براي رسيدن به خداوند، از ابزارهاي گوناگون كمك مي‌گيرد. او براي تقرب به خدا، از شناخت خود شروع مي‌كند و براي شناخت خود، ملاك دارد نه احساس. معيارهاي فرد با ايمان، قوانين محكم و روشني است كه از پروردگارش به او رسيده است. فرد با ايمان، خود را تنها نمي‌‌بيند و دست خالي هم نيست. اين سخن حضرت اباعبدالله گوياي جان كلام ماست:
إنّ المؤمنَ اتّخَذَ اللّه َ عِصْمتَهُ و قولَهُ مِرآتَهُ؛ فمَرّةً يَنظُرُ في نَعْتِ المؤمنينَ و تارةً يَنظُرُ في وَصفِ المُتَجَبّرينَ، فهُو مِنهُ في لَطائفَ و مِن نفسِهِ في تَعارُفٍ و مِن فِطْنَتِهِ في يقينٍ و مِن قُدْسِهِ علي تَمكينٍ.۲
به راستي مؤمن، خدا را نگه‌دار خود [از گزندها و گناهان] و گفتار او (قرآن) را آينه خود گرفته است؛ گاهي [در اين آينه] به اوصاف مؤمنان مي‌نگرد و گاهي به اوصاف گردن‌كشان مي‌نگرد و در آن، نكته‌ها مي‌بيند و خود را شناسايي مي‌كند و به هوشياري خود يقين مي‌كند و به پاكي خود اطمينان مي‌يابد.

دانش و تجربه
براي رسيدن به اهداف، دانش و تجربه، دو بال پروازند. نه دانش تنها مي‌تواند ما را به مقصد برساند و نه آن قدر فرصت داريم كه با شيوه آزمون و خطا به آنچه مي‌خواهيم برسيم. فردي كه تنها به دانش خود بسنده كند و از دنياي واقعي خود خبري نداشته باشد، گرفتار بيماري «زندگي ذهني» مي‌شود و كسي كه دانشمندان و يافته‌هاي آنها را نپذيرد و تنها به تجربه خود تكيه كند، گرفتار «خودشيفتگي» مي‌شود. در جهان امروزي نيز تأكيد زيادي بر خروجي‌ دانش شده و طراحي‌هاي علمي و برنامه‌ريزي‌هاي آموزشي، به استفاده از دانش روي آورده‌اند. روايت امام حسين عليه السلام در اين‌ باره خواندني است: «العِلمُ لِقاحُ المَعرفةِ و طُولُ التّجارِبِ زِيادَةٌ في العَقلِ؛ دانش، باروركننده شناخت است و تجربه‌هاي زياد، افزاينده خرد.»۳ وقتي داده‌هاي علمي به اندازه كافي وجود داشته باشند و فرضيه‌هايي به اثبات برسند، آدمي به يك نظريه درست و شناخت خوب دست مي‌يابد، ولي اين تمام راه نيست،‌ بلكه براي افزايش خرد و زندگي خردورزانه، نيازمند عنصر ديگري است كه تجربه ناميده مي‌شود. در روان‌‌شناسي شخصيت نيز گشودگي به تجربه، يكي از ويژگي‌هاي انسان‌هاي سالم شمرده شده است و اين ويژگي به خوبي در سخن امام به چشم مي‌خورد.

بخشش
اقتصاد در مديريت يك زندگي، نقش مهمي دارد. مديريت درآمد و هزينه‌ها، كاري است كه نمي‌‌توان از آن چشم‌ پوشيد. در نگرش دين، تعريف كامل‌تري از اقتصاد شده است و شاخص‌هايي كه ديگران نتوانسته‌اند در مكتب خود به آن توجه كنند، به خوبي ديده مي‌شود. در نگاه اسلام، همچنان‌كه درآمد از راه درست ضروري است، هزينه‌كرد درست و توجيه‌پذير هم ضروري است. دين با انباشتگي ثروت، ميانه‌اي ندارد و پيشنهادهايش براي هزينه كردن، هم تعادل مالي را موجب مي‌شود و هم سبب لذت بردن از زندگي است.
كساني كه به حرص گردآوري مالي دچار مي‌شوند، آرامش و بهداشت رواني آنها به خطر مي‌افتد و با برخورداري از وضعيت مالي دلخواه، باز ممكن است احساس تنهايي يا محبت مشروط ديگران، او را بيازارد. از اين رو، بخشي از هزينه‌هاي پيشنهادي دين اسلام، در چارچوب احسان و انفاق به ديگران است. اين نگاه معنوي به پول و درآمد سبب رونق جامعه و جان مي‌شود. يكي از اين پيشنهادها را در حديث امام حسين عليه السلام كه خود، نمونه عملي اين سخن هستند، مي‌خوانيم: «مَن جادَ سادَ؛ هر كه بخشنده باشد، آقايي كند.»۴ آن كس كه بتواند علاقه خود را از پول و دارايي، به دوست داشتن ديگران تغيير دهد و ديگرخواهي بر فزون‌خواهي مالي‌اش چيره كند، هم در خويشتن حرمت بيشتري مي‌يابد و هم در نگاه ديگران، فردي محترم و دوست‌داشتني است.

خويشتن‌داري
فراز و فرودهاي شرايط زندگي، نياز به روحيه‌اي دارد كه بتواند آن را مهار و در همه آنها ايستادگي كند. چنانچه انسان در برخورد با مشكلات گوناگون، از ابزارها و مهارت‌هاي كافي بي‌بهره باشد، به بن‌بست رواني خواهد رسيد. در آموزه‌هاي ديني، تلاش شده تا اين پيش‌نيازها به پيروان معرفي و به عنوان يك مهم بدان نگريسته شود. بردباري و خويشتن‌داري، از مهارت‌هايي است كه بدون آن، تحمل شكست‌ها و ناكامي‌ها ناممكن مي‌نمايد. امام حسين عليه السلام ، زيبايي اين ويژگي را چنين بيان مي‌كند: «إنّ الحِلْمَ زِينَةٌ؛ بردباري، زيور است.».۵ به همان اندازه كه ميل به گردآوري زينت‌هاي مادي در وجود انسان نهاده شده، گرايش فطري به گردآوري بسته‌اي از خوبي‌ها نيز وجود دارد، فقط كافي است يك انسان كامل و راهنما، چنين فضايلي را طرح كند تا فضاي فكري و عاطفي افراد به آن سوق يابد.

پي نوشت ها :

۱. بحارالانوار، ج٧٨، ص١٢١، ح٤.
۲. همان، ص١١٩، ح١٥.
۳. اعلام الدين، ص ۲۹۸.
۴. كشف الغمّه، ج ۲، ص۲۴۲.
۵. بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۲، ح ۵.

انتهاي پيام/

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.