فارين افيرز از جمله مطرح ترين نشريات آمريكايي در حوزه ديپلماسي و روابط بين الملل محسوب مي شود و نوعي رابطه اثرگذاري متقابل بين اين نشريه و نخبگان سياسي حوزه آنگلوساكسون برقرار است. اين نشريه راهبردي، اخيرا با انتشار تحليلي به رزمايش نيروي دريايي جمهوري اسلامي واكنش نشان داده است كه بسياري از بخش هاي آن جاي تامل دارد. هرچند اقتدار نيروي دريايي جمهوري اسلامي بر كسي پوشيده نيست، اما نگاه از زاويه دشمن به توانايي هاي كشورمان و اعترافات آنان به قدرت نظامي جمهوري اسلامي؛ از اهميت خاصي برخوردار است.
نسخه مناسب چاپ
نویسنده: 

اين نشريه كه با انتخاب عنوان "نقشه جديد تهران تسلط بر منطقه و فراتر از آن است" با ادبيات خود به تعميق روز افزون قدرت جمهوري اسلامي در سطح منطقه و فراتر از آن اعتراف كرده؛ نوشته است:

هنگامي كه بيشترين توجه دنيا بر برنامه ي هسته اي ايران تمركز كرده است، تهران طي سالهاي اخير، پيشرفت قابل توجهي در حوزه امنيت داشته و به طور پيوسته قدرت كشنده ي نيروي دريايي خود را افزايش داده است.

هدف ايراني ها تا سال ۲۰۲۵، اگر همه چيز طبق برنامه ريزي پيش برود، دستيابي به نيروي دريايي است كه بتواند در سراسر پهنه دريايي جهان به خصوص مثلث استراتژيك تنگه هرمز، تنگه مالاكا و درياي سرخ گسترش يابد.

درحالي كه خليج فارس به دليل وجود خطوط و راههاي مهم عبور و مرور انرژي، منطقه اي با ارزش براي جهان محسوب مي شود، ايران در سالهاي اخير بر صنعت نظامي خود علي الخصوص در ساختن ناوهاي جنگي و زيردريايي و موشكها تمركز ويژه اي داشته است.

بعد از پايان جنگ ايران و عراق در سال ۱۹۸۸، ايران استراتژي بازدارندگي را در دستور كار خود قرار داد. نيروي زميني ايران حدود ۴۵۰ هزار نيروي آموزش ديده براي جنگ طولاني مدت و دفاع در نبردهاي نامتقارن در داخل مرزهاي خود را داراست.

همچنين نيروي هوايي ايران توانايي دفاع از نقاط حساس استراتژيك مثل تسهيلات غني سازي اورانيوم نطنز و مراكز نظامي بزرگ و مراكز فرماندهي سياسي داخل تهران و قدرت جنگيدن در ماموريت هاي با مسافت طولاني را دارد.

اما نيروي دريايي ايران متفاوت است. بهترين سازماندهي، بهترين تمرين ها و مجهزترين سرويس هاي نظامي و جنگ افزار ها را داراست.

در حالي كه احتمال دستيابي ايران به سلاح هسته اي حكم يك نيروي بازدارنده ي بالقوه را دارد، نيروي دريايي ايران يك عنصر بالفعل در فعاليت هاي سياست خارجي ايران است.

در همين زمينه آيت الله خامنه اي رهبر عالي ايران تاكيد كرده است كه نيروي دريايي ايران يك ساختار حياتي است.

در حقيقت ايران داراي دو نيروي دريايي است: يكي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران (IRIN) و ديگري نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي (IRGCN). مسئوليت هاي هر دو نيرو از سال ۲۰۰۷ گسترش پيدا كرده است.

ارتش، مديريت جنگ افزارهاي مشخص و پايگاه هاي زير دريايي و تامين نيازهاي كشتي هاي اقتصادي و وظيفه حفظ امنيت درياي خزر و درياي عمان و آبهاي نيلگون خليج فارس را بر عهده دارد. سپاه پاسداران نيز وظيفه پاسداري از خليج فارس و تنگه ي هرمز را داراست كه اين كار را بوسيله ي قايق هاي تندرويي كه محافظ كشتي هاي بزرگ هستند انجام مي دهد. اين تجديد سازمان به تهران امكان داد كه قدرت نيروي دريايي خود را به وسيله ي ارتش به خارج از آبهاي خليج فارس گسترش دهد؛ در حالي كه وظيفه ي سپاه پاسداران كماكان ادامه دارد.

اكنون رشد قدرت دريايي ايران بر همگان آشكار است. در دسامبر ۲۰۱۰، ايران يك تمرين دستگرمي همراه با كشور جيبوتي انجام داد كه بر اساس تفاهم نامه ي همكاري في مابين، امكان استفاده ي ايران از جيبوتي به عنوان يك پايگاه لجستيكي فراهم شد كه نتيجه آن حضور نيروي دريايي ايران از خليج عدن تا درياي سرخ بود.

دوماه بعد، براي اولين بار پس از انقلاب ۱۹۷۹ ايران دو كشتي از كانال سوئز به شرق مديترانه عبور داد كه خشم امريكا و اسرائيل را در پي داشت. هيچ كدام از دو كشور اين اقدام را جبران نكردند و تنها اسرائيل كشتي ايراني را تا زماني كه از كنار سواحلش مي گذشت؛ مشايعت كرد.

تابستان امسال، ايران يكي از زير دريايي هاي Kilo class خود را جهت عمليات عليه دزدان دريايي به درياي سرخ فرستاد و اخيرا نيز ادعاي ارسال كشتي هاي گشتي خود را به غرب اقيانوس اطلس مطرح كرده است. اگرچه احتمالاً ايران پايگاهي براي انجام چنين ماموريتي ندارد ولي اين لحن صحبت حاكي از جاه طلبي و راهي براي نشان دادن نا مشروع بودن حضور نيروي دريايي امريكا در خليج فارس است.

در موقعيت هاي خطرناك سالهاي اخير، سپاه پاسداران قايق هاي تندروي خود را به شكل خطرناكي تا نزديكي ناوهاي آمريكايي و غربي مستقر در خليج فارس پيش برد. اگرچه اين اتفاق غير معمولي نيست و هميشه با تغيير مسير قايق تندرو قضيه فيصله مي يابد. اما تغييرات اخير نيروي دريايي ايران، خطر جنگ را افزايش مي دهد.

از سال ۲۰۰۵ لازم نيست كه حتماً تمامي اقدامات و دستورات مركز رهبران از تهران و توسط رهبران ارشد صادر شود. بر همين اساس يك قايق تندرو از فرماندهي سپاه پاسداران در سال ۲۰۰۷ ملوانان انگليسي را دستگير كرد كه يك اقدام تاكتيكي با دست آوردهاي استراتژيك بود.

رفتار نيروي دريايي ايران در خارج از منطقه جسورانه تر شده است. نيروي دريايي ايران حتي با كشورهايي كه هيچ مرزي با ايران ندارند نيز ارتباط برقرار كرده است. اين ديدارها علاوه بر ارتباطات سياسي، تشكيل يك ساختار نظامي سودمند براي طرفين را به همراه داشته است. به طور مثال استفاده از بنادر كشور هايي نظير جيبوتي به ايران اين امكان را مي دهد كه گستره ي خطوط دريايي سنتي خود را افزايش دهد. مسئله ي نگران كننده تر اين است كه از اين طريق ارتش مي تواند سلاح هاي خود را به گروه هاي مختلف خارج از كشور برساند.

علاوه بر اين، ايالات متحده با حضور كشتي هاي ارتش جمهوري اسلامي خارج از خليج فارس مخالفت مي كند. اين مسئله پيام مهمي براي طرح ريزان و فرماندهان ارتش آمريكا دارد كه ايالات متحده را مجبور مي كند، قدرت دريايي خود را در مناطقي نظير درياي سرخ كه منطقه ي سبكتري در نظر گرفته مي شد، افزايش دهد. ايران به زودي توانايي جلوگيري از ورود ايالت متحده به تنگه ي هرمز و خليج فارس را خواهد داشت.

از طرف ديگر، نيروي دريايي ايران بيست سال پيش در طول جنگ ايران و عراق از طرف ايالات متحده تحريم شد. از آن به بعد تهران در جستجوي راهي براي در هم شكستن تحريم ها بر آمد كه از سوي رهبران ايران «خودكفايي» نامگذاري شده است.

در سال ۲۰۱۰، ارتش جمهوري اسلامي اولين جنگنده ي دريايي بومي خود به نام موج را به دريا انداخت. تهران همچنين چهار جنگنده ي موشكي ساخت و در آگوست ۲۰۱۰ به جنگنده هايي نظير Peykaap/Tir كه قابليت شليك موشك هاي كروز ضد كشتي را نيز دارند دست يافت. در همين زمينه دفتر اطلاعات نيروي دريايي ايالات متحده اذعان كرد: ايران نشان داد كه توانايي ساختن كشتي هاي متوسط تا بزرگ را دارد.

ايران همچنين مستقلا توليد زير دريايي ها و موشك هاي مورد نياز خود را به عهده دارد. زير دريايي «غدير» كه خاصيت چند گانه اي دارد تا سال ۲۰۰۷ تنها به عدد سه مي رسيد، اكنون به ۱۱ عدد افزايش پيدا كرده و ظرف سه سال آينده ۹ عدد ديگر نيز به آن اضافه خواهد شد. در سال ۲۰۰۸، تهران از توليدي بزرگتر و نيرومند تر پرده برداري كرد و آن چيزي نبود جز زيردريايي ۱۰۰۰ تني قائم با طراحي موشك هاي مخصوص ساخته شده است و ارتش جمهوري اسلامي بهار گذشته آن را با ۱۸۶ مايل برد مفيد آزمايش نمود.

پس از آن عكس العمل هاي در هم آميخته اي در خليج (فارس) شكل گرفت. شش كشور حاشيه خليج (فارس) معتقدند كه برنامه ي هسته اي ايران تهديدي براي منطقه محسوب مي شود. در همين راستا در بحرين جلسه اي با حضور پنج عضو ديگر به همراه ايالات متحده برگزار شد كه با موضوع ضمانت امنيت منطقه بود و عربستان نيز تحت تاثير توانمندي هاي ايران، قراردادهاي جديدي منعقد كرد كه طبق آن رياض به دنبال هزينه ي ۳۰ ميليارد دلاري براي ارتقاء نيروي دريايي خود است (رياض در سال ۲۰۱۰ بيش از ۶۰ ميليارد دلار با واشنگتن معامله ي تسليحاتي امضاء كرده بود).

واشنگتن، در اين راستا به افزايش قدرت نيروي دريايي ايران، پاسخي داد كه تفاوت هايي با گذشته داشت. ماه گذشته رئيس ستاد مشترك در ياسالار «مايك مولان» پيشنهاد داد كه تهران و واشنگتن راهي براي اجتناب از سوءتعبير ها و جلوگيري از تصادفات تاكتيكي و خارج شدن اوضاع از حالت تحت كنترل بيابند كه تهران اين پيشنهاد را رد كرد و احتمالاً دليل آن را حضور نامشروع امريكا در خليج فارس مي داند. ايران در سپتامبر گذشته عنوان كرد كه براي خودش راهي دريايي به سواحل امريكا در اقيانوس اطلس باز خواهد كرد. سخنگوي كاخ سفيد «جي كارني» چنين احتمالي را رد كرد و گفت كه كاخ سفيد جداً چنين ادعايي را برنمي تابد.

اما كشور هاي حاشيه خليج (فارس) به زودي خواهند فهميد كه با نيروي دريايي جديد و غربي اما كوچك و مختصر خود كه توانايي مطابقت با هيچ لشگركشي دريايي را ندارد، راه به جايي نخواهند برد. تا زماني كه ايالات متحده حضور خود را در آبهاي خاورميانه ادامه دهد، خيالشان راحت است. اما ايران كار خود را آغاز كرده است. و اين كشور ها بايد فكر و نقشه اي در مورد طراحي و ساخت و مدرن سازي نيروي دريايي خود بكنند.
پايان خبر./

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.